پرواز عاشقانه نوید عزیزی

نوید عزیزی متولد1364 ازسنگنوردان ودیواره نوردان برجسته همدان.

کوهنوری ساده.  نجیب.  افتاده حال    وخواستنی.

         از افتخارات کوهنوردی همدان.

                                                پروازی عاشقانه در علم کوه.

ی                                                                           یادش گرامی .روحش شاد

 

  

 

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد         فریبنده زاد و فریبا بمیرد  

             شب مرگ تنها نشیند به موجی                    رود گوشه ای دور و تنها بمیرد  

    در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب           که خود در میان غزلها بمیرد

                  گروهی بر آنند که این مرغ شیدا         کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد  

          شب مرگ از بیم آنجا شتابد                 که از مرگ غافل شود تا بمیرد  

          من این نکته گیرم که باور نکردم              ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

          چو روزی ز آغوش دریا برآمد                    شبی هم در آغوش دریا بمیرد  

       تو دریای من بودی آغوش باز کن      که می خواهد این قوی، زیبا بمیرد  

                                                                                          نعمت اخضری مرداد1395

دیواره علم کوه سومین قربانی را از همدان گرفت.خیلی دردناک.محمد خدایاری.اصغر مهرپویا و   نویدعزیزی.   .روزز چهارشنبه ساعت 5 بعدازظهر روی قله علم بودیم وخبر ریزش سنگ از دیواره علم کوه  .واصابت برسرنوید ومرگ  نوید حالمان را گرفت واشگ ها سرازیر.

هفته پیش بودکه یک عکس از نوید در تلگرام زدم ونوشتم نوید سنگنورد ودیواره نوردی  خوب ومستعد همدان......نوید جوان کارگر وزحمتکش ودیواره نورردی بی سروصدا.مودب نجیب وبی ادعا.کم حرف وخیلی توانمند.حالا که رفته تعریف اورا میکنیم  ودربودنشان سکوت.گاهی فکر میکردم اگر اوبا اسماعیل زاده کار میکرد چه میشد.بهر جهت ما   جامعه کوهنوردی شناخت خوبی از این جوان های توانمند وبا غیرت وباهمت شهرمان نداریم انها رادرک نکردیم وحیف  . به هر جهت من برای نوید احترام خاصی قایل بودم  وخبر مرگ زودهنگام این جوان اشکم را در اوردمن 44 سال پیش بدیدار قله علم رفته بودم واین بارهفتمین بار بود که باشوق زیاد وعاشقانه به این قله رفتم ولی خبر مرگ نوید شیرینی صعودوتجدید خاطزاتم به تلخی گرائید.و......از علم کوه گله مند نمیتوانم باشم علم کوه همین است. ونوید را هم کاملا بی تقصیر می بینم وحادثه ریزش اتفاقی خارج از اختیار کوهنورد بوده.من به عنوان یک کوهنوردکه خودم عزیزانی را دراین راه از دست دادم مرگ نابهنگام  وباور نکردنی نویدو این ضایعه درناک را به خانواده محترم  او وجامعه کوهنوردی تسلیت عرص مینمایم وبرای مهدی نامدار که دربیمارستان بستری است ارزوی بهبودی وسلامتی میکنم. نعمت اخصری           .جمعه22 مرداد.1395

 

 

 

 

 

 

 

 

مهدی نامدار هم طناب نوید در بیمارستان 

شرح حادثه از زبان سعید عریانپور

   سعید عریانپور که در منطقه علم کوه حضور داشتند

، اتفاق امروز صبح به شرح زیر میباشد ساعات اولیه صبح تیم عریانپور و محمودی به قصد بارگذاری و صعود به سمت دیواره علم کوه حرکت میکنند و تیم مرحوم عزیزی و نامدار هم همزمان به قصد صعود مسیر همدانیها به سمت دیواره راه افتاده و هر دو تیم به منطقه معروف به گل سنگها میرسن ،با هماهنگی تیم اول به بالا صعود میکنن و تیم دوم با فاصله ای بعد خروج تیم اول از طنابهای ثابت اقدام به صعود میکنند که صدای ریزش سنگ از سمت چپ دیواره (مسیر هاری رست) توجه تمام تیمها را به خود جلب کرده و نفرات پناه میگیرند.طبق گزارش عریانپور احتمال اصابت سنگ به دو تیم با توجه به مسیر ریزش کم بوده است ،در این موقع (5.30 بامداد) سراغ تیم دوم را میگیرن که صدایی شنیده نمیشود و عریانپور اقدام به فرود کرده و در ابتدا به مرحوم عزیزی میرسد (پا از ناحیه ساق آسیب دیده ،از زیر کلاه کاسک خون میاد )و با نگاه چشم و لبخند جواب عریانپور را میدهد. نفر دوم نامدار بر عکس روی طناب قرار گرفته و از شدت درد فریاد میکشد  عریانپور نفر دوم را فیکس کرده و در این زمان محمودی به نفر دوم میرسد ،عریانپور صعود کرده و به سمت عزیزی میرود و جویای حال او میشود (ناگهان نبض کم شده و سطح هوشیاری پایین می آید)اقدام به سی پی آر میکند که حدودا هشت دقیقه طول میکشد و در این زمان همچنان باران سنگ به روی تیمها ادامه دارد،متاسفانه ضربه وارده به سر مرحوم عزیزی شدید بوده و تلاش عریانپور نتیجه ایی نمیدهد و نوید عزیزی جان به جان آفرین تسلیم میکند ،با توجه به شرایط موجود به کمک نفر دوم میروند و با استفاده از تکنیکهای حمل مصدوم او را به پایین شکاف یخی انتقال میدهند ،در اینجا کوهنوردان دیگر همدانی و تهرانی برای حمل مصدوم به کمک اینها می آیند،مجدد عریانپور صعود میکند و به مرحوم عزیزی رسیده و با کمک محمودی پیکر مرحوم عزیزی را به کف یخچال انتقال میدهند .


کارنامه

نوید چه کرد

مختصری از برنامه های نوید جوان کوهنورد31 ساله ومکانیک از زبان سعید عریانپور

آقای نوید عزیزی از سال 1379 کوهنوردی خود را با آقای حمید بختیاری شروع کردند تا سال 1382 و از سال 1382 کوهنوردی حرفه ای خود را با آقای عباس دانشگر ادامه دادند 1 – سال 89 مسیر گرده ی آلمانها با آقایان عباس دانشگرو علی عظیمی صعود کردند 2 – سال 90 مسیر فرانسوی ها را با آقای عباس دانشگر صعود کردند 3 – سال 90 خط الراس اشترانکوه را با آقایان عباس دانشگر- احسان جباری – علی حکی – مهدی اصلانی صعود کردند 4 – سال 91 با سعید دینی مسیر لهستان 52 را صعود کردند 5 – سال 91 خط الراس اشترانکوه را با آقایان عباس دانشگر- سعید دینی و مجید احمدی صعود کردند 6 – سال 91 ادامه ی رول کوبی سنگ بلال به طور کامل با سعید دینی 7 – سال 92 مسیر لهستان 52 با سعید دینی صعود کردند 8 – سال 93 با آقای عباس دانشگر مسیر فرانسویها را صعود کردند 9 – سال 94 با سعید دینی مسیر کریستال فال ( ایتالیا ) را صعود کردند

 


 

عریان پ, [14.08.16 05:16] 🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑 سلام دوستان و همنوردان عزیز بدینوسیله می خواستم از تمامی دوستان و عزیزانی که با پیامهای خود موجب آرامش خاطر اینجانب و سایر دوستان واقع در منطقه بودند تشکر و قدردانی  داشته باشم .

 لحظات خیلی بدی رو تجریه کردم وقتی که دوست عزیزت در دستان تو جان بده و تو حتی نتونی براش گریه کنی چرا که باید به خودت مسلط باشی و بتونی نفری رو  که امید به زندگیش هست رو به پایین انتقال بدی ...خیلی سخته که امیدوارم هیچکس تجربش نکنه .

 تا حالا دو بار تجربه از دست دادن دوستان و عزیزان همراه رو داشتم یکی کاظم محسنی که سال 84 زیر پناهگاه کلاغ فوت شد و دیگری اصغر مهر پویا در سال 85 در منطقه علم کوه که برای هر دو عزیز فرصت عزاداری و گریه و تخلیه روانی رو داشتم ولی در مورد نوید حتی فرصت نکردم چشماشو ببندم

... خدا رحمتش کنه به قول یکی از دوستان زندگی کماکان جریان داره

فقط نکته مهمی که به ذهنم میرسه امادگی مواجهه با حوادث و اتفاقات ناگوار اینچنینی هست . با اینکه فکر می کردم به کارهای امداد و نجات مسلط هستم و در کلاس ها و دوره ها بارها اونا رو تمرین کردم ولی در حادثه واقعی و در زمان فرود مهدی نامدار با سختی زیادی روبرو شدم که یک معنی داره اموزش و تمرین و فرا گیری فنون حد و مرزی نداره و همیشه و در هر سطحی که هستی باید به دنبال پیشرفت و رفع نواقص خودت باشی مطمئن هستم که روح نوید عزیر با اون خصوصیات اخلاقی بی نظیر در ارامش هست روحش شاد و یادش همیشه گرامی        


 

اقای عریانپور خسته نباشید کارت خیلی عالی وعاطفی وانسانی بوده وهست.ودیدن مرگ همنوردو رفیق کوه خیلی سخت ودردناک است.کوهنوردی بزرگ منشی ومعرفت چاشنی ان است که ممکن است در خیلی جاها نباشد شماودوستانتان که زحمات زیادی را متحمل شدید.سلامت وموفق وپیروز باشید

کارهای خوب هیچ وقت فراموش نمیشود.

ن                                                                                             نعمت اخضری

بیات علی, [ جناب آقای عریانپور درود بر شما

آدمی در خلال زمان در کوره زندگی گداخته، شکل میگیرد و در درون مصیبت ها چون حوضچه ای سرد، آبدیده میشود.

گر چه ابراز همدردی از کیلومترها دورتر بدون هیچ خاطره ای تلخ از فریاد و فغان  و خون و جدا شدن روح از تن یک دوست، سهل وآسان است اما همین هم میتواند چون قطرات روغن، نقش  روان کننده را بر عهده داشته باشد و پیام تنها نبودن شماست که دوستان در کنارشمایند  والا حضور در صحنه غمبار و دم بر نیاوردن کجا و از دور فریاد "لنگش کن" کجا.

برای شما و سایر دوستان که تمام مساعی را به خرج دادید تا اوضاع وخیم تر نشود، صبر و تحمل بیشتر و برای خود آموزش و احتیاط و برای زنده یاد" نوید" آمرزش و برای مهدی، نگاه پر مهر خدا را آرزومندم.

ارادتمند علی بیات 24مرداد95💐🌸

ن.اخضری, [14.08.16 10:04] [Forwarded from ن.اخضری] اقای عریانپور خسته نباشید کارت خیلی عالی وعاطفی وانسانی بوده وهست.ودیدن مرگ همنوردو رفیق کوه خیلی سخت ودردناک است.کوهنوردی بزرگ منشی ومعرفت چاشنی ان است که ممکن است در خیلی جاها نباشد شماودوستانتان که زحمات زیادی را متحمل شدید.سلامت وموفق وپیروز باشید

ن.اخضری, [14.08.16 10:04] [Forwarded from ن.اخضری] کارهای خوب هیچ وقت فراموش نمیشود.

    


🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑

 

 

حمید, [12.08.16 12:12] [In reply to عریان پ] سعید جان خسته نباشی حق داری همه دوستان حس وحال تو رو درک می کنند  جای سر زنش برای خودت نذار تو کاری که از دستت بر می امده تو اون شرایط وخیم و به قول خودت ساعت 5.5 صبح انجام دادی حادثه خبر نمی کند مگه تو دلت می خواسته که برای همنوردت مشکلی پیش بیاد باید برگردی به زنده گیت زنده گی ادامه داره تو رقاقت خودت ثابت کردی به ورزش و کوهنوردی تشویق می کردی نه به کاری غیر از این این رو بدان چرخ کج رفتار هیج چیزی رو مفت به ادمی نمی دهد در قبال هر دادنی ی چیز خوب ازت می گیره و گل ورچین می کنه  درسته باور نکردنی و  دل خراشه ولی تو و دیگر همنورداش ادامه دهنده راهش باشید سترگ واستوار ببش از بیش  کام خودت و خانواده رو تلخ نکن دوست عزیز و هم گروهی سابق 🙏🙏🙏🙏

امزاجردی علی

 [ حادثه علم کوه و باید ها و نبایدها : این که چرا این حادثه اتفاق افتاد باید ریشه یابی شود پدیده گرم شدن زمین باعث شده که طبیعت و خصوصا مناطق سرد دستخوش تغییرات زیادی شود یخچال علم کوه نسبت به دهه 60 و70 تغییرات شگرفی کرده فرو نشست سطح یخ ،ایجاد شکافهای غیر عادی،عمیق شدن جویبارهایی که زمانی در سطح حرکت میکردند به میزان 2 تا 5 متر و انباشت این آبها در زیر یخچال و نتیجه آن سیلاب سال 91 و...نشان میدهد که باید فصل صعود را تغییر داد باید زودتر شروع کرد چرا که چسبندگی سنگهای منطقه که پیوستگی خاصی با یخ دارند از استحکام خاصی برخوردار است و قدرت ریسک کردن با ضریب بالایی قابل پیش بینی است.به نظر میرسد فصل صعود از 25 خرداد تا 20 تیر ماه زمان مناسبی باشد. نباید صعود دیواره علم کوه به عنوان تمایز ویژه تصور شود هر چند صعود این دیواره در کارنامه هر دیواره نورد ایرانی موءثر است ولی تاثیر آن نباید لطمه ای به ورزشکاران و جامعه مرتبط به آن وارد کند.باید دیدگاه تعییر کند....

علیرضا امزاجردیان 95.5.22


 

 دلنوشته هام: بنام مادر مادری که از زمانی که منزل را به کوه ترک میکنم دلشوره دارد، من از طبیعت بکر زیبا لذت میبرم، من با صدای برش برف بروی برفچال احساس ارامش دارم، من از تاریکی کوهستان لذت میبرم، من در چادر درکیسه خوابم خیالم تخت تخت است که سردم نمیشود، و هزار من من من...  ولی مادر دلشوره هایت را کجای دلم بگذارم، نگرانیهایت را چه کنم. خوب مادر است حقم دارد، گاهی اگر در کوه احتمال خطر وجود داشته باشد ازش براحتی عبور کنم، میدانم که دعای مادر مرا نجات داده... اری مادر من به همان قدر که از کوه لذت میبرم همان قدر هم به تو بدهکارم چون  بهای لذت بردن من از طبیعت دلشوره هایت است.   🌸🌸😔              تقدیم به مادر داغ داره نوید😔😔

Reza Seifi, [13.08.16 00:00] [Forwarded from عریان پ] سلام  دوستان حال مهدی نامدار در حال حاضر خوبه . در حال حاضر بیمارستان هستم .  جزییات مصدومیت به شرح زیر است شکستگی 4 تا از دنده های سمت راسته سینه شکستگی 3 از دنده های سمت چپ سینه شکستگی مهره های 1 و 2 کمر شکستگی  کتف راست پارگی و خونریزی شش ها که مانع نفس کشیدن مناسب ایشان شده بود و به گفته پزشک متخصص اگر 10 دقیقه دیرتر به بیمارستان می رسید فوت میشد زندگی مهدی از همه مهمتر مدیون خلبان ماهر منطقه هستیم که فرود فوق العاده ای در منطقه علم چال داشت ..

باتشکر ازهمه کوهنوردان همدانی که در منطقه علم کوه بودند وباناتمام گذاشتن برنامه شان به امداد وکمک رسانی وحمل مصدومین کمک بسزائی نمودند . از جمله سعید عریانپور .وحیدمحمودی.امیرپاینده. مصطفی حاتمی.مسعود امینی.عرفان اصفهانی.ودیگر عزیزانی که به هرنحوی کمک نمودند.

وتسلیت به

خانواده محترم.پدر.مادر.خواهروبرادران داغدارش و

دوستان ویاران همنوردش و

 عباس دانشگر دوست وهمنورد نوید.

                                                                     نعمت اخضری25مرداد1395

 عکس ها وبعضی از مطالب از تلگرام استفاده شده وهمچنین مطالب تنظیمی اقای سعید عریانپور.

منطقه زردکوه

                                                        منطقه زردکوه

 

قله شاه شهیدان

رشته كوه زردكوه بختياري در مركز كوه هاي زاگرس و در منطقه چهارمحال بختياري قرار گرفته از شمال غربي به كوه هاي لرستان ( اشترانكوه و قالي كوه ) و از جنوب به كوه هاي دنا محدود است  . اين كوه از دره لاوه و روستاي برد شمشير واقع در 128 كيلومتري شمال غربي شهركرد شروع شده و تا روستاي كاج واقع در مجاورت دره آب كوهرنگ 40 كيلومتري جنوب غربي شهركرد به طول 123 كيلومتر و به عرض متوسط 20 كيلومتر از شمال باختري به سوي جنوب خاوري كشيده شده و وسعت آن حدود 2450 كيلومتر مربع مي باشد . بلندترين قله آن كلويخي با 4225 متر ارتفاع و ساير قلل آن عبارتند از شاه شهيدان 4150 متر ، هفت تنان 4109 متر ، دوزرده 4180 متر ، aaسكندرساز ( نازي ) 4000 متر پينستون 4040 ، باركالون 4040 متر ، ايلوك 3900 چری3640 متر . ... زردكوه به علت داشتن زمستان هاي پربرف و وجود يخچال هاي بسيار بزرگ و دائمي داراي چشمه هاي بزرگ از جمله كوهرنگ و منابع و ذخاير آب فراواني است و سرچشمه رودهاي سيار بزرگ از جمله كارون بوده و بعلت فراواني آب با زدن سدهاي و تونل هاي متعدد آب اين كوه را به زاينده رود اصفهان هدايت و موجب آباداني مسيرهاي رودخانه و باغات زياد زمين هاي حاصلخيز كشاورزي شده است .

رشته كوه زردكوه از گردنه چري شروع شده و آخرين قله مهم آن هفت تنان است و ما كوهنوردان همدان در دو برنامه جداگانه ( يك برنامه صعود كلويخي – دوزرده ،‌ شاه شهيدان و هفت تنان را صعود كرده و در يك برنامه ديگر از نزديكي سد سوم و گردنه چري قله هاي پينستون ،‌ سكندرساز ،‌ مون كله و كلوپخي را صعود نموده كه شرح صعودها به پيوست و ادامه مي باشد  .

                                                                                                        نعمت اخضری

منطقه زرد كوه بختياري :  خرداد سال هزاروسیصد وهفتاد

صعود قله شاه شهيدان دوز رده كلونچي                        3/14/ /70   

ساعت 3/15 بعد از ظهر از سد كوهرنگ بطرف چال ميشان حركت كرديم . ابتدا به آنطرف سد رفتيم و راه مالرو رابه طرف دره شاه شهيدان ادامه داده و پس از طي مسنعمتي ( حدود يك ساعت ) بطرف دره سمت چپ پيچيده و از كف دره شروع به صعود كرديم و در سمت چپ دره صخره هاي زيبايي وجود داشت و چادر نشين ها تقريباً پراكنده بودند تا انتهاي اين دره هم حدوداً يك ساعت وقت گرفت . وقتي به انتهاي دره رسيديم يك كوه در سمت راست بودكه بالاي آن سنگي و صخره اي بود كه بايد به بالاي  آن برويم اين راه هم تا بالاي سنگها  نزديك يك ساعت طول كشيد و بالاي آن ميداني وجود داشت كه چمن و آب داشت و آنرا چال ميشان ميگويند . ساعت 7 بعد از ظهر دراين محل چادر رابرپا كرده و پس از تهيه آب براي مصرف شب و فردا و همچنين صرف شام خوابيديم .

توضيح اينكه در بيشتر قسمتهاي زردكوه عليرغم وجود يخچال و برف زياد آب خيلي كم مي باشد و دراين محل شب ها بعلت سردي هوا ذوب برف متوقف شده و جريان آب قطع ميشود .و روزها پس از گرم شدن هوا و ذوب برفها مجدداً آب سرازير ميشوند.

صبح ساعت 5/30ازخواب بيدار شده و بعد از صرف صبحانه ساعت 6/30 دقيقه بطرف چال ميشان اصلي (بالا حركت كرديم درمسير برف خيلي زيادي وجود داشت وآب هم اصلاً نبود . از بالا سمت چپ چال ميشان حركت كرديم كه مسير خوبي بود و پس از طي قسمتهاي برفي زيادي ساعت 10 صبح به قله شاه شهيدان رسيديم درحاليكه كليه وسائل و بارهاي خود را حمل مي نموديم و بار سنگين موجب  كندي راه رفتن  مي شد

ساعت 10/30از قله شاه شهيدان بطرف قله دوزرده حركت كرديم ابتدا تا گردنه بين قله ها ي شاه شهيدان و دوزرده رفته كه يك ساعت وقت گرفت و صعود قله دوزرده هم يك ساعت كه جمعاً دو ساعت ميشود و مسير راه همراه با سنگ نوردي و برف بود.

از قله دوزرده تا گردنه يك ربع راه آمديم و ساعت 1 بعد از ظهر نهار را در اين محل صرف نموديم و ساعت 2/30 از روي خط الراس بطرف قله كلونچي حركت كرديم و پس از صعود يك قله فرعي بين راه ساعت 35/4 دقيقه به قله كلونچي رسيديم كه ظاهراً اين قله از ساير قله ها بزرگتر بنظر ميرسد و بيشتر مناطق زردگوه را ميتوان بخوبي ازاين قله تماشا كرد. قله هاي هفت تنان – شاه شهيدان – دوزرده – منطقه پينستون و سكندرساز و ما ازاين محل عكسها و اسلايدها ي زيادي گرفتيم.

توضيح : راه از  سد كوهرنگ به چال ميشان پايين سه ونیم ساعت و چال ميشان پايين تا قله شاه شهيدان سه ونیم ساعت  قله شاه شهيدان ،تا كلونچي حدود 4 ساعت وقت گرفت.                                                  

 در مورد ادامه خط الراس از كلونچي به طرف تقريباً جنوب زرد كوه قله پستي و بلنديهاي زيادي به چشم ميخورد كه شرح صعود آنها جداگانه ، ضميمه اين گزارش  بشرح زیر ميباشد .

توضيح 2: از قله كلونچي مسير دره پشت سرازير شديم و بطرف تنگه اي رفتيم ، تمام مسير از روي برف حركت ميكرديم و تمام تنگه هم پوشيده از برف بود پس از دو ساعت سرازيري از روي برف بالاخره به محلي رسيديم كه از زير برف ها آب بيرون مي آمد و در آن محل چادر زده و شب را بسر برديم در حاليكه  سیزده ساعت راه پيموده و خيلي خسته شده بوديم . شب هم باد ميآمد و نمي گذاشت براحتي بخوابيم .

 روز بعد ساعت 7 صبح از مسير دره   سرازير شديم و پس از طي مسيرهاي زيادي كه خيلي زيبا بود پس از طي دو ساعت به انتهاي دره رسيديم كه نزديك به ده ماربره بود ازانتهاي دره و يا تنگه كه گينه شو ناميده ميشد جاده اي كشيده شده بود كه جنوب آن بطرف ده ماربره و سدّ سوم و شمال آن بطرف سدّ دوم و اول كوهرنگ ادامه پيدا ميكرد . ما پس از 1l30ساعت به سد دوم رسيديم از سد دوم يك راه بطرف چلگرد جدا ميشود ( سمت غرب ) و يك راه هم بطرف كوهرنگ سد اول ميرود (سمت شمال ) و اگر ماشين  گير مي افتاد بطرف چلگرد بايد مي رفتيم و چون ماشين نبود پياده بطرف سدّ اول كوهرنگ رفتيم كه حدود يك ساعت وقت گرفت . نهار را در سد كوهرنگ صرف نموديم .

صعود قله هفت تنان و بازديد از سر چشمه كوهرنگ :

از سد كوهرنگ بطرف سرچشمه كوهرنگ  حركت كرديم ، ابتدا راه مالرو آنطرف سدّ را طي كرده و به اولين چشمه اي كه رسيديم راه باريكي را كه از وسط دره هاي كوچك طي ميشد عبور كرده و ببالاي تيه ها  كه جاي تقريباً مسطحي بود رسيديم و با همان راه رفته تا به سرازيري يك رودخانه بزرگ رسيديم . ازمسير رودخانه به آب زده و راه مالروي راكه سر بالائي بود ادامه داديم .

 توضيح اينكه اين رودخانه زيبا و بزرگ از زيرقله شاه شهيدان سرچشمه ميگيرد و مسير را ادامه داده تا به رود كوهرنگ مي پيوندند .

 راه مالرو را ادامه داده تابه سرچشمه بسيار زيبا و قشنگ كوه رنگ رسيديم اين  مسير با حمل كوله پشتي و وسائل خواب حدود 3 ساعت طول كشيد و سر چشمه كوهرنگ آنقدر عظمت دارد كه حيف است يك شب را در آنجا نمانيم در قسمت بالاي سرچشمه يك محل غار مانند بودكه تصميم  گرفتيم در آنجاشب را بگذرانيم . هرچه ازآب گواراي كوهرنگ مي نوشيديم سيراب نمي شديم .

روز بعد ساعت 5 صبح بطرف قله هفت تنان براه افتاديم ابتدا ازبالاي چشمه گذشته و تقريباً از زير كوه سمت چپ و بيشتر بالا دست بطرف تنگ هفت تنان با  تنگ ايل بيگ حركت كرديم .و پس از گذشتن پستي و بلنديهاي بعد از 2/15 ساعت به اول تنگه رسيديم صبحانه را درآنجا صرف نموده و در محل چشمه آب وجود نداشت ولي از آب برف كه جاري شده است بايد استفاده كرد .

 از ابتداي تنگه يك مسير يخچالي بطرف سمت راست را بايد ادامه داد و تمام مسير از روي برف مي گذرد و بايد خيلي دقت كرد كه بطرف سمت چپ نرويم كه راههاي بيراهه است و موجب اتلاف وقت و سردرگمي ميشود .

 بعد از حدود 2 ساعت به محلي رسيديم كه فكر كرديم بن بست  است و تا اينجا هم قله اصلاً معلوم نيست ( قله در پشت كوه است ) و بطرف سمت چپ منحرف شديم ولي بعد از كمي بررسي متوجه شديم كه راه انحرافي است و برگشتيم و همان راه راكه فكر مي كرديم بن بست است ادامه داده و پس از مسافت كوتاهي حدود نيم ساعت كوه هفت تنان را با زيبايي خاص خود و همانند كوه ماترهورن به چشم ديديم و بسيار خوشحال شديم .

 دراين قسمت دركف دره آب برف جاري و قابل استفاده بود . براي صعود به قله دو يخچال سمت راست را ادامه داده تابه قله رسيديم اين قسمت حدوداً 1/5ساعت وقت گرفت و ازاول تنگه تا قله 5ساعت در پشت قله يخچال بسيار بزرگ با برف خيلي زياد نمايان بود .

چند لحظه اي در قله بوديم كه يك مرتبه باران شديدي شروع به ريزش كرد . و بالاجبار از ترس رعد وبرق از قله سرازير شديم و در تمام مسير پايين آمدن باران و تگرگ ميباريد و ما را در مرداد ماه غالفلگير نمود . و تمام لباسهايمان خيس شده بود تمام مسير را به تندي از روي برف و يخچال آمديم و در كف دره هوا كمي بهتر شد نهار را خورده و لباسها را كمي خشك كرديم . ساعت 4/15 ازاول تنگه بطرف چشمه كوهرنگ حركت كرديم و ساعت حدود 7 بعد ازظهر در چشمه كوهرنگ بوديم ، رفت و برگشت از چشمه كوهرنگ به قله هفت تنان با استراحت و صرف نهار و صبحانه حدود 14 ساعت طول كشيد .

 روز بعد ساعت 8 صبح ازيك راه مالرو بطرف دشت و رود كوهرنگ حركت كرديم و پس از حدود 2 ساعت به رودخانه رسيديم كمي استراحت كرده و خودمان را شستشو داده و بطرف چلگرد حركت كرديم ساعت 12 درچلگرد بوديم و به همدان بازگشتيم .

برنامه زردكوه  سكند رساز ، مون كله ، پينستون كلونچي

روز يكشنبه 70/4/30 : ساعت 5 صبح با سواري شخصي از همدان بطرف چلگرد حركت كرديم پس از گذشتن از شهرهاي ملاير بروجرد – درود – ازنا – اليگودرز – چادگان – شهر كرد – ساعت 1 بعد از ظهر به چلگرد رسيديم از چلگرد يك وانت دربستي كرايه كرده و بطرف ده ماربره حركت كرديم توضيح اينكه ده ماربره بعداز گذشتن از سد دوم كوهرنگ به نزديك سدّ سوم كه در دست احداث ميباشد ميرسد . كمي پايينتر از ده ماربره دركنارسد سوم و تاسيسات آن نهار را صرف نموديم (مسير چلگرد به سدّ سوم حدوداً يك ونيم ساعت وقت گرفت كه تماماً خاكي بود و شيب هاي زيادي را پايين و بالا ميرفت .

ساعت 4/30 بطرف تنگه اي كه درسمت چپ كوه بود و پايين تر از سد سوم حركت كرديم اسم اين تنگه آغل ملي بود يك يال را دور زده و ساعت 7/15 بعد از ظهر به كف تنگه كه داراي آب و رودخانه بود رسيديم و شب را دراين محل اطراق نموديم .

دوشنبه 70/4/31: ساعت 30/7 بطرف انتهاي تنگه حركت كرديم ، تا آخر تنگه بيشتر از روي برف مي رفتيم و پس از دو  ساعت به انتهاي تنگه بنام سر تنگ رسيديم وادامه راه بطرف سمت چپ به گردنه اي منتهي مي شود . درقسمت چپ دره يك سري سوزني  و دو قله به چشم مي خورد كه شيب خيلي زيادي دارد و بيشتر راه از روي شن هاي روان كه كوهنورد را خسته ميكرد حركت مي كرديم و ساعت 1 بعد از ظهر به قله آخر سوزينها رسيديم و از آنجا مناطق اطراف و قله هاي كلونچي و چهار پنج قله مسير خط الراس را تماشا كرديم . نام اين قله را سخندر ساز مي گفتند .

 از قله سخندرساز به قله صخره اي ديگر كه بلند تراست صعود كرديم و ابتدا از زير صخره ها و سپس يك شيب تند شني را رفتيم .ساعت 2 بعدازظهر روي قله بوديم و كلاً ميتوان گفت صعود اين قله از ابتداي راه 9 ساعت زمان مي برد نام اين قله مون كله ميباشد از اين قله خط الراس شروع مي شد كه پس ازيك نيم دايره به خط الراس اصل زرد كوه رسيد .

ابتدا به گردنه اي رسيديم و در زير يك قسمت برفي نهار را خورديم و خوشحال از اينكه آب دراين محل وجود داشت و البته آب برف كمي ميل به سياهي داشت و گويا اثرات بارانهاي سياه ناشي از آتش سوزي هاي چاه هاي نفتي كويت در آن وجود داشت ساعت 3/5 نهار را خورده و پس از استراحت و صرف چاي ساعت 4/5 راه را بطرف قله هاي بعدي ادامه داديم . از يك راه باريك و مالرو عبور كرده و ساعت 5/20 بعد از ظهر به محل چادر علي مدد رسيديم كه چال ميشان ناميده ميشد از اينجا بطرف قله حركت كرديم كه حدودا يك ساعت طول كشيد و پس از برگشت ساعت 7/30درچادر عشاير  محلي علي مدد بسر برديم و عشاير با ماست و چاي ازما پذيرايي كردند وارتفاع اين محل حدود 4000 متر و شب هم كمي سرد بود و ما بعلت خستگي زياد زودتر ازهميشه خوابيديم ،

قله هائي كه دراين روز صعود  شد :

1- سكند ساز – پاسخندر ساز با 4000 متر ارتفاع 2- كلنگ رو   3 -مون كله 4075 متر 4- كل رينه 5- پينستون .

سه شنبه یک مردادسال هفتاد. ساعت هفت صبح حرکت تابه  خط الراس رسدیم  اولین قله یک  ساعت  شد سپس بقيه قله هاي كوچك و بزرگ را از روي خط الراس صعودكرده و روي همه قله ها را سنگ چين كرديم كه از دور مشخص باشد . در مسير راه حدود 5 قله كه روي كروكي مشخص است صعود كرده و بعد از طي مسنعمت طولاني به يك گردنه بنام كلونچي رسيديم ساعت  1/15 بعدازظهر تقريباً 6 ساعت راه آمده بوديم و گردنه هم خيلي پايين بود و خسته كننده و در مسير هم آب نبود . دراين گردنه مقداري برف وجود داشت ولي آب آن قابل استفاده نبود ( بعلت كمي و گل آلود بودن ) نهار را در اين محل صرف نموديم  در نزديكي گردنه چند چادر عشاير وجود داشت و يك نفر از عشاير بنام حسن قلي براي ما يك گالن آب از راه دور آورد .

فاصله گردنه كه ارتفاع آن خيلي پايين است تا قله كلوپخي داراي يك شيب تند است كه طولاني به نظر مي رسد پس از صرف نهار ساعت 2 بعداز ظهر بطرف اين كوه حركت كرديم و از سمت چپ آن از يك راه بز روكوه را دور زديم و با توجه به اينكه ابتداي آن شيب تندي را رفته بوديم راه خسته كننده بود و پس از 1/5 ساعت به گردنه پشت اين كوه رسيديم . ضمناً درمسير ما از زير يك قسمت برفي آب خوبي سرازير بود و ما به مقدار كافي آب خورده و نيروي تازه اي گرفته و رفع خستگي و تشنگي نموديم .

 ساعت 4/5 ازيك يال كه يك راه زيگزاك داشت بطرف قله حركت كرديم و ساعت 6/15  روي قله كلونچي بوديم ارتفاع قله كلونچي كه مهمترين قله زردكوه است 4221 متر و خيلي زيبا .

 از قله كلونچي بطرف يخچال زير كلونچي سرازير شده و از كف يخچال قصد داشتيم كه بطرف چال ميشان برويم ولي چون هوا داشت تاريك ميشد از چال ميشان صرف نظر كرده و از كف يخچال و در مسير رودخانه كه به يك تنگه ميرسيد عبور كرده و دنبال جاي مناسبي براي خواب بوديم و با خستگي زياد دنبال محلي بوديم كه هم صاف باشد و هم آب داشته باشد و متاسفانه چنين محلي را پيدا نمي كرديم و بالاخره پس از طي مسنعمت طولاني كه يخچال هم تمام شده بود دنبال صداي آب بوديم تا به جويباري رسيديم كه احتمالاً از چال ميشان پايين مي آمد و همين محل را كه جاي صافي بود انتخاب كرديم و ساعت 9 شب اطراق نموده در حاليكه حدوداً 13ساعت راه پيمائي کرده بوديم شام را خورده و خوابيديم .

توضيح : از قله كلونچي ادامه خط الراس ، به قله دوز رده و قله شاه شهيدان ميرود كه شرح صعود آن در صفحات ديگر و بطور جداگانه نوشته خواهد شد .

ساعت 8 صبح ازداخل تنگه سرازير شديم مسيري كه جويبار بود و ديشب آب مي آمد ديگر آب نداشت (بعلت عدم ذوب برف ها و سرماي شب) و اگر ما مسير آب را بالا ميرفتيم به محل چال ميشان مي رسيديم ولي تصميم گرفتيم كه تنگه را پايين بيائيم و اتفاقاً خوشحال شديم كه مسير تنگه را پايين آمديم زيرا مسير خيلي زيبا و جالب بود و ديواره ها زيبا و با ارتفاع بيشتر از 500 متر و از تماشاي آن سير نمي شديم . مسير  تنگه حدود دو ساعت طول كشيد تابه محل سد دوم رسيديم و از آنجا بطرف سدّ بالا سدّ اول و يا سد اصلي كوهرنگ حركت كرديم و ساعت 12 در محل ساختمان سدكوهرنگ بوديم . نام تنگه اي كه از آن پايين آمده بوديم كول خدنگ نام داشت ..

نام مسیرهای طی شده.

تنگ آغل ملی(اغلام علی).سرتنگ.لاچپ.مون کله.پینستون.چفت لاچویلی.ولات چال.(گردنه).قله کلونچی..یخچال کلونچی.تنگ کولخدنگ.

 نام هاي مسير راه : تنگ آغل ملي (غلامعلي ) سر تنگ – لاچپ- مون كله- پبنستون – چفت لاچويلي – ولات چال- گردنه – كلونچي – قله كلونچي – يخچال كلونچي – تنگه كول خدنگ 

اسامي قله ها و ارتفاع آنها كه در اين برنامه طي شد عبارتنداز :

 شاه شهيدان 4100 دوزرده 4180 –4000 كلوپخي 4221 – كينه شو 404 –4080 گردنه سم كله 3600-38000 – كاو 3910-3900 گوني چر 3980 دورنگ 40060 چاربون

 

سرچشمه کوهرنگ 

کوه پینستون 

خط الراس زردکوه از کلونچی قله اخر هفت تنان 

  

 

 

 

قله های دوزرده وکلونچی

 

 

برنامه جمعی صعود قله شاه شهیدان کوهنوردان همدان

قله کلونچی ازشاه شهیدان

 قله شاه شهیدان 

قله های دوزرده وکلونچی

 

 

 

 

 

قله هفت تنان

 

 

 کوه هفت تنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دراجرای برنامه صعود قله های زردکوه  که درچندین مرحله صعودشد.یکبار با یک اتوبوس نزدیک سی نفر  قله شاه شهیدان را صعود کردیم.دوبار هم درگروههای .جهار یا چنج نفره برای صعود خط الراس رفتین که اسامی آنها جلال سموات..فاسم.......باقرسموات جوادحسینی ونعمت اخضری.بودند

                                        نعمت اخضری  مرداد1395

 

منطقه زردکوه

                                                        منطقه زردکوه

 

قله شاه شهیدان

رشته كوه زردكوه بختياري در مركز كوه هاي زاگرس و در منطقه چهارمحال بختياري قرار گرفته از شمال غربي به كوه هاي لرستان ( اشترانكوه و قالي كوه ) و از جنوب به كوه هاي دنا محدود است  . اين كوه از دره لاوه و روستاي برد شمشير واقع در 128 كيلومتري شمال غربي شهركرد شروع شده و تا روستاي كاج واقع در مجاورت دره آب كوهرنگ 40 كيلومتري جنوب غربي شهركرد به طول 123 كيلومتر و به عرض متوسط 20 كيلومتر از شمال باختري به سوي جنوب خاوري كشيده شده و وسعت آن حدود 2450 كيلومتر مربع مي باشد . بلندترين قله آن كلويخي با 4225 متر ارتفاع و ساير قلل آن عبارتند از شاه شهيدان 4150 متر ، هفت تنان 4109 متر ، دوزرده 4180 متر ، aaسكندرساز ( نازي ) 4000 متر پينستون 4040 ، باركالون 4040 متر ، ايلوك 3900 چری3640 متر . ... زردكوه به علت داشتن زمستان هاي پربرف و وجود يخچال هاي بسيار بزرگ و دائمي داراي چشمه هاي بزرگ از جمله كوهرنگ و منابع و ذخاير آب فراواني است و سرچشمه رودهاي سيار بزرگ از جمله كارون بوده و بعلت فراواني آب با زدن سدهاي و تونل هاي متعدد آب اين كوه را به زاينده رود اصفهان هدايت و موجب آباداني مسيرهاي رودخانه و باغات زياد زمين هاي حاصلخيز كشاورزي شده است .

رشته كوه زردكوه از گردنه چري شروع شده و آخرين قله مهم آن هفت تنان است و ما كوهنوردان همدان در دو برنامه جداگانه ( يك برنامه صعود كلويخي – دوزرده ،‌ شاه شهيدان و هفت تنان را صعود كرده و در يك برنامه ديگر از نزديكي سد سوم و گردنه چري قله هاي پينستون ،‌ سكندرساز ،‌ مون كله و كلوپخي را صعود نموده كه شرح صعودها به پيوست و ادامه مي باشد  .

                                                                                                        نعمت اخضری

منطقه زرد كوه بختياري :  خرداد سال هزاروسیصد وهفتاد

صعود قله شاه شهيدان دوز رده كلونچي                        3/14/ /70   

ساعت 3/15 بعد از ظهر از سد كوهرنگ بطرف چال ميشان حركت كرديم . ابتدا به آنطرف سد رفتيم و راه مالرو رابه طرف دره شاه شهيدان ادامه داده و پس از طي مسنعمتي ( حدود يك ساعت ) بطرف دره سمت چپ پيچيده و از كف دره شروع به صعود كرديم و در سمت چپ دره صخره هاي زيبايي وجود داشت و چادر نشين ها تقريباً پراكنده بودند تا انتهاي اين دره هم حدوداً يك ساعت وقت گرفت . وقتي به انتهاي دره رسيديم يك كوه در سمت راست بودكه بالاي آن سنگي و صخره اي بود كه بايد به بالاي  آن برويم اين راه هم تا بالاي سنگها  نزديك يك ساعت طول كشيد و بالاي آن ميداني وجود داشت كه چمن و آب داشت و آنرا چال ميشان ميگويند . ساعت 7 بعد از ظهر دراين محل چادر رابرپا كرده و پس از تهيه آب براي مصرف شب و فردا و همچنين صرف شام خوابيديم .

توضيح اينكه در بيشتر قسمتهاي زردكوه عليرغم وجود يخچال و برف زياد آب خيلي كم مي باشد و دراين محل شب ها بعلت سردي هوا ذوب برف متوقف شده و جريان آب قطع ميشود .و روزها پس از گرم شدن هوا و ذوب برفها مجدداً آب سرازير ميشوند.

صبح ساعت 5/30ازخواب بيدار شده و بعد از صرف صبحانه ساعت 6/30 دقيقه بطرف چال ميشان اصلي (بالا حركت كرديم درمسير برف خيلي زيادي وجود داشت وآب هم اصلاً نبود . از بالا سمت چپ چال ميشان حركت كرديم كه مسير خوبي بود و پس از طي قسمتهاي برفي زيادي ساعت 10 صبح به قله شاه شهيدان رسيديم درحاليكه كليه وسائل و بارهاي خود را حمل مي نموديم و بار سنگين موجب  كندي راه رفتن  مي شد

ساعت 10/30از قله شاه شهيدان بطرف قله دوزرده حركت كرديم ابتدا تا گردنه بين قله ها ي شاه شهيدان و دوزرده رفته كه يك ساعت وقت گرفت و صعود قله دوزرده هم يك ساعت كه جمعاً دو ساعت ميشود و مسير راه همراه با سنگ نوردي و برف بود.

از قله دوزرده تا گردنه يك ربع راه آمديم و ساعت 1 بعد از ظهر نهار را در اين محل صرف نموديم و ساعت 2/30 از روي خط الراس بطرف قله كلونچي حركت كرديم و پس از صعود يك قله فرعي بين راه ساعت 35/4 دقيقه به قله كلونچي رسيديم كه ظاهراً اين قله از ساير قله ها بزرگتر بنظر ميرسد و بيشتر مناطق زردگوه را ميتوان بخوبي ازاين قله تماشا كرد. قله هاي هفت تنان – شاه شهيدان – دوزرده – منطقه پينستون و سكندرساز و ما ازاين محل عكسها و اسلايدها ي زيادي گرفتيم.

توضيح : راه از  سد كوهرنگ به چال ميشان پايين سه ونیم ساعت و چال ميشان پايين تا قله شاه شهيدان سه ونیم ساعت  قله شاه شهيدان ،تا كلونچي حدود 4 ساعت وقت گرفت.                                                  

 در مورد ادامه خط الراس از كلونچي به طرف تقريباً جنوب زرد كوه قله پستي و بلنديهاي زيادي به چشم ميخورد كه شرح صعود آنها جداگانه ، ضميمه اين گزارش  بشرح زیر ميباشد .

توضيح 2: از قله كلونچي مسير دره پشت سرازير شديم و بطرف تنگه اي رفتيم ، تمام مسير از روي برف حركت ميكرديم و تمام تنگه هم پوشيده از برف بود پس از دو ساعت سرازيري از روي برف بالاخره به محلي رسيديم كه از زير برف ها آب بيرون مي آمد و در آن محل چادر زده و شب را بسر برديم در حاليكه  سیزده ساعت راه پيموده و خيلي خسته شده بوديم . شب هم باد ميآمد و نمي گذاشت براحتي بخوابيم .

 روز بعد ساعت 7 صبح از مسير دره   سرازير شديم و پس از طي مسيرهاي زيادي كه خيلي زيبا بود پس از طي دو ساعت به انتهاي دره رسيديم كه نزديك به ده ماربره بود ازانتهاي دره و يا تنگه كه گينه شو ناميده ميشد جاده اي كشيده شده بود كه جنوب آن بطرف ده ماربره و سدّ سوم و شمال آن بطرف سدّ دوم و اول كوهرنگ ادامه پيدا ميكرد . ما پس از 1l30ساعت به سد دوم رسيديم از سد دوم يك راه بطرف چلگرد جدا ميشود ( سمت غرب ) و يك راه هم بطرف كوهرنگ سد اول ميرود (سمت شمال ) و اگر ماشين  گير مي افتاد بطرف چلگرد بايد مي رفتيم و چون ماشين نبود پياده بطرف سدّ اول كوهرنگ رفتيم كه حدود يك ساعت وقت گرفت . نهار را در سد كوهرنگ صرف نموديم .

صعود قله هفت تنان و بازديد از سر چشمه كوهرنگ :

از سد كوهرنگ بطرف سرچشمه كوهرنگ  حركت كرديم ، ابتدا راه مالرو آنطرف سدّ را طي كرده و به اولين چشمه اي كه رسيديم راه باريكي را كه از وسط دره هاي كوچك طي ميشد عبور كرده و ببالاي تيه ها  كه جاي تقريباً مسطحي بود رسيديم و با همان راه رفته تا به سرازيري يك رودخانه بزرگ رسيديم . ازمسير رودخانه به آب زده و راه مالروي راكه سر بالائي بود ادامه داديم .

 توضيح اينكه اين رودخانه زيبا و بزرگ از زيرقله شاه شهيدان سرچشمه ميگيرد و مسير را ادامه داده تا به رود كوهرنگ مي پيوندند .

 راه مالرو را ادامه داده تابه سرچشمه بسيار زيبا و قشنگ كوه رنگ رسيديم اين  مسير با حمل كوله پشتي و وسائل خواب حدود 3 ساعت طول كشيد و سر چشمه كوهرنگ آنقدر عظمت دارد كه حيف است يك شب را در آنجا نمانيم در قسمت بالاي سرچشمه يك محل غار مانند بودكه تصميم  گرفتيم در آنجاشب را بگذرانيم . هرچه ازآب گواراي كوهرنگ مي نوشيديم سيراب نمي شديم .

روز بعد ساعت 5 صبح بطرف قله هفت تنان براه افتاديم ابتدا ازبالاي چشمه گذشته و تقريباً از زير كوه سمت چپ و بيشتر بالا دست بطرف تنگ هفت تنان با  تنگ ايل بيگ حركت كرديم .و پس از گذشتن پستي و بلنديهاي بعد از 2/15 ساعت به اول تنگه رسيديم صبحانه را درآنجا صرف نموده و در محل چشمه آب وجود نداشت ولي از آب برف كه جاري شده است بايد استفاده كرد .

 از ابتداي تنگه يك مسير يخچالي بطرف سمت راست را بايد ادامه داد و تمام مسير از روي برف مي گذرد و بايد خيلي دقت كرد كه بطرف سمت چپ نرويم كه راههاي بيراهه است و موجب اتلاف وقت و سردرگمي ميشود .

 بعد از حدود 2 ساعت به محلي رسيديم كه فكر كرديم بن بست  است و تا اينجا هم قله اصلاً معلوم نيست ( قله در پشت كوه است ) و بطرف سمت چپ منحرف شديم ولي بعد از كمي بررسي متوجه شديم كه راه انحرافي است و برگشتيم و همان راه راكه فكر مي كرديم بن بست است ادامه داده و پس از مسافت كوتاهي حدود نيم ساعت كوه هفت تنان را با زيبايي خاص خود و همانند كوه ماترهورن به چشم ديديم و بسيار خوشحال شديم .

 دراين قسمت دركف دره آب برف جاري و قابل استفاده بود . براي صعود به قله دو يخچال سمت راست را ادامه داده تابه قله رسيديم اين قسمت حدوداً 1/5ساعت وقت گرفت و ازاول تنگه تا قله 5ساعت در پشت قله يخچال بسيار بزرگ با برف خيلي زياد نمايان بود .

چند لحظه اي در قله بوديم كه يك مرتبه باران شديدي شروع به ريزش كرد . و بالاجبار از ترس رعد وبرق از قله سرازير شديم و در تمام مسير پايين آمدن باران و تگرگ ميباريد و ما را در مرداد ماه غالفلگير نمود . و تمام لباسهايمان خيس شده بود تمام مسير را به تندي از روي برف و يخچال آمديم و در كف دره هوا كمي بهتر شد نهار را خورده و لباسها را كمي خشك كرديم . ساعت 4/15 ازاول تنگه بطرف چشمه كوهرنگ حركت كرديم و ساعت حدود 7 بعد ازظهر در چشمه كوهرنگ بوديم ، رفت و برگشت از چشمه كوهرنگ به قله هفت تنان با استراحت و صرف نهار و صبحانه حدود 14 ساعت طول كشيد .

 روز بعد ساعت 8 صبح ازيك راه مالرو بطرف دشت و رود كوهرنگ حركت كرديم و پس از حدود 2 ساعت به رودخانه رسيديم كمي استراحت كرده و خودمان را شستشو داده و بطرف چلگرد حركت كرديم ساعت 12 درچلگرد بوديم و به همدان بازگشتيم .

برنامه زردكوه  سكند رساز ، مون كله ، پينستون كلونچي

روز يكشنبه 70/4/30 : ساعت 5 صبح با سواري شخصي از همدان بطرف چلگرد حركت كرديم پس از گذشتن از شهرهاي ملاير بروجرد – درود – ازنا – اليگودرز – چادگان – شهر كرد – ساعت 1 بعد از ظهر به چلگرد رسيديم از چلگرد يك وانت دربستي كرايه كرده و بطرف ده ماربره حركت كرديم توضيح اينكه ده ماربره بعداز گذشتن از سد دوم كوهرنگ به نزديك سدّ سوم كه در دست احداث ميباشد ميرسد . كمي پايينتر از ده ماربره دركنارسد سوم و تاسيسات آن نهار را صرف نموديم (مسير چلگرد به سدّ سوم حدوداً يك ونيم ساعت وقت گرفت كه تماماً خاكي بود و شيب هاي زيادي را پايين و بالا ميرفت .

ساعت 4/30 بطرف تنگه اي كه درسمت چپ كوه بود و پايين تر از سد سوم حركت كرديم اسم اين تنگه آغل ملي بود يك يال را دور زده و ساعت 7/15 بعد از ظهر به كف تنگه كه داراي آب و رودخانه بود رسيديم و شب را دراين محل اطراق نموديم .

دوشنبه 70/4/31: ساعت 30/7 بطرف انتهاي تنگه حركت كرديم ، تا آخر تنگه بيشتر از روي برف مي رفتيم و پس از دو  ساعت به انتهاي تنگه بنام سر تنگ رسيديم وادامه راه بطرف سمت چپ به گردنه اي منتهي مي شود . درقسمت چپ دره يك سري سوزني  و دو قله به چشم مي خورد كه شيب خيلي زيادي دارد و بيشتر راه از روي شن هاي روان كه كوهنورد را خسته ميكرد حركت مي كرديم و ساعت 1 بعد از ظهر به قله آخر سوزينها رسيديم و از آنجا مناطق اطراف و قله هاي كلونچي و چهار پنج قله مسير خط الراس را تماشا كرديم . نام اين قله را سخندر ساز مي گفتند .

 از قله سخندرساز به قله صخره اي ديگر كه بلند تراست صعود كرديم و ابتدا از زير صخره ها و سپس يك شيب تند شني را رفتيم .ساعت 2 بعدازظهر روي قله بوديم و كلاً ميتوان گفت صعود اين قله از ابتداي راه 9 ساعت زمان مي برد نام اين قله مون كله ميباشد از اين قله خط الراس شروع مي شد كه پس ازيك نيم دايره به خط الراس اصل زرد كوه رسيد .

ابتدا به گردنه اي رسيديم و در زير يك قسمت برفي نهار را خورديم و خوشحال از اينكه آب دراين محل وجود داشت و البته آب برف كمي ميل به سياهي داشت و گويا اثرات بارانهاي سياه ناشي از آتش سوزي هاي چاه هاي نفتي كويت در آن وجود داشت ساعت 3/5 نهار را خورده و پس از استراحت و صرف چاي ساعت 4/5 راه را بطرف قله هاي بعدي ادامه داديم . از يك راه باريك و مالرو عبور كرده و ساعت 5/20 بعد از ظهر به محل چادر علي مدد رسيديم كه چال ميشان ناميده ميشد از اينجا بطرف قله حركت كرديم كه حدودا يك ساعت طول كشيد و پس از برگشت ساعت 7/30درچادر عشاير  محلي علي مدد بسر برديم و عشاير با ماست و چاي ازما پذيرايي كردند وارتفاع اين محل حدود 4000 متر و شب هم كمي سرد بود و ما بعلت خستگي زياد زودتر ازهميشه خوابيديم ،

قله هائي كه دراين روز صعود  شد :

1- سكند ساز – پاسخندر ساز با 4000 متر ارتفاع 2- كلنگ رو   3 -مون كله 4075 متر 4- كل رينه 5- پينستون .

سه شنبه یک مردادسال هفتاد. ساعت هفت صبح حرکت تابه  خط الراس رسدیم  اولین قله یک  ساعت  شد سپس بقيه قله هاي كوچك و بزرگ را از روي خط الراس صعودكرده و روي همه قله ها را سنگ چين كرديم كه از دور مشخص باشد . در مسير راه حدود 5 قله كه روي كروكي مشخص است صعود كرده و بعد از طي مسنعمت طولاني به يك گردنه بنام كلونچي رسيديم ساعت  1/15 بعدازظهر تقريباً 6 ساعت راه آمده بوديم و گردنه هم خيلي پايين بود و خسته كننده و در مسير هم آب نبود . دراين گردنه مقداري برف وجود داشت ولي آب آن قابل استفاده نبود ( بعلت كمي و گل آلود بودن ) نهار را در اين محل صرف نموديم  در نزديكي گردنه چند چادر عشاير وجود داشت و يك نفر از عشاير بنام حسن قلي براي ما يك گالن آب از راه دور آورد .

فاصله گردنه كه ارتفاع آن خيلي پايين است تا قله كلوپخي داراي يك شيب تند است كه طولاني به نظر مي رسد پس از صرف نهار ساعت 2 بعداز ظهر بطرف اين كوه حركت كرديم و از سمت چپ آن از يك راه بز روكوه را دور زديم و با توجه به اينكه ابتداي آن شيب تندي را رفته بوديم راه خسته كننده بود و پس از 1/5 ساعت به گردنه پشت اين كوه رسيديم . ضمناً درمسير ما از زير يك قسمت برفي آب خوبي سرازير بود و ما به مقدار كافي آب خورده و نيروي تازه اي گرفته و رفع خستگي و تشنگي نموديم .

 ساعت 4/5 ازيك يال كه يك راه زيگزاك داشت بطرف قله حركت كرديم و ساعت 6/15  روي قله كلونچي بوديم ارتفاع قله كلونچي كه مهمترين قله زردكوه است 4221 متر و خيلي زيبا .

 از قله كلونچي بطرف يخچال زير كلونچي سرازير شده و از كف يخچال قصد داشتيم كه بطرف چال ميشان برويم ولي چون هوا داشت تاريك ميشد از چال ميشان صرف نظر كرده و از كف يخچال و در مسير رودخانه كه به يك تنگه ميرسيد عبور كرده و دنبال جاي مناسبي براي خواب بوديم و با خستگي زياد دنبال محلي بوديم كه هم صاف باشد و هم آب داشته باشد و متاسفانه چنين محلي را پيدا نمي كرديم و بالاخره پس از طي مسنعمت طولاني كه يخچال هم تمام شده بود دنبال صداي آب بوديم تا به جويباري رسيديم كه احتمالاً از چال ميشان پايين مي آمد و همين محل را كه جاي صافي بود انتخاب كرديم و ساعت 9 شب اطراق نموده در حاليكه حدوداً 13ساعت راه پيمائي کرده بوديم شام را خورده و خوابيديم .

توضيح : از قله كلونچي ادامه خط الراس ، به قله دوز رده و قله شاه شهيدان ميرود كه شرح صعود آن در صفحات ديگر و بطور جداگانه نوشته خواهد شد .

ساعت 8 صبح ازداخل تنگه سرازير شديم مسيري كه جويبار بود و ديشب آب مي آمد ديگر آب نداشت (بعلت عدم ذوب برف ها و سرماي شب) و اگر ما مسير آب را بالا ميرفتيم به محل چال ميشان مي رسيديم ولي تصميم گرفتيم كه تنگه را پايين بيائيم و اتفاقاً خوشحال شديم كه مسير تنگه را پايين آمديم زيرا مسير خيلي زيبا و جالب بود و ديواره ها زيبا و با ارتفاع بيشتر از 500 متر و از تماشاي آن سير نمي شديم . مسير  تنگه حدود دو ساعت طول كشيد تابه محل سد دوم رسيديم و از آنجا بطرف سدّ بالا سدّ اول و يا سد اصلي كوهرنگ حركت كرديم و ساعت 12 در محل ساختمان سدكوهرنگ بوديم . نام تنگه اي كه از آن پايين آمده بوديم كول خدنگ نام داشت ..

نام مسیرهای طی شده.

تنگ آغل ملی(اغلام علی).سرتنگ.لاچپ.مون کله.پینستون.چفت لاچویلی.ولات چال.(گردنه).قله کلونچی..یخچال کلونچی.تنگ کولخدنگ.

 نام هاي مسير راه : تنگ آغل ملي (غلامعلي ) سر تنگ – لاچپ- مون كله- پبنستون – چفت لاچويلي – ولات چال- گردنه – كلونچي – قله كلونچي – يخچال كلونچي – تنگه كول خدنگ 

اسامي قله ها و ارتفاع آنها كه در اين برنامه طي شد عبارتنداز :

 شاه شهيدان 4100 دوزرده 4180 –4000 كلوپخي 4221 – كينه شو 404 –4080 گردنه سم كله 3600-38000 – كاو 3910-3900 گوني چر 3980 دورنگ 40060 چاربون

 

سرچشمه کوهرنگ 

کوه پینستون 

خط الراس زردکوه از کلونچی قله اخر هفت تنان 

  

 

 

 

قله های دوزرده وکلونچی

 

 

برنامه جمعی صعود قله شاه شهیدان کوهنوردان همدان

قله کلونچی ازشاه شهیدان

 قله شاه شهیدان 

قله های دوزرده وکلونچی

 

 

 

 

 

قله هفت تنان

 

 

 کوه هفت تنان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دراجرای برنامه صعود قله های زردکوه  که درچندین مرحله صعودشد.یکبار با یک اتوبوس نزدیک سی نفر  قله شاه شهیدان را صعود کردیم.دوبار هم درگروههای .جهار یا چنج نفره برای صعود خط الراس رفتین که اسامی آنها جلال سموات..فاسم.......باقرسموات جوادحسینی ونعمت اخضری.بودند

                                        نعمت اخضری  مرداد1395

 

احمد متینی صدر

به یاد احمد متینی صدر

 

 

احمد متینی صدر از کوهنوردان خوب وفعال وزحمتکش دهه50

احمد در  تابستان سال 1359به هنگام برگشت از قله دماوند ازیکی از دره های شرق پناهگاه جنوبی به یخ برخورد کرده وعلیرغم اینکه کلنگ در دست داشته کنترلش را ازدست داده ودر میرود ومتاسفانه  سر کلنگ به سرش میخورد وجانش را ار دست میدهد.

فوت احمد موجب غم واندوه جامعه کوهنوردی همدان  گردید.

احمد ان موقع کلاس های سنگنوردی وبرف ویخ را هم طی کرده بود ومتاهل ودارای یک دختر بود.

یادش گرامی وروحش شاد.

 

به یاد اصغر مهرپویا 

 

سقوطی مرگباراز بالای دیواره علم کوه . 

 

18 امرداد سال 1385 ساعت10 شب بالای ریزشی ها تاکف یخچال علم چال 

 

به یاد اصغر مهرپویا 

 

بمناسبت نهمین سالگرد فوت غم انگیز اصغر مهر پویا

 

 

          رفتی و رفتن تو آتش نهاد  بردل                          از کاروان چه ماند جز آتشی به منزل

 

نام و نام خانوادگی : اصغر مهر پویا

 

متولد سال : 1352 – همدان

 

وفات سال : 1385-  دیواره علم کوه

 

عضویت : گروه کوهنوردی کانون همدان

 

مدارک : کارآموزی یخ وبرف و کارآموزی سنگ نوردی هردو سال 81 

 

فعالیتها : صعود دماوند از مسیرشمال شرقی و جنوبی ( اردوی تیم ملی) – صعود تخت سلیمان – صعود قله میان سه چال - صعود سبلان از مسیر غربی و شمال شرقی – صعود زمستانی زرد کوه -  صعود قلل 4 گانه خط الراس فرعی اشترانکوه – خط الراس کلون بستک به سرکچال ( اردوی تیم ملی) -  خط الراس پرسون ، ریزان ، آتشکوه ( اردوی تیم ملی) –  صعود توچال – صعود آزاد کوه –و......... 

 

فعالیتهای فنی : دیواره علم کوه مسیر لهستانیها 52 – مسیرهای مختلف در دیواره بیستون – گرده آلمانها چندین بار – سنگ های منطقه همدان

 

یخنوردی آبشار گنجنامه – یخنوردی حسن در (اردوی تیم ملی) 

 

شرح حادثه

 

صبح روز 18 مرداد  ماه  1385 اقایان حامد عامری  واصغر مهرپویادر یک کرده ونوید افضلی مهر و مهدی طباطبائی ازکوهنوردی کانون همدان درکرده دیگری باهم جهت صعود دیواره علم کوه ازمسیر لهستانی ها عازم صعود دیواره میشوند.برنامه آنها این بود که یک روزه دیواره را صعود کرده وبه علم چال برگردند. حامد واصغر از جلو صعود میکردندونزدیک ساعت 5 بعد از ظهر به اخر تراورس میرسند ودوستان دیگر بدنبال انها ووسیله شب مانی نیاورده ودر این فکر بودند که فرود بروند یا صعود را ادامه بدهند.خودشان میگویند مشکل کمی انرزی وخستگی نداشته وتصمیم به ادامه صعود میگیرند ووارد قیف میشوند . حامد واصغر نزدیک ساعت 30/9 شب قیف را تمام کرده وبه ریزشی ها میرسند.طناب را باز کرده ومیروند که از ریزشی ها عبور بکنند .با دوستانشان که هنوز به ریزشی ها نرسیده درتماس بودند. حامد ازجلو واصغر درفاصله خیلی کمی بدنبال او حرکت میکند ویکباره اصغر گیره سنگی را که گرفته بود کنده میشود وسنگ به همراه سنگهای دیگر ریزش کرده وخیلی سریع اصغر را به کف یخچال پرتاب میکند ودیگر هیچ .هیچ کاری هم از دست کسی برنمیاید تا فردا که  جسد اورا از کف یخجال پیدا  میکنند وغم واندوه دوستان ومصیبت و...     _

 

یکی از اشکالات این بوده که پس از ساعت 4 بعداز ظهر از اخر تروارس نباید واردقیف شد وحتما وقت کم میاید وبه تاریکی میخورند.اشکال بعدی حرکت چهار نفر باهم موجب کند شدن صعود میشود ووقت بیشتری مصرف شده وممکن است به تاریکی شب بخورند که هینطور هم شد.

 

در سالهای قبل از انقلاب دیواره علم کوه به علت ریزش های دائمی آن صعود همراه بارعب وترس بود ودر نتیجه احتیاط بیشتری میشد .اما پس از انقلاب صعود ها سرعتی شده تعداد صعودها زیاد وترس کمتر واحتیاط هم کمتر ومتاسفانه سوانح وتلفات هم زیادشده است.

 

درگذشته چندین سال تمرین های سخت میکردند تا تجربه زیاد کسب وسپس دیواره علم کوه را صعود نمایند(من واقای اسماعیل زاده نزدیک پنج سال تمرین میکردیم ولی باز هم با احتیاط وکمی ترس درسال 1353 دیواره علم را در یک شرائط خیلی سخت صعود کردیم) ولی در سالهای بعد ممکن بود کوهنورد بایک یا دوسال سنگنوردی تصمیم به صعود بگیرد.واین موضوع عمومیت داردومشکلات. 

 

به هر جهت امیدواریم اینگونه حوادث تلخ که زیاد هم بوده باعث تجربه شده وصعود هارا باتعمق ودقت بیشتر ورعایت همه جانبه احتیاط انجام بدهیم وروی امادگی خود وهمراهان وهمچنین شرائط جوی وزمانی وامکانات وپشتیبانی حساب نموده وبرنامه اجراکنیم.

 

                                                عکسی  از اصغر مهرپویا

 

 

دریاچه سبلان 

 

بیادمحمد خدایاری

 

به یادمحمد خدایاری 

                           25 سال گذشت

 

به یاد  «محمد رضا خدایاری» 

ساعت ۱۰ صبح یک مرداد ۱۳۷۰ یادآور فقدان تأثرانگیز زنده یاد «محمدرضا خدایاری» کوه‌نورد و مربی ارزشمند همدانی‌ست که خصوصیات اخلاقی و خدماتش شهره بود.

محمد خدایاری از کوهنوردان برجسته دهه 60بود اوکوهنوردی بسیار قوی وفنی وبا اخلاق وافتاده حال بودو صعود های بزرگی روی دیواره های علم کوه بیستون وخان گرمز داشت وبخصوص در دیواره علم کوه صعودهای سرعتی وبی نظیری به همراه حسین مقدم .حسن نجاتیان ومحمود چوبریزان و.علیرضا رفتار ,,.......

دردیواره خان گرمز هم شاهد بودم که دو مسیر دیواره را با فریدون اسماعیل زاده  یک روزصعود ویک شب را در این دیواره بسر بردند.

در روز اول مرداد 1370 خدایاری بهمراه دوستانش اقایان  امزاجردی.جمشیدی.حمید آسیابان.مهدی شاملو مهدی حیدری.ومحمد رنجبراز کف یخچال علم جال عازم صعود دیواره بودند که یک سنگ از دیواره سقوط ومتاسفانه بر سر محمد نشست وکلاه کاسکت اورا شکسته ومحمد در دم جان سپرد.

فوت محمد خدایاری بسیار غم انگیز وموجب تالم وتاثر جامعه کوهنوردی گردید .یادش بخیر روحش شاد.

ادامه نوشته