تاریخجه مختصرریزش بهمن درکوههای ایران.1


تاریخجه مختصرریزش بهمن درکوههای ایران.
تاسال 1348موضوع ریزش بهمن وخطرات آن خیلی جدی به نظر نمیرسید ودرتئوری بهمن را میشناختیم.دربهمن سال1348 درهنگام اجرای اولین برنامه صعود زمستانی گرده آلمانیها درپناهگاه علم چال اززیر قله شانه کوه بهمن ریزش وباعث مرگ فریدون نجاح.استاد مسلم دیواره نوردی وسنگنوردی ایران وهمچنین احمد فرزین نیا از اعضای تیم صعود وگروه کوهنوردی ابر مرد گردید.این حادثه تقریبا اولین شوک بزرکی بود که به تن جامعه کوهنوردی ایران وارد شد در ان برنامه زبده ترین کوهنوردان ایران به سرپرستی اقای بهمن شهوندی حضور داشتند..من فکر میکنم علت این اتفاق وکشته شدن این دو کوهنورد عدم شناخت عملی بهمن بود وریزش بهمن خیلی جدی گرفته نمیشد. وتجربه بهمن خیلی کم بود.
درسال 1349 ریزش بهمن بزرگی در پشت قله پیازچال وبطرف آهار وایگل موجب مرگ 5 کوهنورد که 3نفر آنها از اعضای گروه کوهنوردی آرش بودند از جمله غلامحسن وهابزاده شد.دومین شوک بزرگ به کوهنوردی واردشد..تازه فهمیده شدکه جقدر بهمن خطرناک است وچقدر بیرحمانه کوهنورد را میکشد.
.بهمن بینالود
در اردوی کوهنوردی شیرپلا کوهنوردانی از کل کشور ازجمله همدا ن وخراسان حضور داشتند ورقابتی بین جوانان حاضر در اردو ومقام متاسفانه اقای نظری بهمراه دونفر دوستش در بهمن ماه همین سال وآ.
علت ازبین رفتن این کوهنوردان جوان کم تجربگی وعدم شناخت خوب از بهمن بود
درزمستان سال1353 سرما وکولاک در قله توچال بیداد میکرد کوهنوردان زیادی که خودرا به قله توچال رسانیده بودند واکثرا کوهنوردان عادی بودند دربرگشت با مشکل مواجه وقادر به تشخیص راه نیوده وبعد از ساعتها فعالیت برای رسیدن به پائین کوه هنگام غروب به گردنه پیازچال میرسند وبعلت سرما وکولاک شدیدورسیدن تاریکی نای حرکت نداشته وهر کس هر طوری می نشیند همانجا منجمد میشود دربین آنه یک کوهنورد وارد وفداکار بنام ناصرملک محمدی تمام تلاشش را برای نجات وکمک به دیگران نموده و اگر میخواست قادر بود خودش را نجات بدهد ولی اوخودش را فدای دیگران کرده ودر روزهای بعد اجساد انها توسط کوهنوردان بخصوص دانشجویان که من هم جزء آنهابودم پیدا وبه شیرپلا حمل واکثرا با هلی کوپتر به تهران حمل شدند. جسدیک نفر هم بعلت گرمای زیاد سرظهر ونیامدن هلی کوپتر وریزشی بودن راه اسون به همت دانشجویان کوهنورد بسختی از مسیر ابشار دوقلو به پائین حمل شد .
علت مرگ آنها..کم تجربگی اکثریت آنها.عدم شناخت ازهوای بدوخشم کوهستان ونداشتن پوشاک ولوازم مناسب.(دران سالها بدگیر های خیلی خوب هنوز ببازار نیامده بود)
بهمن زیر غار یخ مراد
وهمزمان با این واقعه (بهمن1353)چهار نفر از کوهنوردان کانون کوهنوردی تهران به هنگام بر گشت از غار یخ مراد در جاده چالوس باریزش بهمن از زیر دهانه غار جان خودرا از دست میدند .اسامی انها فاطمه میریان .احمد گلابی و.جعفر فولادی ومحمدرضا فرشادمهر.
علت .کم تجربگی وعدم سرپرستی خوب بود گفته میشد کوهنوردان کشته شده در عمق کم برف قرار داشته وصدایشان میامده ولی کوهنوردان بازمانده نتوانستند انها رابیرون بیاورند...
بهمن پشت قله کلاغ لانه
درسال 1368 اولین بهمن منجر به مرگ زنده یادان هادی ساعدی وصادق زمانی در پشت قله کلاغ لان درهمدان بوقوع پیوست .در ان روزها کوههای همدان شاهد چندین روز ریزش برف شدید همراه باسرمای شدید بود .ان روز کوهستان بشدت اماده ریزش بهمن بود بعلت سرمای شدید برفها خشک وبهم نچسبیده بودند .ضمن اینکه این تیم بعلت کم تجربگی وعدم سرپرستی مناسب بهمن را بریده وموجب ریزش بهمن شده بودند ..ندیدن آموزش بهمن شناسی جوانی کم تجربگی وسرپرستی ضعیف عامل این فاجعه بود .
بهمن زیر پناهگاه کلاغ لانه
درسال 1375 باز در کلاغ لان همدان سه نفر از کوهنوردان هنگام عصر از طرف دوزخ دره به طرف پناهگاه کلاغ لان میروند بعلت خرابی هوا وکمی دید علیرغم وجود تیرهای راهنما از مسیر منحرف ودرگیربهمن شده وکشته میشوند اسامی آنها زنده یادان حمید فرخی .تورج شیری و داوودرضائی علت انرامیتوان کم تجربگی وکم توجهی ودست کم گرفتن مسیر کلاغ لان وعدم توجه به تیرهای راهنمابود.
بهمن کبوارستان
در تاریخ1380/11/12 یک گروه ازکوهنورد ان از پناهگاه کلاغ لان از مسیر کیوارستان بطرف گنجنامه سرازیر شده ودر انتهای مسیر شکستن برف منجر بهریزش یک بهمن موجب مرگ محمود مختاری میشود .این مسیر پر از بهمن وخطرناک میباشد وکم تجربگی وانتخاب مسیر غلط موجب مرگ این کوهنورد گردید .
بهمن جاده شمشک به دیزین
در تاریخ 16بهمن سال 1388 یک گروه کوهنورد تحت نظر مربی خود فرشاد خلیلی برای آموزش ساخت اتاق برفی از طرف شمشک به گردنه دیزین میروند. ریزش بهمن در مسیر شمشک به دیزین موجب مدفون شدن ابتدادو کوهنورد شده ومابقی کوهنوردان برای نجات آنها اززیر بهمن به کمک آنها شتافته وبهمن دو م وسوم هشت نفر را بزیر کشیده ومیکشد.در بین این کوهنوردان یک مربی ورزیده وخوب بنام فرشاد خلیلی بود .علت ریزش بهمن فراهم بودن شرائط بهمن وریزشی بودن مسیر واشتباه سرپرستی بود واگر احساسات ورافت کوهنوردی و حس فداکاری وجود نداشت همان دونفر اولیه جان خودرا از دست میداند نه 8 نفر.
دراین مورد گزارش مفصلی به پیوست ارائه میشود.
بهمن پیست اسکی تاریکدره
14بهمن1390 ریزش یک بهمن بزرگدرمحل پیست اسکی تاریکدره رخ میدهد. ان روزها در اوائل آذرماه برف زیادی باریده بود. ونزدیک یک ماه برف نبارید وبعلت سرمای شدید باقیمانده برف اول بشدت یخ زده بود وبارش برف جدید وزیاددر اوائل بهمن ماه زمینه مساعدی برای ریزش بهمن فراهم شده بود وبا آفتابی شدن هوا در روز جمعه 14بهمن ورفتن اسکی بازان برای اسکی وآماده نمودن پیست اسکی یکی ازبهمن های بالادست پیست اسکی که قبلا هم سابقه داشته ریزش ودر نتیجه یک نفر مربی اسکی بنام فواد آزادین واکبرسموات همراه با ماشین پیست کوب ویک نفر اسکی باز بنام فرهادآقاجانی بهمراه همسرش .ثمیه قهرمانی درعمق زیادبهمن مدفون میشوند وتلاش برای بیرون آوردن آنه جندین روز بطول انجامید واز سه دستگاه بیل مکانیکی برای برداشتن برف استقاده شده وبالاخره اجساد آنه درعمق بیش از 5 متر یافت شد. علت ریزش باین بهمن عدم توجه به شرائط موجود بود
باتوجه به شرائط ذکر شده بخصوص ریزش برفهای زیاد در روزهای قبل در آن روز باید پیست اسکی تعطیل وبالا برها خاموش میشد.که متاسفانه چنین کاری نشد..ضمن ایتکه قبلا هم دراین محل ریزش بهمن بوده است.
ریزش بهمن ارتفاعات کرکز 14بهمن 1390.
این حادثه تقریبا همزمان با ریزش بهمن پیست اسکی بوده..
کشته شدن 4 کوه نورد در ریزش بهمن در ارتفاعات کرکسین
عصر روز پنجشنبه دو گروه 16 نفری و هشت نفری از كوهنوردان اسدآباد قصد صعود به قله كركس را داشتند كه بر اثر ریزش بهمن دو نفر دیگر از آنها زخمی شدند.
رییس هیات كوهنوردی اسدآباد در توضیح این خبر به ايرنا گفت: عصر روز گذشته دو گروه از هیات كوهنوردی اسدآباد برای صعود ارتفاعات كركس عازم منطقه شدند كه یك گروه از سمت روستای قاسم آباد به محل پناهگاه حركت و گروه دیگر از راهدارخانه و گردنه اسدآباد قصد صعود به ارتفاعات كركس را داشتند.رجبی اظهار داشت: این گروه هشت ساعت را در راه بودند كه نزدیك قله كركس بهمن ریزش كرد و 700 متر به پایین پرتاب شدند كه دو نفر از آنها به نامهای سیامك قاسمی و عبدالرضا مطلبی بر اثر ضربات وارده زخمی و دو نفر به نامهای سعید فریدونی و محمد رضا مطلبی بر اثر شدت جراحات و احتمالا خفگی زیر برف جان خود را از دست دادند. وی ساعت تماس یكی از زخمی ها را 10 شب اعلام كرد و افزود: در این هنگام تعدادی از كوهنوردان اسدآباد و همدان برای كمك به مصدومان عازم محل مورد نظر شدند كه بیش از دو ساعت طول كشید تا به محل رسیدند.
یك نفر از مصدومان به علت شدت جراحات به بیمارستان بعثت همدان اعزام و یك نفر نیز در بیمارستان قایم اسدآباد بستری شد.
منبع خبرگزاری ایرنا
علت مرگ این کوهنوردان.عدم توجه به شرائط جوی وریزش بارشهای شدید در روزهای اخیر ویخ زدگی برفهای منطقه در طول ماه گذشته. که شرائط برای ریزش بهمن خیلی فراهم بود.وقبلا توسط اینجانب هشدار بهمن داده شده بود. صعود در شب وبه امید رسیدن به پناهگاه تازه ساخته کرکز شده.
بهمن کول جنو

درآذر ماه سال1396 گروهی 14 نفره از مشهد عازم صعود قله کول جنو شدند دران روزها هواشناسی اعلام خرابی هوا وباد نموده ودر برگشت ازقله دچار خرابی هوا وگم کردن راه وعبور از مسیر بهمن شده که این بهمن موجب مرگ9نفرکوهنورد گردید.در بین این کوهنوردان افرادی کارکرده در قله های 7000متری وراهنمای محلی وجود داشتند علت را میتوان دست کم گرفتن کوه. اشکال درسرپرستی وشاید غرور موفقیت در برنامه های برون مرزی. ودر کل کم تجربگی را نام برد .صعودکوه کولجنو در این فصل سخت بوده ونباید دست کم گرفته میشد.تعداد14 نفر کوهنورد دراین برنامه زیاد بود وباید برنامه 3یا 4نفری.تنظیم میشد .عدم توجه به هشدارهای هواشناس ومخالفت کوهنوردان محلی ازنا رامیتوان نتیجه فاجعه بار این برنامه ذکرنمود.

علت اصلی این مرگ ومیرها در اثر ریزش بهمن را که بیشتر عامل انسانی است میتوان..
ا.عدم شناخت کامل از بهمن
2.عدم آموزش بهمن شناسی.
3. دست کم گرفتن بهمن.
4دست کم گرفتن صعود زمستانی کوهی مانند کول جنو.
5 عدم توجه به گزارشات خوب هواشناسی.
6 .تعدادزیاد افراد برنامه. ونداشتن شرائط لازم همه اعضائ برای حضور در یک برنامه سنگین.
8 .از همه مهمتر مشکل سرپرستی که باید تمام پیش بینی های لازم را کرده
وبرنامه را تنظیم .افراد را گزینش وسپس برنامه را اجرا نماید.
دوستان ارجمند دراین گزارش وتحلیل بهیچ وجه مقصر جلوه دادن کسی مورد نظر نیست وفقط انتقال تجربه برای جلوگیری از اینگونه حوادث ناگوار بوده ضمن اینکه من خودم علاوه بر دوستانی. خواهرزاده خودم را دراثر ریزش بهمن از دست داده وداغ دارم. وممکن است که مواردی از مطالب فوق اشتباه باشد.عذر میخواهم.این مطالب برداشت های من از حودث بهمن در48 سال گذشته بوده که در جریان آنها قرار داشتم...
نعمت اخضری بهمن 1396
گزارش تکمیلی ریزش بهمن پیست اسکی تاریکدره
گزارش ریزش بهمن پیست اسکی همدان.بر اثر سقوط بهمن در پیست اسكی 'تاریك دره ' همدان در بعد از ظهر دیروز (جمعه) چهار نفر از اسكي بازان و مسئولان اين پيست مفقود شدند . برهمین اساس، گروه های امداد كوهستان از استان های همدان، كردستان و كرمانشاه به همراه مجموعه امدادی فدراسیون اسكی كشور برای یافتن مفقودشدگان این حادثه هم اكنون در حال جست وجو در منطقه تاریك دره همدان هستند. 'عیسی ساوه شمشكی' رییس فدراسیون اسكی نیز به همراه 'سید عبدی افتخاری' مدیركل ورزش و جوانان همدان نیز در محل حادثه حضور دارند. رئيس فدراسيون اسكي در اين باره گفت : يك زوج اسكي باز ظهر ديروز براي اسكي به منطقه خارج از پيست ميروند كه براي ممانعت از اسكي در اين محل فواد آزاديان ( فرزند رئيس هيئت اسكي استان همدان و مدير فني پيست) و همچنين اكبر سماواتي رئيس پيست به وسيله ماشين برف كوب به محل خروج اسكي بازان از محل پيست ميروند كه اين 4 نفر با ريزش بهمن سنگين در زير بهمن مفقود شده اند . همچنین، یك 'اسنوبرد سوار' با فرار از ریزش بهمن با سلامت در پیست تاریك دره نجات یافته و حال وی نیز مطلوب گزارش شده است. دقایقی قبل، تكه های خودروی 'پیست كوب' از زیر برف های انباشته در دره 'تاریك دره' پیدا شد. هم اینك حجم بهمن در این منطقه بسیار زیاد بوده و عملیات امداد رسانی را با مشكل روبه رو كرده است. هم اكنون بیش از 70 نفر در عملیات امداد رسانی این حادثه حضور دارند.
پیرامون فاجعه ریزش بهمن تاریک درّه
فاجعه ریزش بهمن تاریک دره 14 بهمن 1390، درگذشت غم انگیز عزیزانی از ورزش کوه و اسکی فواد آزادیان ، اکبر سماوات و زوج جوان فرهاد میزا خانی و سمیه قهرمانی.
بارش کم در طول یک ماه گذشته و یخ زدن برفهای قبلی ، ریزش به یکباره برفی سنگین و آفتابی شدن و گرم شدن هوا در نزدیکی های ظهر روز جمعه باعث ریزش بهمن در منطقه پیست اسکی« تاریک درّه » و مسیر اسکی بازان گردید.
با ریزش اولیه یک بهمن کوچک و اعلام تعطیلی فعالیت اسکی بازی و تله سی یژ آقایان اکبر سماوات و فواد آزادیان با ماشین برف کوب به منطقه برای بررسی به حرکت درآمدند متأسفانه همزمان که دو زوج کوهنورد و اسکی باز مشغول اسکی بازی بودند بهمن بزرگ به حرکت درآمده و هر چهار نفر را در مسیر خود مدفون می کند.
بهمن مذکور از ارتفاعات بالای درّه مجاور دستگاه تله سی یژ ریزش و تمام مسیر درّه و رودخانه را طی و تا حدود 200 متری ساختمان پیست اسکی کل مسیر ادامه مییابدو آنقدر قوی بوده که حتی اثری از ماشین باقی نمی ماند و در زیر برفها پنهان می شود.
مسئولین پیست اسکی و از جمله مدیر کل تربیت بدنی که در محل حضور داشته سریعاً اطلاع رسانی و درخواست کمک از همه مراکز و تشکیلات امداد رسانی می نمایند ، و بلافاصله جستجوها شروع می شود ، در بعد ازظهر روز جمعه فقط قطعات کوچکی از لوازم ماشین برفکوب و چوب اسکی پیدا می شود و درحالیکه خبر به همه کوهنوردان و اسکی بازان می رسد بسیاری از آنها عازم محل برای کمک وامدادو جستجو می شوند.
در روز شنبه گروههای امداد از جمله هلال احمر همراه با سگهای زنده یاب و گروههایی از مخابرات همدان برای جستجوی رد تلفن های همراه ، گروه فلز یاب فعالیت را ادامه داده و کوهنوردان و اسکی بازان همدان همراه گروههای هلال احمر شروع به سونداژ منطقه می کنند و در این میان قسمتهایی از ماشین برف کوب پیدا می شود ولی از مفقودین خبری نیست.
در جستجوی منطقه بیشتر کوهنوردان استان اعم از قهرمانان هیمالیا نورد اعضای هیئت های کوهنوردی قبلی و جدید و اکثر کوهنوردان جوان و غیرتمند و پیشکسوتان حضور چشمگیری داشتند و جانانه د رهوای سرد شب و روز به فعالیت ادامه می دادند.
بعلت وسعت بهمن در منطقه عمق زیاد برفها حتی بیش از 10 متر تنها راه استفاده از ماشین های بیل مکانیکی زنجیری بنظر می رسد و اداره کل تربیت بدنی و فدراسیون اسکی
پیگیریهای لازم را بعمل آورده و روز یکشنبه چهار بیل مکانیکی به محل انتقال و شروع به برداشتن برفها می نمایندکه در این روز دو جسد پیدا شده و فعالیت تا 12 شب د رسرمای بسیار سخت ادامه پیدا کرده و روز بعد هم سه شنبه با فعالیت بسیار زیادی دو جسد دیگر پیدا می شود و ضمن اینکه همه متأثراز مرگ این عزیزان بودند تصور می شد شاید انتظار دردناک خانواده ها پایان یافته و کمی راحت تر شوند و حتی با خرابی هوا که بعدازظهر روز سه شنبه شروع و سرما به شدت در منطقه حاکم بود بیم و امید و فکر اینکه اگر امروز اجساد پیدا نشود چه می شود باید تا فصل بهار منتظر بمانیم و..خانواده ها چگونه میتوانند تحمل نمایندووووو.. و با پیدا شدن اجساد بار سنگینی از دوش همه برداشته شد.
جامعه کوهنوردی همدان ضمن اظهار همدردی با خانواده های جان باختگان و تأثر شدید از دست رفتن این عزیزان قدردان همه دست اندرکاران از جمله مسولین ورزش استان ، هلال احمر ، فدراسیون اسکی راننده های بیلهای مکانیکی (لودرها)جوانان غیور کوهنورد ، قهرمانان هیمالیا ، مربیان و اسکی بازان و پیشکسوتان بوده و از همه تشکر می نمایند.
امیدواریم از این حوادث درس بگیریم و کمتر شاهد چنین فجایعی باشیم.
جوانان قبول کنند که مرگ فرزندان برای پدر و مادر و خانواده بسیار سنگین و فراموش نشدنی می باشد.
فکر پدر و مادر و در صورت تأهل فکر همسر و فرزندان باشیم و از تجربیات درس بگیریم. شرایط خطر را در نظر بگیریم و بررسی بکنیم و بدون ریسک برنامه اجرا کنیم.
از طرف پیشکسوتان کوهنوردی همدان ،
۱- عامل طبیعی که در بالا توضیح داده شد یخ زدگی برفهای قبلی ، ریزش برف سنگین در 48 ساعت گذشته و آماده بودن برفهای تازه برای لغزیدن روی برفهای قبلی ، گرم شدن تدریجی هوا از صبح روز جمعه تا هنگام ظهر
2- عامل انسانی ، حرکت روی برفها ، احتمالاً سروصدای ماشین برفکوب
و چرا عامل انسانی : نداشتن اطلاعات لازم در خصوص بهمن ، بهمن شناسی و نحوه اجتناب از ریزش بهمن و دست کم گرفتن بهمن
عدم آموزش و برگزاری کلاسهای آموزشی بهمن شناسی در فصل زمستان توسط هیئت های ورزشی ، گروه های کوهنوردی .
تأکید میشود مسئولین ورزش کوهنوردی قبل از شروع زمستان در هر سال نسبت به برگزاری دوره آموزشی بهمن شناسی اقدام تا از اینگونه حوادث جلوگیری بعمل آید.
عدم پیش بینی : در چنین شرایطی می توانستیم پیش بینی لازم را داشته باشیم و ضرورت داشت که در آن روز بطور کامل پیست اسکی تعطیل و شروع به کار نمی کرد و از ورود اسکی بازان جلوگیری بعمل می آمد.
گزارش تکمیلی ریزش بهمن جاده شمشک به دیزین
فرشاد خليلي درگذشت
تاييد رسمي كشته شدن 2 كوهنورد در حادثه سقوط بهمن
خبرگزاري فارس: مرگ پيشكسوت و مربي سرشناس كوهنوردي ايران در حادثه روز گذشته سقوط بهمن تائيد شد.
خسرو جمشيدي مسئول امداد ونجات هيئت کوهنوردي کرج در گفت و گو با خبرنگار ورزشي خبرگزاري فارس، فوت فرشاد خليلي پيشكسوت كوهنوردي ايران و سرپرست بسياري از گروههاي صعود به قلل مرتفع جهان را طي حادثه تلخ بعد ازظهر روز گذشته تائيد كرد. فرشاد خليلي سال گذشته در سمت سرپرستي تيم كوهنوردي سراب قله مرتفع كاشر بروم 2 را فتح كرد. حادثه بعد از ظهر و شب گذشته سقوط بهمن در محور شمشك به ديزين باعث مدفون شدن حداقل 30 نفر از هموطنانمان شد. پس از آن تلاشگران راهداري افراد اعزامي از طرف فدراسيون كوهنوردي و گروه حرفهاي امداد و نجات هلال احمر جمهوري اسلامي ايران تلاش كردند تا به دام افتادگان بهمن را نجات دهند. گزارشات دريافتي صبح امروز حكايت از نجات 23 تن از هموطنانمان متشكل از كوهنوردان،اسكيبازان و افراد حاضر در آن منطقه را داشت. بهمن چند اتومبيل را نيز به دام خود انداخته بود كه خسارات كلي به آنها وارد آمده است. خسرو جمشيدي در گفت و گو با اين خبرگزاري مرگ فرشاد خليلي كه از صبح امروز در هالهاي از ابهام قرار داشت، مورد تائيد قرار داد و گفت: متاسفانه كوهنوردي ايران اين پيشكسوت بزرگ را از دست داد و اكنون خانواده او نيز در جريان اين حادثه تلخ قرار گرفتند. جسد وي به بهشت سكينه كرج منتقل شده است. جمشيدي افزود: دقايقي پيش از 6 نفر باقيمانده در بهمن يك جسد ديگر بيرون كشيده شد؛ اما اجازه بدهيد به خاطر آنكه خانوادهاش هنوز در جريان نيست نام وي را اعلام نكنيم تا جزئيات بيشتر مشخص شود. حداقل 5 نفر ديگر همچنان در دام بهمن گرفتارند و تلاش نيروهاي هلال احمر،راهداري و افراد اعزامي از فدراسيون كوهنوردي جمهوري اسلامي ايران براي نجات اين افراد كه هنوز به زندهماندشان اميد وجود دارد، ادامه خواهد داشت. انتهاي پيام/
نقد و بررسی اشتباهات " فرشاد خلیلی " در آن پنج شنبه ی سیاه
1388,12,01 ساعت 06:03 ب.ظ
کوه نوردی هم مانند هر ورزش دیگری دارای قوانین ، اصول و بنیان های آموزشی خاص خود می باشد . قوانین ، اصول و بنیان هایی که امروزه _ و بیش از هر زمان دیگری _ با شاخه های مختلف علوم پیوند یافته و نقش حیاتی آن در انجام هر گونه فعالیت و برنامه موفق و ایمن در این ورزش ، واقعیتی غیر قابل انکار به شمار می رود . نگاهی گذرا به پاره ای از حوادث تراژیک و مرگبار کوه نوردی ایران به روشنی گواه بی اعتنائی و عدم توجه جدی سازمان دهندگان و سرپرستان و شرکت کنندگان در برنامه های کوه به این قوانین ، اصول و بنیان های علمی و آموزشی می باشد . بعد از حادثه ی سیل دره ی اندرسم در تابستان سال 84 و مرگ یازده تن از کوه نوردان استان قزوین ، ریزش بهمن های متوالی محور شمشک _ دیزین در روز پنج شنبه 15 بهمن 1388 ، یکی دیگر از تلخ ترین و غم بار ترین روزهای تاریخ کوه نوردی ایران را با مرگ 8 کوه نورد استان تهران رقم زد . انتشار گزارشی تقریبا کامل و لحظه به لحظه از جریان این حادثه توسط یکی از شاهدان و بازماندگان به نام پرویز شجاعی پارسا در وبلاگ ایران سرزمین من ، موجب گردید بتوانیم تلاشی را در جهت نقد و بررسی عملکرد سرپرست برنامه " فرشاد خلیلی " به انجام برسانیم . تلاشی که هدف آن دست یابی به تجربیات و آموزه هایی برای به حداقل رساندن این گونه وقایع و رویدادها در کوه نوردی کشورمان می باشد.
.
***
حادثه ی روز پنج شنبه 15 بهمن 88 برای تیم اعزامی باشگاه دماوند بوده است . تیمی حدودا سی نفره از کار آموزان کوه نوردی و داوطلبان عضویت رسمی این تشکل که به سرپرستی و مربی گری فرشاد خلیلی و دو کمک مربی به نام های حسن بیرجندی و پیمان ثروت ، همراه با دو مینی بوس برای اجرای کلاس آموزش غار برفی _ با پرداخت هزینه ی هر نفر 250000 ریال _ عازم گردنه ی دیزین می شوند . بررسی اظهارات بازماندگان و گزارش منتشر شده ی شجاعی پارسا نشان دهنده ی زنجیره ای از اشتباهات فرشاد خلیلی به عنوان سرپرست برنامه است که تیم کوه نوردان مبتدی و کارآموزان باشگاه دماوند را گام به گام به فاجعه نزدیک کرده است :
اشتباه اول
انتخاب گردنه ی دیزین به عنوان منطقه ای دوردست ، مرتفع و دارای جاده ارتباطی فوق العاده خطرناک در فصل زمستان ، برای برگزاری کلاس آموزشی کوه نوردان مبتدی ، انتخابی اشتباه بوده است . برای هر سه ویژه گی ذکر شده این منطقه نیز می توان دلایلی را ذکر کرد . دوردست : که امکان و ظرفیت عملیات امدادی در مواقع لزوم را بسیار محدود و با مشکل روبرو می کند . مرتفع : که در فصل زمستان مترادف با سرمای شدیدتر و یخ زدگی است و بخصوص برای اجرای کلاس آموزش غار برفی بسیار بی معناست...
" توسط مرحوم خلیلی ، محل های کندن غار مشخص شد و همنوردان در گروه های 5 و یا 6 نفره مشغول به کندن غار برفی شدند . پس از اندک زمانی متوجه شدیم که مشغول کندن غار یخی هستیم نه برفی . چرا که لایه های پایینی برف کاملا" تبدیل به یخ شده بود و کندن آنها انرژی بسیار زیادی را می گرفت ولی ناامید نشدیم و کار را با شدت بیشتر ادامه می دادیم ... از گزارش شجاعی پارسا " . و خطرناک به لحاظ راه ارتباطی : با وضعیت محور شمشک به دیزین در فصل زمستان ، اغلب کوه نوردان و اسکی بازان استان تهران آشنائی دارند . اولین محور کوهستانی است که با آغاز اولین بارش ها ، خطرناک و غیر ایمن و یا مسدود بودن آن توسط اطلاعیه های پلیس راه اعلام می شود و اولین محور کوهستانی است که با آغاز اولین بارش های برف ، خبر ریزش بهمن های سهمگین آن را بلافاصله در خبرها می شنویم .
.
اشتباه دوم
بی اعتنائی و عدم توجه فرشاد خلیلی به عنوان سرپرست برنامه به پیش بینی ها و اعلام وضعیت جوی توسط سازمان هواشناسی و دیگر سایت های معتبر ، به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست . اطلاع و آگاهی دقیق از وضعیت آب و هوائی منطقه ، یکی از همان قوانین ، اصول و بنیان هایی ست که در بالا به آن اشاره شد و در بسیاری از متون آموزشی به عنوان یکی از وظایف اساسی سرپرستان ، تاکیدهای فراوانی برای آن وجود دارد :
" شرح وظایف سرپرست ... حفظ ایمنی : مهمترین موضوع در برنامه های کوه نوردی ، ایمنی اعضاست که از همان مرحله ی برنامه ریزی باید در دستور کار قرار گیرد ... چک لیست سازماندهی و راهبری گروه ... پیش از برنامه : از پیش بینی وضع هوا و شرایط بارندگی ، ریزش بهمن و ... آگاه شوید ... طرح درس مربی گری درجه 3 کوه پیمائی ویژه مربی _ انتشارات فدراسیون "
" رهنمودهائی برای اجتناب از بهمن زدگی به کوه نوردان و اسکی بازان : ... همیشه از توصیه های هواشناسی مطلع باشید و از آنها پیروی کنید ... گاهنامه آموزش شماره 1 _ انتشارات باشگاه دماوند"
" قبل از بروز حادثه باید پیش بینی کرد : در صورتی که می توان پیش بینی هوای بد را نمود... هم چنین بلافاصله بعد از ریزش برف تازه ، بهتر است از اجرای برنامه کوهستانی منصرف شد ... جزوه بهمن شناسی _ انتشارات باشگاه دماوند "
.
اما حکایت تیم کارآموزان باشگاه دماوند به سرپرستی فرشاد خلیلی از گونه ای دیگر است . نه فقط به پیش بینی و اعلام وضعیت جوی توجه نمی شود ... "دستور حرکت توسط مرحوم خلیلی که سرقدم بود صادر شد ، من پشت سر او و دیگران پشت سر من به راه افتادیم . در طول مسیر با ایشان کمی هم صحبت شدم و اولین چیزی که گفتم در باره هوا و هواشناسی بود و ایشان گفت فکر نمی کردم هوا به این حد خراب باشد... از گزارش شجاعی پارسا " و در نتیجه لغو یا تغییر برنامه به موقعیتی مناسب تر صورت نمی گیرد بلکه در مواجهه رودرو با شرایط بحرانی منطقه نیز همچنان اصرار برای ادامه ی برنامه وجود دارد . جالب است که شجاعی پارسا به عنوان یک کارآموز مبتدی می تواند تصمیم عاقلانه ی بازگشت را تشخیص دهد اما فرشاد خلیلی نمی تواند : " ... هر چه به گردنه دیزین نزدیکتر می شدیم وضعیت هوا به مراتب بدتر میشد ...پس از اندک زمانی و در حدود ساعت 9 صبح ، به غیر از خودروهای دو دیفرانسیل باقی خودروها با مشکل جدی مواجه شدند و خیلی ها تصمیم عاقلانه گرفتند و بسمت تهران مراجعت کردند ...
بالاخره مینی بوس ما هم در دو کیلومتری گردنه دیزین به دلیل حجم زیاد برف بر روی جاده و همینطور نامناسب بودن لاستیک هایش به مشکل خورد و پس از حدود یکساعت تلاش بی نتیجه ، در نهایت، لودر راهداری به کمک ما شتافت و مینی بوس را از برف رها کرد و کمک کرد که به سمت تهران برگردد و ما پیاده به سمت گردنه دیزین راهی شدیم ... از گزارش شجاعی پارسا "
نکته 1 : راهداری محور شمشک _ دیزین را مسدود نکرده بود ... علائم هشدار دهنده ای در مسیر وجود نداشت ... وضعیت و نظام مدیریت راه های کشور نابسامان است ... و ده ها و ده ها مسئله ی دیگر که همه ما بخوبی از آن آگاهی داریم ... اما و آیا این ها می تواند پاسخ و توجیه مناسبی برای تصمیمات غلط و اصرارهای نابجای ما برای ادامه برنامه باشد ؟ مگر نه آنکه ما به عنوان سازمان دهندگان و سرپرستان برنامه های کوه بایستی پیش از و بیش از هر چیز دیگری تابع قوانین ، اصول و بنیان های ورزش خود باشیم و از آن ها پیروی کنیم ؟ اجرای برنامه و اعزام تیم از اساس اشتباه بوده است و این منطقی و پذیرفتنی نیست که حالا برای گریز از پاسخ گوئی و طفره از قبول مسئولیت بگوئیم چرا مسیر را مسدود نکرده بودند و چرا ... ضمن آنکه در عمل دیدیم حتی با وجود مسدود بودن مسیر به دلیل شرایط طبیعی ( حجم برف ) باز هم اصرار برای اجرای برنامه وجود داشته است و ضمن آنکه در عمل دیده ایم که حتی با وجود مسدود اعلام کردن جاده : سه سال پیش تیمی از اعضای _ باز هم _ آزمایشی باشگاه دماوند به سرپرستی بهنام ناصحی و با کمک مهیار پورعبداله بعد از مواجه شدن با بسته بودن محور شمشک _ دیزین به دلیل خطر ریزش بهمن ، حرکت پیاده ی خود را به طرف گردنه دیزین ادامه می دهد که آنان نیز دچار حادثه بهمن می شوند و پیکر بی هوش جواد قارایی را از زیر برف ها بیرون می کشند و ... ( نقل: یکی از مربیان باشگاه دماوند )
نکته 2 : در سایت های معتبری مانند snow-forecast پیش بینی و اعلام وضعیت جوی برای سه نوبت صبح ، بعدازظهر و شب صورت می گیرد و لذا نمی تواند منطقی و پذیرفتنی باشد که به امید و احتمال بهبود اتفاقی (!) شرایط آب و هوائی عازم منطقه شویم . شاید در مورد تیمی زبده و برای اجرای صعودی دشوار و حرفه ای _ و با آگاهی و قبول مسئولیت تمام مسائل و اتفاقات ممکن _ حتی با وجود اطلاع از وضعیت جوی نامناسب برای اجرای برنامه اقدام شود اما هیچ سازمانده و هیج سرپرستی حق و اجازه کوچک ترین ریسکی را برای اجرای یک کلاس آموزشی و کوه نوردان مبتدی شرکت کننده در آن ندارد .
.
اشتباه سوم
حدود 4 ساعت بعد از رسیدن تیم به گردنه ی دیزین و تلاش برای برگزاری کلاس ، سرانجام فرشاد خلیلی تسلیم می شود و لغو کلاس آموزشی خود را اعلام می کند :
" ساعت 14بود که مرحوم خلیلی همه دوستان را جمع کرد و گفت بدلیل نامناسب بودن شرایط جوی و برف موجود در منطقه ، جهت درست کردن غار برفی ، برنامه را بایستی کنسل کنیم و به تهران مراجعت کنیم که با شنیدن این خبر همنوردان با صدای بلند اظهار خوشحالی کردند.. از گزارش شجاعی پارسا "
در زمان استقرار تیم بروی گردنه ، عکس های منتشر شده در وبلاگ ایران سرزمین من بخوبی نشان دهنده ی وضعیت جوی منطقه و بارش سنگین برف است :
.
در چنین وضعیت جوی و با این میزان بارش سنگین برف تازه ، تصمیم به راهپیمائی تیم پرجمعیت کارآموزان باشگاه دماوند در طول محور کوهستانی و ناامن دیزین _ شمشک و با آن سابقه ی آشنا در ریزش بهمن های متوالی ، تصمیمی اشتباه و بسیار خطرناک از سوی فرشاد خلیلی بوده است .
بی توجهی او به بسیاری از مفاهیم و اصول علمی آموزش های بهمن شناسی _ که خودش اغلب مدرس آن برای کارآموزان بود _ براستی غیر قابل درک می باشد . در جزوه های آموزشی خود باشگاه دماوند و در بحث های مربوط به بهمن شناسی می خوانیم :
" بعد از بارش برف تازه ، احتمال ریزش بهمن افزایش می یابد ... و در تحقیقات موسسه برف و بهمن شناسی سوئیس این نتایج بدست آمده است : همراه با باد ، میزان بارش 40 تا 60 سانتی متر دارای درجه خطر 3 بوده و به معنای خطر زیاد در جاده ها و راه های کوهستانی است ..."
یا در کتاب " بهمن " از انتشارات دانشگاه تهران آمده است : " بدیهی است که در بین تمام عوامل شرکت کننده در تشکیل بهمن ها ، برف اصلی ترین عامل می باشد . بارش برف تازه عامل شروع سقوط بیشترین بهمن ها است . بیش از 80 درصد سقوط بهمن ها در خلال یا بلافاصله پس از بارش برف اتفاق می افتد ... "
و شاید فقط با چنین زمینه ای از اطلاعات تئوریک و علمی بتوانیم میزان بسیار بالای خطر و ریسک را در تصمیم فرشاد خلیلی دریابیم و با آمیزه ای از حیرت و شگفتی و دلهره به عکس های راهپیمائی تیم پرجمعیت کوه نوردان مبتدی باشگاه دماوند در یکی از خطرناک ترین محورهای کوهستانی ایران نگاه کنیم !
..
اشتباه چهارم
" ساعت 15:15 و پس از طی کردن حدود 3 کیلومتر از گردنه دیزین به سمت شمشک به تجمعی از خودروها رسیدیم که در حال انتظار بودند . وقتی کمی جلوتر رفتیم متوجه سقوط بهمن و مسدود شدن جاده شدیم و عوامل راهداری با یک دستگاه لودر در حال تمیز کردن جاده بودند . مرحوم خلیلی شروع کرد به نظاره کردن بهمن و صحبت کردن با راهداران ... از گزارش شجاعی پارسا "
تیم در ادامه ی راهپیمائی خطرناک خود در جاده به نقطه ای می رسد که در اثر ربزش بهمنی تازه مسدود شده و ... در اینجا فرشاد خلیلی بدترین و بزرگترین و در عین حال آخرین تصمیم اشتباه زندگی ورزشی خود را می گیرد . اصرار برای عبور از مخروط بهمنی !
شجاعی پارسا در گزارش خود می گوید : " حدود نیم ساعت در این مکان در زیر ریزش برف و باد ایستاده بودیم و منتظر بودیم ... " می توان عوامل مورد اشاره در گزارش او ( ریزش برف و باد ) را با میزان و حجم بارش صورت گرفته ( نگاه کنید به عکس بالا و قطر برف در دو سوی جاده ) در کنار یکدیگر قرار داد و عمق خطری که هر لحظه تجمع کوه نوردان را در حاشیه ی خروجی بهمن تهدید می کند و هم چنین جوهر نسنجیده و غیر مسئولانه ی تصمیم و اصرار فرشاد خلیلی برای عبور از مخروط بهمن و از مقابل دهلیز یک بار تخلیه شده را با تمام وجود احساس کرد .
" باور کنید لرزه ای به تنم افتاد و خوب که دقت کردم دیدم درسته ، مرحوم خلیلی محلی را بالای بهمن شکافته و به آنسو رفته است . خیلی سریع به آقای بیرجندی علامت داد و اول یک گروه سه نفره شامل مرحوم علی اکبر ابراهیم پور ، فرشید ابوالفتح زاده و مرحوم اکبر کشاورز و گروه دوم شامل پرویز شجاعی ، حسین حیدری و خانم مینا رسولی به فرمان بیرجندی به آهستگی و احتیاط و البته با ترس و لرز عبور کردیم... از گزارش شجاعی پارسا "
به حجم برف و شیب دیواره مانندی که فرشاد خلیلی کارآموزان باشگاه دماوند را به عبور از آن دعوت کرده است در عکس بالا نگاه کنید . آیا قرار است فقط در اتاق های امن و زیر سقف های استوار شعار پای بندی به قوانین ، اصول و بنیان های ورزش خود را بدهیم و آنگاه که زمان عمل فرا می رسد چنین غیرمسئولانه جمعیتی از شاگردان خود را به قلب فاجعه بکشانیم و زندگی و سرنوشت شان را در معرض بازی شانس و اتفاق " یا مرگ یا زندگی " بگذاریم ؟
گزارش شجاعی پارسا به روشنی گویای مخالفت مسئولان راهداری با تصمیم و اصرار فرشاد خلیلی برای عبور از روی بهمن است : " وقتی به مرحوم خلیلی رسیدم این آخرین جمله ای بود که شنیدم : این راهدار ، نیم ساعته که وقتمون رو گرفت و گرنه تا حالا کلی راه رفته بودیم ... " بهمنی سقوط کرده و نقطه ای بحرانی را در محور شمشک _ دیزین بوجود آورده است . لودرها در قلب بحران به کار پاک سازی جاده مشغولند ( که درست یا غلط آن موضوع بحث دیگری است ) اسکی بازان و ردیفی طولانی از اتومبیل ها در حاشیه ی بحران در انتظار بسر می برند اما کوه نوردان ... نمی توانند صبر کنند ! نمی توانند مانند بقیه منتظر باز شدن جاده و اتمام فعالیت لودرها بمانند ! و اصلا مشخص نیست که چرا ؟ این همه ناشکیبائی و شتاب برای چه بوده است ؟ برنامه ی آنان که دو روزه بود و به لحاظ تدارکات شخصی و غذائی مشکلی نداشتند و ... تیم کارآموزان باشگاه دماوند در تصمیمی اشتباه و مرگبار از سوی سرپرست و مربی خود ، به قلب بحران می زند و دیگر ... بروز فاجعه تعجبی ندارد ! و پنج شنبه ی سیاه کوه نوردی ایران به سادگی در مقابل چشمان حیرت زده ی شاهدان شکل می گیرد و در آن روز فقط کوه نوردان کشته می شوند و فقط کوه نوردان کشته می شوند و فقط کوه نوردان کشته می شوند !! و بعد دیگر ...هر چه هست تاسف است . تاسفی عمیق و تلخ و فراموش نشدنی !
.
نکته 1 _ ارزیابی فرشاد خلیلی از فرایند تعیین احتمال سقوط بهمن های بعدی _ که به آن ارزیابی پایداری می گویند _ اشتباه بوده است . در حال حاضر تلاش می شود که فعالیت لودرها و مسئولان راهداری گناهکار اصلی در ریزش بهمن های بعدی معرفی شوند . این احتمال ممکن است درست باشد یا نباشد . در صورت درست بودن ، فقط بار مسئولیت را بر شانه های فرشاد خلیلی سنگین تر می کند و به تصمیم و اصرار اشتباه و مرگبار او نمود بیشتری می دهد . چرا که نتوانسته است درک و ارزیابی صحیح از احتمال ریزش های بعدی در نتیجه ارتعاش حاصل از فعالیت لودرها داشته باشد و تیم خود را با وجود فعالیت آنان به عبور از قلب خطر فراخوانده است و می تواند درست نباشد به دلیل فراهم بودن تمام زمینه های مساعد ( باد ، بارش سنگین برف تازه ، شیب دامنه ها و ... ) برای سقوط بهمن های بعدی از بقیه ی دهلیزهای اصلی و فرعی دیگر .
نکته 2 _ در تمام مباحث ، کلاس ها و جزوه های آموزشی بر ضرورت عبور از منطقه ی خطر به صورت انفرادی و تک تک و یا حفظ فاصله ی ۵٠ متری تاکید شده است . پایه و اساس دستور فرشاد خلیلی برای عبور سه نفره مشخص نیست . ضمن آنکه مطابق عکس های منتشر شده در وبلاگ شجاعی پارسا ، این نکته در انتهای تیم و از سوی کمک مربیان برنامه جدی گرفته نشده و عبور نفرات از منطقه ی خطر( عکس زیر ) با رعایت هیچ یک از نکات ایمنی صورت نمی گیرد .
نکته 3 _ باشگاه دماوند در جزوه ی آموزشی بهمن شناسی خود آورده است : " در صورت فقدان بیل جهت برداشتن برف و یخ ، کار جست و جوی قربانیان بهمن چندان موثر نیست و کار بیهوده ای تلقی می شود " و شجاعی پارسا در گزارش خود می نویسد : " قبل از حرکت مرحوم خلیلی جهت سهولت در راهپیمایی ، گفتند نیازی به حمل بیل ها که به تعداد 11 عدد در بین دوستان تقسیم شده بود نیست و آنها را در پشت وانت آقای علی غضنفری که خود را با وسیله شخصی اش به گردنه دیزین رسانده بود ، گذاشتیم "
.
کوه نوردی هم مانند هر ورزش دیگری دارای قوانین ، اصول و بنیان های آموزشی خاص خود می باشد . قوانین ، اصول و بنیان هایی که امروزه _ و بیش از هر زمان دیگری _ با شاخه های مختلف علوم پیوند یافته و نقش حیاتی آن در انجام هر گونه فعالیت و برنامه موفق و ایمن در این ورزش ، واقعیتی غیر قابل انکار به شمار می رود . نگاهی گذرا به پاره ای از حوادث تراژیک و مرگبار کوه نوردی ایران به روشنی گواه بی اعتنائی و عدم توجه جدی سازمان دهندگان و سرپرستان و شرکت کنندگان در برنامه های کوه به این قوانین ، اصول و بنیان های علمی و آموزشی می باشد
به نقل از وبلاگ اقای نصیری
.
اعلام جزئيات بيشتري از مرگ پيشكسوت كوهنوردي ايران فرشاد خلیلی
خليلي جان خود را براي نجات شاگردش از دست داد
فاتح قلههاي مرتفع جهان در آخرين تجربه ورزشي خود براي نجات يكي از شاگردانش در دام بهمن گرفتار شد و جان خود را از دست داد.
فرشاد خليلي پيشكسوت كوهنوردي ايران در آخرين لحظات زندگي خود نيز مرام كوهستان را ناديده نگرفت و براي نجات شاگرد خود حاضر شد به دام بهمن بيفتد.
فرشاد خليلي 25 سال فعاليت رسمي در عرصه كوهنوردي داشت. در كارنامه وي ميشود به موارد زير اشاره كرد:
* مسئول كميته اسكي كوهستان در فدراسيون كوهنوردي جمهوري اسلامي ايران
* فعاليتهاي حرفهاي و ثبت بين المللي در آلپ، پامير، قراقروم، هيماليا و نپال
* دوره هاي مختلف مربيگري در مدرسه عالي كوهنوردي فرانسه
* عضو جامعه پيشكسوتان كوهنوردي ايران
* مدرس فدراسيون كوهنوردي
* عضو تيم كوهنوردي در دورههاي مختلف و سرپرست تيم كوهنوردي سراب در فتح قله مرتفع كاشربروم 2 هيماليا در تابستان سال گذشته
فرشاد خليلي كه براي برگزاري يك دوره آموزشي به محور شمشك - ديزين رفته بود، در حين بازگشت از منطقه مخصوص آموزش متوجه حادثه بهمن شد و براي نجات يكي از شاگردانش كه مسير بازگشت او را ميدانست با گروه خداحافظي كرد و خود را به کوهنوردان





.jpg)







ده سال ، بیست سال ،سی سال چهل سال نزدیک به پنجاه سال است که فعالیت کوهنوردی داشته برنامه های زیادی را اجرا نموده ازجمله صعود بسیاری از قلّه های کشور ، صعودهای منطقه ای ( صعود تمامی قلّه های یک خط الرأس ) سنگنوردی ، دیواره نوردی ، صعودهای زمستانی ، اجرای برنامه های نو و جدید و برای اولین بار بازدید از غارها برگزاری کلاسهای آموزش سنگنوردی و کوهنوردی ، برخورد با حوادث و اتفاقات در کوهستان ، مواجه با شرایط سخت زمستانی ، ریزش بهمن ها ، امداد و نجات و حمل مصدومان در شرایط بسیار سخت ، ارتباط بسیار خوب و صمیمانه با کوهنوردان وقت گروههای کوهنوردی و تشکیلات کوهنوردی ، حضور فعال در تشکیلات کوهنوردی دولتی و غیر دولتی در طول زمان و کسب تجربیات بسیار زیاد و دوستانی جاودانی وفراموش نشدنی.