سعید طوسی هیمالیلنورد

سعید طوسی

سعید طوسی متولد سال ۱۳۳۸ در تهران است. او کوهنوردی را هنگامی که پانزده سال بیش نداشت از کوه‌های شمال تهران ابتدا به‌ اتفاق برادرش مجید طوسی و سپس با گروه کوهنوردی آرش شروع كرد. سال ۱۳۶۱ براي ادامه تحصیل عازم آمریکا شد و دوره مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند.

در مدت تحصیل بعلت گرفتاری‌های درسی و کار، حدود هشت سال در برنامه‌های کوهنوردی او وقفه ایجاد شد. سال ۱۳۷۳ پس از صعود به قله Mt. Rainier در غرب آمریکا، مرحله تازه‌ای در زندگی ورزشی او آغاز شد و همان زمان بود که رویای دیرینه او برای صعود به “اورست” به واقعیت نزدیکتر شد. در این راستا در سال ۱۳۷۵ به آرژانتین سفر كرد و به‌ عنوان اولین ایرانی قله “آكونكاگوا” بلندترین قله نیمکره جنوبی را با موفقیت صعود كرد.

سال ۱۳۷۷ برای شناسایی منطقه “اورست” عازم نپال شد و ضمن دستیابی به بارگاه اصلي (Base Camp) “اورست”، توانست سه قله ۶۰۰۰ متری را به تنهايي صعود كند. وي در سال ۱۳۷۸ برای صعود “اورست” اعلام آمادگی كرد و سرانجام در ساعت ده و نیم بامداد دوم خرداد ۱۳۷۹ صعود انفرادی به قله “اورست” را با نامگذاری این صعود بنام “صعود همبستگی” با موفقیت به انجام رساند.

سعيد طوسي به دنبال ذهنيت قديمي صعود به قله “آمادابلام” با ارتفاع ۶۸۵۶ متر، که یکی از زیباترین غول‌های منطقه هیمالیا است و اندیشه صعود آن از زمان صعود اورست در ذهن او شکل گرفته بود، توانست در ساعت دوازده و نیم بعد از ظهر هفتم آبان ماه ۱۳۸۶ بر فراز قله زیبای اين كوه بایستد.

بزرگان کوهنوردی ایران

راهپیمایی در منطقه “قراقروم” پاکستان به سمت بارگاه اصلي K۲ و صعود به کمپ شماره یک K۲ در تابستان ۱۳۸۰ و راهپیمایی دور آناپورنا در منطقه هیمالیا در پاییز سال ۱۳۸۲ از برنامه‌های انجام شده توسط سعید طوسی است.

تابستان ۱۳۸۴ جهت آمادگی بدنی صعود به قله ماترهورن، بصورت انفرادی به قله “مون بلان” صعود نموده و چند روز پس از آن به همراه سه نفر از ایرانیان مقیم اروپا و با قبول سرپرستی تیم موفق به صعود فنی قله ماترهورن گردید.

در این صعود هنگام بازگشت از قله در عملیات نجات ۵ نفر صعود کننده که در ۷۰ متری زیر پناهگاه ۴۰۰۰ متری در شرایط نامساعد جوی گرفتار شده بودند، سرپرستی عملیات امداد را بعهده گرفت و با موفقیت عملیات امداد را به پایان رساند.

زنده‌یاد استاد استادان جلیل کتیبه‌ای

زنده‌یاد استاد استادان جلیل کتیبه‌ای

جلیل کتیبه‌ای، یکی از پیشگامان و پیشکسوت ورزش کوه‌نوردی، در پنجم بهمن ۱۳۰۰ در تهران دیده به جهان گشود. نام «جلیل کتیبه‌ای را می‌توان در کنار تاریخ کوهنوردی فنی در ایران قرار داد. او از دوره دبستان به کتاب و ادبیات و هنر علاقه پیدا کرد و و در نوجوانی با مطبوعات انس گرفت. از چهارده سالگی به ورزش و تکاپوهای ورزشی روی آورد و و رفته رفته به انواع ورزش‌ها، از باستانی گرفته تا شنا و دوچرخه‌سواری و مشت‌زنی و وزنه‌برداری و پرورش‌اندام و ژیمناستیک و … کوهنوردی پرداخت.

در پانزده سالگی از راه مطبوعات با دماوند و علم‌کوه و صعود به آنها آشنا شد و همان‌ها بودند که در قلب و مغزش اثرهای نافذی نسبت به کوهستان و کوهنوردی به وجود آوردند.

بزرگان کوهنوردی ایران

در سال ۱۳۲۴، پس از یک بیماری قلبی، توانست نخستین کوه بلند خود را صعود کند. در سال ۱۳۲۵، نخستین صعود زمستانی قله (توچال) را انجام داد و در سال بعد نخستین صعود شبانه به همین کوه را اجرا کرد. در آغاز بهار ۱۳۲۷، به همراه دوستانش عزت الله شهیدا و هوشنگ محیط، دو صعود زمستانی – بهاری را به کوه سرده‌ی ملایر در سوم فروردین و الوند همدان در هفتم فروردین که سه تن از کوهنوردان همدان (شریفی، سیدین، …) نیز همراه‌شان بودند، به ثمر رساندند.

کتیبه‌ای از همین سال، تمرین‌های سنگ‌نوردی با ابزار فنی را در بندیخچال (توچال) شروع کرد و سپس نکته‌های این روش نوین را در مجله‌های ورزشی منتشر ساخت.: دیدار نمایندگان انجمن کوهنوردان با جلیل کتیبه‌ای در آلمان در مهرماه ۱۳۲۸ به همراه محمد کاظم گیلان‌پور و محمدعلی پرویزی، دو کار مهم در منطقه‌ی علم‌کوه به انجام رساند: صعود به قله شاخک (که می‌پنداشتند بلندترین قله منطقه است) از مسیر صعود نشده گردنه سیاه سنگ؛ و صعود قله تخت سلیمان از مسیری که گیلان‌پور (در دفتر یادبودی که اکنون در باشگاه دماوند است) آن را « تیغه شمالی» نامیده است.

ورود به منطقه علم‌کوه از سمت شمال این قله، از این تاریخ مورد توجه کوهنوردان ایرانی قرار گرفت. در سال ۱۳۲۹ کتیبه‌ای از سفر به مدرسه کوهنوردی و اسکی شامونی فرانسه باز ماند و دوستانش یعنی گیلان‌پور و پرویزی عازم این سفر شدند. در تابستان همین سال، نخستین صعود بانوان ایرانی (عصمت قاضی، فرخ کوهکن، نصرت کوهکن) به قله دماوند از مسیر شمال شرقی را سرپرستی کرد.

همچنین، همین خانم‌ها به سرپرستی او به قله علم‌کوه (از مسیر جنوبی) و به قله پراو و کوه سفید در منطقه زردکوه صعود کردند. سال ۱۳۳۰، نخستین صعود انفرادی به دماوند از مسیر تخت فریدون؛ نخستین پیمایش یک تیغه بلند سنگی در ایران (تیغه جنوب شرقی هفت‌تنان زردکوه، همراه با خلیل عباسی و هوشنگ محیط)؛ نخستین صعود انفرادی مستند به بلندترین قله دنا (قاش مستان)؛ نخستین صعود مستقل و دیواره‌ای ایرانی (دیواره شمالی شاخک، به همراه محمد علی تفرشی) (صعود دیواره شاخک را که تا چند دهه بعد تکرار نشد) از جمله کارهای شاخص کتیبه‌ای در این سال‌ها بود که از آن به عنوان سرآغاز کار دیواره‌نوردی در ایران یاد می‌شود.

در ۲۲ آذر ۱۳۳۰، جلیل کتیبه‌ای همراه با گیلان‌پور، هوشنگ محیط و ابراهیم صدری با هدف صعود دماوند راهی رینه بود که در نزدیکی آبعلی، خودروی جیپ آنان دچار حادثه شد و پای راست وی از ۸ جا شکست. بیش از یک سال بستری شد و زخم‌های او تا سال ۳۷ بهبود نیافتند. سرانجام (گویا در اوایل دهه ۵۰) پزشکان این پا را از بالای زانو قطع کردند.

با این حال، کتیبه‌ای با همان پای آسیب دیده، در سال ۱۳۴۰ طی یک برنامه شش هفته‌ای به بررسی و مطالعه کوه‌های آلپ در پنج کشور اروپایی پرداخت. کتیبه‌ای از سال ۱۳۲۷ در فدراسیون‌های کوهنوردی پیش از انقلاب، سمت‌های عضو هیات مدیره، مشاور عالی و معاون داشته است، اما پیشنهاد ریاست بر فدراسیون را یک بار در سال ۱۳۳۵ و بار دیگر پس از انقلاب نپذیرفته و گفته بود: «با وضع بدنی‌ای که دارد نمی‌تواند آن طور که لازم است در خدمت کوهنوردان باشد».

او طرح‌هایی برای تشکیل « انجمن پیشگامان کوهنوردی» در دوران پیش از انقلاب و طرحی برای تشکیل «آکادمی ملی کوهنوردی» (فصلنامه کوه ۲۷) ارایه داده است. (در بخش اخبار فصلنامه کوه ۵۲ – پاییز ۸۷ – آمده بود که با استفاده از رهنمود استاد کتیبه‌ای، به زودی در دانشگاه آزاد واحد دزفول، آکادمی کوهنوردی راه‌اندازی خواهد شد). طرح برگزاری کنگره‌های کوهنوردی ایران هم از او بود که نخستین آن در اول فروردین سال ۱۳۳۵ (در زمان ریاست محمد خاکبیز بر فدراسیون کوهنوردی) در شیراز افتتاح شد.

بزرگان کوهنوردی ایران

طراحی پوستر این کنگره (نخستین پوستر کوهنوردی ایران) و طراحی یکی از آرم‌های فدراسیون نیز از کتیبه‌ای بوده است. با وجود کارنامه کوهنوردی پرباری که در بالا به آن اشاره شد، وجهی از شخصیت کتیبه‌ای که او را در میان تمامی کوهنوردان ایرانی ممتاز ساخته، چهره کوه‌نویسی او است.

کتیبه‌ای، در مدت چند دهه به تنهایی نقش نویسنده مطالب فنی، معرف کوه‌های ایران به کوهنوردان ایرانی و خارجی، مترجم گزارش‌های خارجی، وقایع نگار رویدادهای کوهنوردی کشور، مدیر مجله کوهنورد و کوهستان (۱۳۴۶ -۱۳۴۲)، مدیر مجله‌های تربیت بدنی و پیشاهنگی و مفسر و فرهنگ‌ساز کوهنوردی را داشته است.

او همچنین از از حدود بیست و دو سال پیش همکار مجله‌های کوهنوردی آلمان Alpinismus و Bergsteiger، و از سال ۱۳۷۴ همکار مجله کوه بوده است. سلسله مقاله‌های او در مجله کوه با عنوان «کوهنوردی نوین در ایران» که طی چند سال در این فصلنامه چاپ شد.

نخستین حرکت جدی برای تدوین تاریخ کوهنوردی ایران و منبع مهم کارهای بعدی در این زمینه بود. علاوه بر این، هر شخص دیگری هم که از او درخواست مقاله کرده باشد، بی نصیب نمانده و بسیاری از گاهنامه‌ها و بولتن‌های کشور، از مطالب او بهره‌مند شده‌اند.

مطابق برآوردی که خود استاد داشته، شمار مقاله‌هایش بیش از ۲۵۰۰ (چاپ شده در بیش از ۳۵ نشریه)، شمار نامه‌هایش (که تقریبا همگی مربوط به کوهنوردی هستند) بیش از ۴۵۰۰ و مجموع نوشته‌هایش در حدود ۱۳۰۰۰ صفحه است. از کتیبه‌ای چند کتاب هم چاپ شده است: الفبای کوهنوردی، کوهها و آدم‌ها، آخرین صعود، یک کوه و یک مرد و … . نکته مهم این که کتیبه‌ای در عین پرکاری، گزیده‌گوی بوده و هیچگاه به حاشیه نرفته و زیاده‌گویی نکرده است.

همچنین، وسواسی ستودنی در پاکیزه نویسی، رعایت دستور زبان و رعایت نقطه‌گذاری درست داشته است. کتیبه‌ای از نخستین کسانی است که در مباحث آموزشی خود به موضوع حفاظت کوهستان اشاره کرده است.

در این جا، چند جمله از کتاب الفبای کوهنوردی او نقل می‌کنیم: «در کوهستان، گلها و گیاهان را بگذارید در جای خود باقی بمانند، سبز تر و زیباتر بشوند و رشد کنند. زندگی آنها نیز مانند زندگی شما، با ارزش است» و «درباره حیوان‌هایی که در کوهستان با آنها برخورد می‌کنید، بیندیشید و زیبایی‌هایشان را تحسین کنید.

فکر بکنید که آنها نیز چون شما، روح و اعصاب دارند، آنها نیز به زندگی‌شان علاقه‌مند هستند … و آنها نیز می‌توانند شما را دوست داشته باشند، اگر شما آنها را دوست بدارید» و سرانجام … جلیل کتیبه‌ای در سن ۸۹ سالگی به علت کهولت سن در کشور آلمان درگذشت. «روحش شاد و یادش گرامی باد»

​​حسین هیزم کار

حسین هیزم کار و

رکورد دار صعود دیواره علم کوه است با بیش از 73 صعود به این دیواره

اولین دوره مسابقات بلدرینگ Slab Cup / نکوداشت پیشکسوت سنگ نوردی ایران ...

حسین هیزم‌کار
از کوهنوردان و سنگنوردان باشگاه آرش ـ رکورد صعود بیش از ۷۰ بار او به دیواره علم‌کوه زبان‌زد دیواره‌نوردان است.

مردانی که نباید در زیر غبار زمان فراموش شوند/گفتگویی با حسین هیزم کار حسین هیزم کار» کم حرف و کوتاه گو و بی سرو صداست، اهل حاشیه نیست و نجابت رفتاری و گفتاری او زبانزد است. سوختگی چهره ی آفتاب زده اش و دستان زمختش یادگارهایی است که آفتاب سوزنده و سرمای کشنده کوه و صخره به تنش نشانده است. زیاد تلاش می کند و کم تر سرو صدا؛ از این رو است که پاسخ هایش هم به مصاحبه کوتاه و مختصر است، کم می گوید و گزیده . شاید در دنیا ی مجازی خیلی به چشم نیاید اما مگر می شود در جای جای سنگ ها و دیواره های این سو و آن سوی مرزها رد پایی از حسین نیافت و مگر هستند سنگ نوردانی که دست و پنجه نرم کرده باشند با سنگ و طبیعت و حسین را نشناسند.! شاید برای چون منی که در پشت کیبورد رصد می کنم دنیای کوه و سنگ را، حسین هیزم کار نامی آشنا نباشد. اما او از جمله کسانی است که نباید در زیر غبار زمان فراموش شود و فراموش هم نخواهد شد، چرا که سنگ نوردی و دیواره نوردی ما بیش از این ها به او مدیون است. نوشتن از «حسین هیزم کار» خیلی سخت است، برای اینکه به سختی می توان از او حرفی بیرون کشید. شاید باور و حتی تصورش هم سخت باشد او رکورد دار صعود دیواره علم کوه است با بیش از 73 صعود به این دیواره و به اندازه نیمی از این دفعات صعود نیمه کاره بر روی آن؛ حتی در طول صعودهایش یک بار هم روی دیواره نخوابیده و همه ی مسیرها را یک روزه در آمده است. او در عرض سه ساعت توانسته گرده آلمان ها را صعود و از همان مسیر فرود بیاید! کاری عجیب و سترگ. تاکنون بالغ بر سیصد نفر را با خود به این گرده برده است. او جز نفرات اولین تیمی است که در دیواره «یافته» و «سنقر» گشایش مسیر کرده است. حسین هیزم کار همچنین در آماده سازی اولین سالن رسمی سنگ نوردی کشور مشارکت داشته است از تکنولوژی دور است نه ایمیلی و نه وایبر و واتس اپی و تنها تکنولوژی او گوشی ساده موبایلی است برای اینکه باشد به وقتی که نیازمندش هستند. می شود بخشی از تاریخچه سنگوردی ایران را در چهره او دید. متن زیر در زمان گشایش مسیری توسط «نسیم عشقی» و به نام «هیزم کار» در وبلاگ آرام کوه به تحریر در آمد: «حسین هیزمکار، عضو قدیمی باشگاه کوه‌نوردان آرش را می توان از آن دست افرادی دانست که نامشان با کوه‌ها و دیواره‌های ایران عجین شده. حسین متولد ماه خرداد ۱۳۴۴ است، او کوه‌نوردی را از سال ۱۳۵۹ آغاز و فعالیت سنگ‌نوردی‌‌اش را از سال ۱۳۶۵ و در گروه کوه‌نوردان شکوه ادامه داد و در سال ۱۳۶۹ به گروه آرش پیوست. سالها صعود و تربیت شاگردان پرشمار، از این مربی با اخلاق، چهره ای دوست داشتنی در میان سنگ نوردان و دیواره نوردان بوجود آورده است. حسین را می توان جزو بی حاشیه ترین، بی ادعا ترین، کم توقع ترین و البته محبوب‌ترین مربیان سنگ نوردی دانست. او صعودهای زیادی را برروی دیواره هایی چون علم کوه، بیستون، یافته، لجور، اخلمد، تزرجان و سنگ‌سرسل (مهدی‌شهر سمنان) انجام داده است. نسیم عشقی که به نام او مسیری گشایش کرد و آن زمان در وبلاگ آرام کوه نوشت: «به پاس بزرگ‌داشت فعالیت‌های بزرگ مرد دیواره‌نوردی کشور «حسین هیزمکار» (در گشایش مسیرهای نو و آموزش به مسیر روهای نو)، مردی که همیشه در کنار ما بوده و هست و خواهد بود، مسیری باز کردیم در منطقه‌ی پل خواب، به نام این بزرگوار؛«هیزمکار» ایشان (حسین هیزمکار) مظلوم و بی هیاهو، قوی و آرام، سالیان سال است همچون سایه‌ای در کنار سنگ‌نوردان به پرورش و رشد دیواره‌نوردی کشورمان کمک کرده و می‌کند و هرگز به دنبال صندلی و مال و نام در دنیای عمودی‌مان نبود. دوستش داریم، بیایید قدرش را هم بدانیم. مسیر به نام هیزمکار با درجه سختی حدود 5,11cd. (کلاهک و در ادامه، صفحه‌ی چپی طول ۲ مسیرچکش).» به پاس این همه زحمت و و حسب ادای دینی کوچک به این بزرگ مرد با اخلاق کوه و سنگ، کوه نامه مصاحبه ای با وی انجام داده است که در ادامه می آید. توضیح: همان گونه که در فوق ذکر کردیم به علت نجابت و بی ادعا بودن و کم گو بودن حسین هیزم کار، پاسخ هایش به سوالات بسیار کوتاه است و آنچه در این مصاحبه ذکر شده تنها بخش کوچکی است از کارهای بزرگ حسن هیزم کار است. کوه نامه: با سلام خدمت آقای هیزم کار لطفا خود را برای خوانندگان ما بیشتر معرفی کنید. - حسین هیزم کار متولد 1338 متاهل با مدرک تحصیلی سیکل توضیح کوه نامه: تاریخ تولد ایشان در اینجا 38 ذکر شده و البته تاریخ تولد واقعی همان گونه که در فوق و به نقل از وبلاگ آرام کوه آمده بود سال 44 است که در زمان تعویض شناسنامه به اشتباه این سال ذکر شده و البته برای ایشان هم اهمیتی ندارد - که صد جوان را تواناتر است. کوه نامه:چند سال است سنگ نوردی می کنید؟ - از سال 65؛ در واقع 28 سال کوه نامه: فعالیت ورزشی دیگری غیر از سنگ نوردی دارید؟ - دو و میدانی و خب کوه نوردی کوه نامه: مدارک مربی گری هم دارید؟ - بله من مدرک درجه سه مربی گری دارم و همینطور مدرک DHM (دیواره نوردی) از فرانسه دارم کوه نامه: شما را پیر سنگ نوردی در دیواره علم کوه و بیستون می دانند چرا؟ - دوستان محبت دارند. کوه نامه: تلاش هایتان بی سر و صدا و حاشیه است چرا؟ - هم نوردان در جریان کارهای من هستند. کوه نامه: هیچ کجا گزارش گشایش مسیر های شما را ندیدیم چرا آن ها را انتشار نمی دهید و یا انتشار دادید و ما بی اطلاعیم؟ - گزارش داده شده و در حال انتشار است در واقع تمام گزارش ها را به یکی از دوستان دادم تا در قالب کتابی انتشار دهد که در دست چاپ است. کوه نامه: چه کارهای شاخصی از نظر خودتان در سنگ نوردی کردید؟ - از نظر من تمام صعود های سنگ نوردی برایم جذاب و جالب و شاخص بوده. کوه نامه: آیا در مسابقات سنگ نوردی هم شرکت کردید؟ - در دو مسابقه شرکت کردم آن موقع ها مسابقات سالنی نبود و در طبیعت برگزار می شد که یک بار در بند یخچال مسابقه دادیم خاطرم هست زنده یاد عباس جعفری هم در مسابقه بود. البته یک بار هم در سالن شرکت کردم و چهارم شدم. کوه نامه: آیا عضو باشگاهی هم هستید اگر بله کدام باشگاه؟ - بله من عضو باشگاه کوه نوردی آرش هستم. کوه نامه: کار آموزی سنگ را گذارنده اید و اگر بله نزد چه کسی؟ - مقدماتی سنگ را سال 70 با آقای جواهر پور و پیشرفته را با آقای رضا زارعی و میر نوری گذراندم. کوه نامه: با توجه به اینکه قبلا ابزارهای پیشرفته امروزی نبود با چه ابزارهایی صعود می کردید؟ - ابزار سنگ نوردی آن موقع فقط هشت فرود بود و چیزی اگر اشتباه نکنم به اسم صفحه «استوک» ابزاری گرد بود و تو کارابین می اندختیم بعد میخ بود و گوه هایی که خودمان می دادیم نجار برایمان درست می کرد می انداختیم درون روغن تا بر اثر آب و آفتاب پوسیده نشوند و از این ها استفاده می کردیم، اسلینگ هم نبود طنابچه را حلقه می کردم داخل کارابین می انداختیم. کوه نامه: آیا در دیواره نوردی مربی خاصی هم داشتید؟ - نه مربی خاصی نداشتیم بیشتر با دوستان در کنار هم و از تجربیات همدیگر استفاده می کردیم. کوه نامه: چه تعداد گشایش مسیر کردید و در کجا؟ - مسیر آرش علم کوه و آرش2 - گشایش سمت چپ مسیر 48 نیمه تمام همراه زنده یاد قدیر یزدانی - گشایش سمت چپ مسیر لهستانی ها تا بالای کلاهک بزرگ لهستانی ها همراه زنده یاد قدیر یزدانی و حمید روحانی و علیرضا رفتاری - گشایش دیواره ی بیستون مسیر آرش 600 متر - گشایش مسیر دیواره ی یافته خرم آباد مسیر خشایار - گشایش مسیر در روستای سنقر غار آوازه - گشایش کنگره سنگنوردی اخلمد مسیر مربی و آستان قدس رضوی و خب مسیرهای دیگری که الان حضور ذهن ندارم. کوه نامه: خب گشایش مسیرهای آرش در علم کوه و بیستون چقدر زمان برد؟ - گشایش مسیر آرش در علم کوه نیمه کاره ماند و اما در بیستون سه سال طول کشید تا گشایش شود. کوه نامه: ظاهرا در خصوص امداد و نجات هم فعالیت داشته اید توضیح می دهید؟ - ب کوه نامه: چرا در کار امداد و نجات اول سراغ شما می آیند؟ - خب شاید برای اینکه من منطقه علم کوه را بسیار خوب می شناسم. کوه نامه: بیشترین دلیل فوت و حادثه روی دیواره علم کوه چیست؟ - خب بیشتر بر اثر اشتباه های فردی می میرند مثلا زنده یاد کامران سلیمانی دو اسلینگه صعود می کرد که اسلینگ اولی در آمد و بالتبع دومی هم و سقوط کرد. کوه نامه: زنده یاد قدیر یزدانی همطناب شما چه شد که فوت کرد؟ - ایشان بر اثر بیماری سرطان متاسفانه در گذشت. کوه نامه: در دنیای سنگ نوردی خاطره ای ماندگار هم دارید؟ خب برای یک هفته ای به دیواره بیستون برای سنگ نوردی رفتیم دو روز بعد پولمان تمام شد به همراه زنده یاد قدیر یزدانی و سیروس قلعه ای که یک پیکان داشت به نوبت با آن مسافر کشی می کردیم به محض اینکه اندازه خرج روز و سنگ نوردیمان در می آمد می رفتیم سراغ سنگ نوردی و بعد تا فردا خدا بزرگ بود. کوه نامه: آن زمان در گشایش مسیر با توجه به اینکه دریل های امروزی نبود دیواره را چطور سوراخ می کردید؟ - یک مته های سه پری بود روسی که با چکس می زدیم و دیواره را سوراخ می کردیم وحالا رول یا میخ می گذاشتیم. کوه نامه: خب باز هم به گذشته برگردیم؛ با چه کفش هایی صعود می کردید چون ظاهرا کفش سنگ هایی امروزی وجود نداشت؟ - بله آن موقع هنوز کفش های سنگ نوردی امروزی مرسوم نبود یا اگر هم بود به ایران نیامده بود برای همین با کتانی هایی به اسم اسپرتکس صعود می کردیم. کوه نامه: بهترین و بدترین خاطره تان در عمر سنگ نوردیتان چیست؟ - بهترین همان جواب سوال قبلیتان و بدترین سقوط کامران سلیمانی و سنگ نوردان اراکی و چند تن از عزیزان دیگر که حضورر ذهن ندارم. کوه نامه: انتظارتان از مسوولان ذیربط چیست؟ - اهمیت و بهای بیشتر به جامعه کوه نوردان ایران بدهند. کوه نامه: تجربیات خود را چطور به نسل جوان انتقال می دهید؟ - تجربیات خود را از طریق آموزش انتقال خواهم داد. کوه نامه: اگر بخواهید قدردان یک نفر باشید و یا تشکر خاصی و یا یادی از شخص خاصی بکنید آن شخص کیست؟ - حسین کاف کانی کوه نامه: صحبت ناگفته ای دارید که مایل باشید از این طریق به گوش مسوولان برسد؟ - همان طور که گفتم اهمیت بدهند و برای مسوولان آرزوی موفقیت دارم با تشکر ویژه از نسیم عشقی برای همکاری و همیاری در تهیه این مصاحبه

دیواره، دیواره علم کوه + درجه سختی علم کوه | دکوول

۱۷ دی ماه گرامیداشت روز پیشکسوتان

جهار استادپیشکسوت وپیشرو بزرک کوهنوردی ایران.

محموداجل.کاظم گیلانپور.جلیل کتیبه ای وکیغام میناسیان

مراسم سی‌ونهمین سالگرد زنده‌یاد؛ استاد «محمود اجل» - فدراسیون کوهنوردی و  صعودهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران | I. R. Iran Mountaineering & Sport  Climbing Federation

17 دی ماه گرامیداشت روز پیشکسوتان. به‌ گزارش ‌ایسنا ‌و ‌به نقل از پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان، با پیشنهاد صندوق حمایت از قهرمانان و پیشکسوتان و با موافقت مسعود سلطانی‌فر ، ۱۷ دی ماه به نام روز "پیشکسوتان ورزش" در شورای فرهنگ عمومی کشور به عنوان پیشنهاد وزارت ورزش و جوانان مطرح می‌شود. هدف از نامگذاری این روز گرامیداشت مقام و جایگاه پیشکسوتان ورزش و تحکیم جایگاه بزرگان و بزرگداشت قهرمانان و ارزش‌ها و تحکیم پیوندهای دینی، فرهنگی، اجتماعی در جامعه است https://media.isna.ir/content/Amir%20Pourmand%20(7%20of%2020)-10.jpg/3*۱۷ دی ماه گرامیداشت روز پیشکسوتان عزیز مبارک باد* *💠پیشکسوت* حرفش شنیدنی،دستش بوسیدنی،نقطه نظراتش پذیرفتنی وخودش همیشه دوست داشتنی است. *💠پیشکسوت* آنچه که درخشت خام می‌بیند؛دیگران درآینه هم نمی بیند. *💠پیشکسوت* با زشتی ها می ستیزد؛نمی گریزد وهنر رادر ایستادگی وپایمردی می بیند نه درفرار!! *💠پیشکسوت* شریف زیستن رابر زیستن به هرقیمتی ترجیح می دهد اواینگونه زندگی می کند که فقیر باش اما حقیر نباش!! *💠پیشکسوت* بامردم می خندد نه به مردم؛ *پیشکسوت* پرچمدار است نه پرچم؛ *پیشکسوت* مدیر است نه مطیع؛ *پیشکسوت* مهر است نه مهره؛ *پیشکسوت* درخت بیابانی است نه درخت خیابانی؛ *پیشکسوت* کارهایش رادر مسیر معقول هدایت می کند وبه انتهای معقول می رساند؛عاقلانه فکر می‌کند؛ عاشقانه عمل می کند؛ ازحقه بازی ها وتفرقه اندازی دوری می کند؛جمال درزبان اوست؛کمال درنفس او!! *💠پیشکسوت* درعرصه زندگی سکاندار است نه دکان دار؛ بلوغش عقل وعاطفی است نه سن و سال؛بسیار اندک ومفیدمی گوید؛دل اوخانه رازهاست. *💠پیشکسوت* دو دل دارد؛دلی که درد می کشدوپنهان است ودلی که می خندد وآشکاراست. *💠پیشکسوت* دو خصلت دارد؛ دلش سخن پذیر وسخنش دلپذیر!! *✨روز پیشکسوتان بر همه شما عزیزانم مبارک باد* -------------------------------------------------------------------------------------------- پیشکسوت کیست تعریف پیشکسوت کوهنوردی. پیشکسوت به اشخاصی که در عرصه فعالیت کوهنوردی خود دارای حسن نام واخلاق حسنه که دورکن اصلی واساسی تعریف شده ودر همه ارکان جامعه میباشد.که این اشخاص باید دارای تجربه های اجرایی.پیشینه موثر.موسس.سوابق تشکیلاتی.مدیریت هدایت.فعالیتهای فرهنگی واجتماعی وزیست محیطی.مربیگری.صاحب سبک ودر نهایت سن مناسب (50سال سن یا 30 سال سابقه کوهنوردی مستمر) که براورنده تجربیات حاصله از آن را داشته باشد. آئین نامه کارگروه پیشکسوتان فدراسیون کوهنوردی ایران. یک پیشکسوت باید وجودش موثر دررشد وتعالی کوهنوردی وجامعه ومحیط کوه وکوهنوردی وطبیعت باشد. پیشکسوت باید خدمتگزار جامعه کوه باشد واز خودش خدمات مثبت وارزنده واثرگذار بجای گذاشته باشد.. یک پیشکسوت باید معلم. مربی. راهنما.مدیر.وسرپرستی دلسوز ومتعهد باشد وهمواره مانند پدری دلسوز جوانان را همانند فرزندانش هدایت نماید. مرام واخلاق ورفتار پیشکسوت حرف اول را میزند. پیشکسوتان در زمانی که قدرت اجرایی کمتری دارند . حتی الامکان در کنار جوانان بوده وخودشان را بروز نگهمیدارند. وآن زمان که قدمهایشان ضعیف میشود با بیان وبا قلم جامعه کوهنوردی را از خود بهره مند مینمایند. همانند بزرگانی چون جلیل کتیبه ای.محمود اجل.کاظم گیلانپور .کیغام میناسان.و.. پیشکسوتان رانباید بدیده از رده خارج شده نگاه کرد پیشکسوتان کسانی هستند که در زمانهای خیلی دور راه هایی را شروع کرده وبرای اولین بارمسیرهائی را با هزارمشکلات وامکانات کم طی نموده وبه مناطقی رفته برای مثال اولین صعود کوه هایی مثل منطقه علم کوه .دنا .زردکوه.اشترانکوه.جوپار .کوه های کرمان و...... وتوانسته اند ان مسیر را به جوانان معرفی وجوانان ونسل های بعدی پا درچای پای پیشکسوتان گذاشته و وان مسیر راتکمیل نموده اند. --------------- اقای اسماعیل زاده .اقای حلیمی ومن درسال 1351 جوپار را از روی گزارش اقای محمود اجل صعود کردیم.شاید محمود اجل یک قله را صعود کرده بود وما کاراورا تکمیل وتمامی قله های جوپار را صعود کرده بود. ولی ارزش کار محموداجل خیلی بالاتر بود. پیشکسوت همچون چراغ فروزنده ایست که راه ها را به نسل های یعدی را نشان داده وهدایت نموده وجوانان چشم وچراغ وامید .کوهنوردی مباشند . احترام به پیشکسوتان یک فرهنگ پسندیده در همه جوامع بوده واحترام به جوانان هم از دیده پیشکسوتان همواره مد نظر قراردارد. پیشکسوت در یک زمان کارهای اجرایی .در یکزمان کارهای اموزشی .در یک زمان مدیریت کوه وبیان وخدمات درمناطق کوهنوردی. کارهای نوشتاری ودر تمام طول مدت با کارهای فرهنگی خود جامعه کوهنوردی را متحول میسازد.. برای نمونه اقای کتیبه ای در سن سی سالگی ودراوج فعالیت کوهنوردی دراثر حادثه تصادف درمسیر دماوند دچار قطع پا شد ولی نزدیک 50 سال مدیریت فرهنگی کوه ومقاله نویسی وترجمه ونوشتن کتاب های کوهنوردی راداشت وهمه ما از راهنمائی وتجربیات ارزنده او استفاده نمودیم. بقاء وتداوم واز بین نرفتن هر ورزش به استادان ومربیان پیشکسوت آن بستگی دارد وتداوم آن با جوانان که چشم وچراغ آن هستند وابسته است. هیلاری کوهنورد انگلیسی که قله اورست را درسال 1954 بهمراه تنسینگ صعود نمود وجایگاه بسیار بالائی را دراروپا بدست آورده بودمابقی عمرش بمدت حدود 45 سال درمنطقه هیمالیابه اموزش کوهنوردی فنی برای شرپاها. پل سازی.جاده سازی.بیمارستان سازی.مدرسه سازی وغیره در منطقه هیمالیا گذرانید واز رفاهیات در اروپا دست کشیده ومتحمل زحمات زیادی در نپال منطقه هیمالیا گردید.وحتی همسر وبچه اش را در این راه درمنطقه هیمالیا از دست داد. واو باید الگوئی باشد برای ما که از کوه وکوهنوردی وکوهستان بهترین لذات زندگی را برده وبهره مند شده ایم ن.اخضری, [1/7/2026 9:37 AM]

ناصر رستمی: مربی پیشکسوت کوهنوردی و اسکی

اس

استاد استادان ناصر رستمی

استاد احمد معرفت پیشکسوت نامدار کوهنوردی کشور درگذشت + زمان مراسم‌ها -  فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران | I. R. Iran  Mountaineering & Sport Climbing Federation

تیمسار محمد جعفر اسدی اولین فاتح ایرانی صعود یک قله هیمالیا(مانسلو)

پیشکسوتان - فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران | I. R.  Iran Mountaineering & Sport Climbing Federation

پیشکسوتان - فدراسیون کوهنوردی و صعودهای ورزشی جمهوری اسلامی ایران | I. R.  Iran Mountaineering & Sport Climbing Federation

جلال چشمه قصابانی

4.1

(9)

کوهنوردان وی را با لقب دایی جلال می شناسند. شاید دلیل این موضوع هم این باشد که وی در همه حال و همیشه دلسوز کوهنوردی و به خصوص شاگردان خود بوده است. جلال چشمه قصابانی از پیشکسوتانیست که نقش پررنگش را در توسعه و بهبود کوهنوردی کشور به خصوص صعود به قله های بلند نمی توان نادیده گرفت.

چشمه قصابانی در سال 1338 در همدان متولد شد. زادگاه بسیاری از بزرگان کوهنوردی که از جمله آنها می توان به محمود اجل، پدر کوهنوردی نوین ایران و فریدون اسماعیل زاده پیشگام کوهنوردی فنی اشاره کرد. او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه آیت الله معصومی و مقاطع متوسطه و راهنمایی را در مدارس غبار همدانی و دبیرستان شریعتی گذراند. از کودکی به ورزش علاقه داشته است. 12 ساله که بود در تیم‌های مدرسه در رشته فوتبال فعالیت می‌کرد و بعد از آن در رشته بوکس فعال بوده است. اما علاقه به کوهنوردی را از همان اول در خودش می‌دید و با گروه‌های مختلف به کوه می‌رفت.

جلال چشمه قصابانی، کوهنورد دوران ما

صعودهای برجسته ای در کوهستان ایران به انجام رساند. از جمله این صعودها می توان به صعود قلل مختلف کشور و دیواره نوردی مانند یکروزه دیواره علم کوه از ونداربن از مسیر هری رست، ، صعود دیواره بیستون، زمستانی دماوند از مسیرهای مختلف و البته ده ها یا بهتر صدها صعود دیگر اشاره کرد.

شروع صعودهای برون مرزی

اولین صعود جلال چشمه قصابانی به سال 1376 و صعود جبهه شمال غربی راکاپوشی به ارتفاع باز می گردد. این برنامه یکی از ماندگارترین و باکیفیت ترین صعودهای برون مرزی ایرانیان به شمار می رود. در تاریخ 18 مرداد 1376 گروهی از کوهنوردان ایرانی به سرپرستی رامین شجاعی موفق به صعود راکاپوشی شدند که چشمه قصابانی نیز جز نفرات صعود کننده بود.

دسته‌بندی‌های محبوب موج‌کوه

لوازم کوهنوردیمشاهدهتجهیزات دویدنمشاهدهکوله‌پشتیمشاهدهکفش دویدنمشاهدهپوشاکمشاهدهکیسه‌خوابمشاهده

جلال چشمه قصابانی، کوهنورد دوران ما

حسین خوش چشم و جلال چشمه قصابانی. قله راکاپوشی

در سال 1377 بود که تیم ملی کوهنوردی ایران برای صعود به اورست عازم این کوه شد. پیشتر در سالهای 1352 و 1355 تلاشهایی برای صعود به اورست انجام شده بودند که موفقیت آمیز نبود. هومن آپرین، ایرانی مقیم امریکا نیز قبلتر اورست را صعود کرده بود اما وی ساکن و شهروند امریکا محسوب می گردید. در حقیقت این اولین تلاش ایرانیان به صورت جدی بود که در نهایت جلال چشمه قصابانی، حمید اولنج، محمد اوراز و حسن نجاریان توانستند به قله دست یابند.

وی در سال 1380 به همراه سایر اعضای تیم ایران راهی ماکالو گردید. چشمه قصابانی در سال 1381 نیز به لوتسه صعود کرد. در آن سال تمامی 12 نفر اعضای تیم به قله لوتسه دست یافتند.

او همچنین در سال 1382 در دوره صعودهای دشوار فرانسه شرکت کرده و در جریان این دوره به مون بلان صعود کرد. در سال 1384 نیز به همراه تیم ایرانیان توانست به قله اورست برای دومین بار صعود کند. در آن سال اولین زنان ایرانی نیز به قله اورست رسیدند.

از دیگر صعودهای برون مرزی جلال چشمه قصابانی بایست به صعود قله برودپیک در پاکستان سال 1387 و همچنین صعود قله دائولاگیری به ارتفاع 8167 متری در نپال در سال 1389 و خانتنگری اشاره کرد.

چشمه قصابانی همچنین در موارد متعدد عملیات امداد و نجات کوهستان شرکت کرده است که از بین آنها می توان به حمل جسد عبد نیکویی از غار پرو، جستجو و نجات سقوط هواپیما در خرم آباد و امداد و نجات بهمن تاریک دره اشاره کرد.

به غیر از این موارد سالها به عنوان مدرس در جامعه کوهنوردی تلاش کرده است و نتیجه این تلاش تربیت صدها کوهنورد در سطح ملی می باشد.