تبریک عیدسعید باستانی نوروز

تبریک عیدسعید باستانی نوروز

Image result for پیام تبریک نوروز 99

Image result for پیام تبریک نوروز 99

 

سلام دوستان همنورد گرچه با یروز این پدیده شوم کرونا وجان باختن جمعی ازهموطنان وپزشکام وپرستاران وپرسنل شریف بیمارستانها دل خوشی برای این عیدنداریم ولی چاره ای نیست سعی کنید محیط خانواده را گرم وشاد نگهدارید وبارعایت نکات بهداشتی ودرخانه ماندن انشاالله بسلامتی ازاین رویداد سخت عبور نمایید.برای همه شما وهمه هموطنان آرزوی سالی خوب و خوش وسلامتی مینمایم.

                                                                   نعمت اخضری 29اسفند1399

 

 

پیمایش زمستانی خط الرأس همدان (ازآلمابلاغ  تا کلاه قاضی)

 پیمایش زمستانی خط الرأس همدان (ازآلمابلاغ  تا کلاه قاضی)

          مفلس آنیم و هوای می و مطرب داریم      

                                          آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند

مقدمه: از ابتدای کوهنوردی در سال 74 در دامان الوند همواره فکر پیمایش کامل خط الرأس آن را در ذهن میپروراندم تا نهایتاً این امر با همراهی و مشایعت دوستان کوهنورد و عزیزم آقایان فتح  اله (دانیال) نعمتی و علیرضا پیرمحمدی در زمستان (بهمن ماه) 1398 محقق شد. امیدوارم ارائه این گزارش مثمرثمر و مفید واقع شود

خط الرأس الوند از شمال غربی (قله آلمابلاغ) تا جنوب شرقی (قله کلاه قاضی) گسترده شده و در این فاصله قلههای کرکز، قزل، دائم برف، کلاغ لانه، کمرلرزان، یخچال( گاوبره) قرار دارند. این رشته کوه در جنوب شهر همدان و شمال شهر تویسرکان قرار گرفته است. گردنه های اسدآباد و تویسرکان در مسیر این رشته کوه واقع گردیدهاند. این کوهستان دره های عمیق، چشمه سارها، چمنزارها، قلل و پوشش گیاهی خاص و مهم خود را داراست.

از آنجا که همواره معتقد به این موضوع بوده و هستم که موفقیت در اجرای هر برنامه ارزشمند نیازمند تمرین و آمادگی همه جانبه است. تمرینهای خود را با آقای نعمتی از اوایل پاییز سال 98 شروع کردیم و تقریباً هر هفته نسبت به اجرای قسمتی از خط الرآس اقدام مینمودیم این تمرینها چند ویژگی به همراه داشت؛ اولاً علاوه بر آمادگی جسمی از لحاظ روحی و روانی بر ما تأثیر به سزایی داشت ثانیاً در این اثنا در دو نقطه اقدام به بارگذاری کردیم که این بارگذاریها باعث اجرای هر چه بهتر برنامه شد. ثالثاً همنورد خوبمان آقای علیرضا پیرمحمدی نیز که نفر قابلی هستند به جمع دو نفره ما اضافه شد

روزشمار برنامه 

روزاول یکشنبه 13/11/98

ساعت 5:50 دقیقه پیمایش خود را از روستای اختاچی آغاز نمودیم. هوا در این روز آفتابی، سرد و همراه با وزش باد نسبتاً تند بود. ساعت 8:50 دقیقه به اولین قله خط الرأس، آلمابلاغ رسیدیم و با توجه به انرژی خوبی که داشتیم مسافت طولانی تا گردنه اسدآباد را طی و ساعت 15 به گردنه رسیدیم. لازم به توضیح است که روز قبل بارهای شب مانی، وسایل فنی و خوراک برنامه را در قرارگاه هلال احمر گردنه اسدآباد به امانت گذاشته بودیم و در کوله روز اول مقداری تنقلات، وسایل شخصی و نفری یک فلاسک همراه داشتیم. پس از رسیدن به گردنه و مستقر شدن در قرارگاه هلال احمر، نسبت به تقسیم بارها و بستن کوله پشتی و استراحت برای ادامه پیمایش نمودیم

 

روز دوم دوشنبه 14/11/98

ساعت 7 از گردنه اسدآباد به سمت قله کرکزحرکت نمودیم. هوا آفتابی، سرد همراه با باد و برف زیاد بود. پس از تلاشی طولانی خود را در ساعت 13:30 دقیقه به پناهگاه کرکز رساندیم و از آنجا به سمت قله پیشروی کردیم حجم برف از حد تصور من بسیار بیشتر بود. قیف زیرقله که برای ما با کولاک همراه شد انرژی زیادی از ما گرفت تا ساعت 15:30دقیقه در کولاک شدید به قله رسیدیم پس از گرفتن چند عکس به سمت پناهگاه سرازیر شدیم و شب را جهت بازتوانی و استراحت در آنجا ماندیم

روز سوم سه شنبه 15/11/98

پیشبینی های هواشناسی که از قبل میدانستیم از بعدازظهر روز گذشته با واقعیت انطباق نداشت و صبح پس از بیدار شدن با باد شدید مواجه شدیم. ساعت 10 از پناهگاه خارج شدیم. هوا آفتابی با باد سرد و برف زیاد بود باید به سمت قله قزل پیش میرفتیم کوله بارها سنگین و برف انبوه و هوای سرد پیمایش را جان فرسا مینمود قبل از گردنه قزل ساعت 17 اقدام به برپا نمودن چادر کردیم باید برای فردا خود را آماده میکردیم


روز چهارم چهارشنبه 16/11/98

صبح ساعت 8 پس از صرف صبحانه از چادر خارج و به حرکت خود ادامه دادیم. برف کل منطقه را فرا گرفته بود میزان دید افقی کمتر از یک متر بود جهت اجتناب از گم شدن و درگیری با خطر بهمن حرکت خود را بالاترین نقطه رأس انتخاب نمودیم از آنجا که الوند را منطقه خودمان میدانستیم و رفتن مسیر اشتباه برایمان دور از ذهن بود در مه شدید به پای قله قزل در ساعت 10 رسیدیم اما اشتباهاً به جای حرکت به سمت چپ به سمت راست رفته و چون فکر نمیکردیم در جهت اشتباه قرار داریم به جی پی اس هم توجه ننمودیم و در بالای رأس به سمت روستای وردآور رفتیم که این اشتباه باعث شد در یک تلاش 6 ساعته نهایتاً ساعت 16 به پای قله قزل برگردیم و مه را دست کم نگیریم. در گردنه قزل طی تمرینهای آماده سازی بارگذاری کرده بودیم پس از تقسیم بارها با توجه به طوفانی بودن هر دو جبهه گردنه به سمت قله قزل حرکت کردیم مسیر حرکت تا قله جهت اجتناب از وقوع بهمن همراه با شیب زیاد، حجم برف سنگین، درگیری با سنگ و یخ بود از آنجا که مهتاب شب بود پس از تاریکی هوا یک ساعت دیگر به فعالیت خود ادامه دادیم ساعت 19 در زیر دیواره جنوبی قزل نزدیک به قله چادر زدیم. میبایست احیاء میشدیم هوا با ما سر سازگاری نداشت و هر روز با مصائب جدیدی روبه رو میشدیم

 

روز پنجم پنجشنبه 17/11/98

ساعت 8:30 حرکت خود را از چادر به سمت قله آغاز نمودیم. با حرکتی آهسته و پیوسته و رعایت اصول ایمنی ساعت 12 به قله قزل رسیدیم باید آماده فرود میشدیم از کارگاههای موجود استفاده کرده پس از چهار مرحله فرود با طناب به قیف قزل رسیدیم برف به قدری زیاد بود که با کوله بارهای

 

سنگین تا سینه جهت تراورس به گوشه قیف در آن فرو میرفتیم. ساعت 15:30 دقیقه به جانپناه قزل رسیدیم. فرصت خوبی بود پس از دو شب مانی در چادر وسایلمان را خشک و مرتب نماییم. از اواخر شب طوفان درگرفت

 

 

 

روز ششم جمعه 18/11/98

طی برنامه سعی میکردم گزارش هوا را از دوست خوبم آقای فؤاد رضاپور به صورت روزانه دریافت کنم ایشان هم قبول زحمت فرموده، هر روز بنده را در جریان هوا قرار میدادند طبق صحبتی که با ایشان در شب قبل داشتم عنوان نمودند از فردا طوفان شدیدی به مدت چند روز با سرعت بالای 100کیلومتر آغاز میشود از آنجا که ادامه برنامه منوط به رسیدن به کلاغ لانه بود (زیرا در پناهگاه کلاغ لانه سوخت «بنزین و گاز» گذاشته بودیم) صبح ساعت 7:30 دقیقه از جانپناه قزل با وجود باد شدید حرکت، ساعت 8:45 دقیقه به قله دائم برف رسیدیم و از آنجا پس از مبارزهای طولانی با باد و برف و سنگ و سنگینی کوله بارها ساعت 2:30 د قیقه به پناهگاه کلاغ لانه رسیدیم. آقای محمود هاشمی از پیشکسوتان و کوهنوردان همدانی را در پناهگاه ملاقات کردیم که مورد لطف ایشان واقع شدیم و خود را آماده گذران در پناهگاه تا پایان طوفان نمودیم. درس صبر و استقامت شروع شد

روز هفتم  شنبه 19/11/98

از شب قبل تا صبح امروز بیشتر از یک متر برف بارید با توجه به فعالیتهای سنگین روزهای گذشته و خرابی بیش از حد و اندازه هوا موقع مناسبی برای استراحت بود

روز هشتم یکشنبه 20/11/98

طوفان همچنان میتازاند فاصله پناهگاه تا چشمه که بسیار کوتاه بود برای آوردن آب تبدیل به مسابقه ماراتن شده بود. این میزان بارش و تند باد به معنای واقعی ما را زمینگیر کرده بود. شب هنگام پیامی از طرف یکی از دوستان کوهنورد دریافت کردم مبنی بر اینکه حال مادر علی خوب نیست و با توجه به وضعیت روحی و روانی وی  از ما خواسته بودند که علی به پایین نزد خانواده برگردد. موضوع را با علی مطرح کردم به فکر فرو رفت و گفت تا فردا صبح تصمیم میگیرم

روزنهم دوشنبه 21/11/98

علی تصمیم منطقی و شجاعانه خود را گرفته بود پس از صرف صبحانه از ما خداحافظی و ما هم او را تا ابتدای دوزخ دره جهت رفتن به پایین همراهی کردیم. جای خالیش بدجوری احساس میشد. من و دانیال ماندیم بدون غذا، مقداری سوخت، هوای خراب، همچنان بارش برف و تداوم طوفان ... قصد صعود قله کلاغ را داشتیم که منصرف شدیم خوراک خاصی برای خوردن نداشتیم ساعت 9 به داخل کیسه خواب رفتیم و تا فردای آن روز برای حفظ انرژی از کیسه خارج  نشدیم. واقعاً احساس میکردم انسان صبورتری شدم و اینکه باید از کوهستان اجازه بگیریم تا به پیمایش ادامه دهیم

 

روز دهم سه شنبه 22/11/98

ساعت 8 از پناهگاه خارج شدیم به قدری برف باریده بود که هر قدم ما چند مرحله داشت برفی پودری و سنگین، برای رسیدن به روی یال در برف شنا میکردیم فکر کنم تمام چربی بدن ما طی این چند روز سوخته و در حال آب کردن استخوان و عضله بودیم. طی خبرهایی که به ما رسیده بود در شهر 20 درجه کاهش دما داشتیم. مطمئناً این افت دما در کوهستان به مراتب بیشتر بود. هوا هم مهآلود بود، واقعاً دید نداشتیم همه جورمان جور بود. چالش بزرگی بود فکر میکردم چون این پیمایش تا کنون به صورت کامل صورت نپذیرفته بود شاه الوند یا نمیخواست این کار صورت پذیرد یا میخواست ارزش کار را بیشتر بدانیم. با کوهستان حرف میزدم و از او اجازه میخواستم سه روز انتظار در کلاغ لانه سختترین قسمت کار بود در آنجا خیلی از زوایای پنهان روحم را شناختم. مسیر صعود به قله که صخرهای است کاملاً یخ کرده و مقدار زیادی برف پودر بر روی آن نشسته بود پس از بستن طناب کار ترکیبی شروع شد درگیری با سنگ و یخ در سرمای به غایت وحشتناک، ساعت 10:30 به قله کلاغ لانه رسیدیم و پس از فرود و جمع کردن ابزار فنی آماده ادامه مسیر شدیم که از فرط گرسنگی و خستگی شکم هایمان به قار و قور افتاده بود میبایست خود را به بارگذاری قبل از گردنه تویسرکان میرساندیم که این مهم با وجود مه شدید و بدون داشتن مختصات جغرافیایی در ساعت 14:30 دقیقه صورت پذیرفت. ساعت 16 به گردنه رسیدیم سرما بیداد میکرد چادر را علم نمودیم و به داخل آن خزیدیم باید دلی از عزا درمیآوردیم که به لطف مواد بارگذاری همانطور شد. جهت احتیاط هر نفر دو تا تشک همراه داشت اما باز مانع از نفوذ سرما نبود. سرما از 40- گذر کرده بود اما همه اینها مانع از این نبود که ما نخوابیم. کیسه خوابهای نهایت 35- درجه ما به همراه کت پر و لباس اضافی از عهده سرما برنمیآمدند اما خستگی و نیاز به استراحت ما غالب بود

روز یازدهم  چهارشنبه 23/11/98

صبح که از چادر خارج شدم اگر با احتیاط گام برنمیداشتم باد مرا با خود میبرد. ساعت 9:15 دقیقه از چادر به سمت قله کمرلرزان به راه افتادیم. جمع کردن اسباب و وسایل، تقسیم بار در آن طوفان و روزهای قبل تقریباً هر روز 3 الی 4 ساعت با صرف صبحانه و پوشیدن کفش طول میکشید رسیدن به قله کمرلرزان در آن شرایط طوفانی باعث شده بود به دلیل وزش عمدتاً غربی طوفان سمت راست صورت ما زخمی و فلج شود، اگر همزمان از نقاب بر روی بینی و دهان و عینک بر روی چشم استفاده میکردیم عینکمان یخ میزد و دید خود را از دست میدادیم که با توجه به این مسئله من بیخیال پوشش بینی شده بودم ساعت 13:30 به قله کمرلرزان رسیدیم شدت طوفان به قدری بود که نتوانستیم عکس بگیریم اما جی پی اس کار خود را میکرد حتی بر سر قله نتوانستیم به عقب برگردیم مبادا طوفان ما را با خود ببرد به قول آقا دانیال چندین متر دنده عقب برگشتیم. پوستمان کلفت شده بود هر

شرایط ممکن و غیرممکنی را تجربه و تحمل کرده بودیم و تازه دریافته بودم شاگرد نوپایی هستم که هر لحظه کوهستان درسی تازه به من میدهد باید مسیری طولانی تا پناهگاه یخچال را طی میکردیم. دیگر آرمانی شده بودیم باید تا پایان ادامه میدادیم ساعت 18:15 دقیقه ابتدای غروب آفتاب به پناهگاه یخچال رسیدیم. دو نفر از دوستان کوهنورد آقایان محمد حسینی و امیر پاینده که با همسرم هماهنگ کرده بودند قبل از ما قبول زحمت کرده و برایمان نان و سوخت در پناهگاه گذاشته بودند تا پیمایش کامل خط الرأس با تمام مشکلات و در صورت اضافه شدن طول برنامه صورت پذیرد. دستپخت همسرم که علاوه بر سوخت و نان در پناهگاه بود سورپرایزی فراموش نشدنی بود طعم آن را هیچ وقت فراموش نمیکنم

روز دوازدهم پنجشنبه 24/11/98

بهترین خواب را شب گذشته تجربه کرده بودم فقط لحظه شب بخیر به دانیال و بیدار شدن صبح را به یاد میآوردم. ساعت 9:30 از پناهگاه خارج شدیم ساعت 11:15 دقیقه بر فراز قله یخچال بودیم. به یاد فیلم ترمیناتور افتاده بودم هیچ چیز دیگر مانع ادامه دادن ما نبود، برف، کولاک، طوفان، سرما ... اما مه ما را بیچاره میکرد ترس از گم شدن در دام بهمن افتادن، مسیر اشتباه رفتن، بار دیگر دید ما به کمر از یک متر رسید. سفیدی مطلق، کولاک ... تا آنجا که مطمئن بودیم مسیر درست را میرویم به پیشروی ادامه دادیم ، هوا به قدری منقلب شد که حدود ساعت 13 اقدام به کندن غار برفی نمودیم ساعتی را در آن استراحت مختصری کرده، مجدداً به مسیر ادامه دادیم جای مناسبی برای زدن چادر تقریباً در پناه باد پیدا کردیم با مشقت فراوان موفق به زدن چادر شدیم. نیمه جان به درون چادر افتادیم ساعت 16 بود تمام فضای چادر را برف و یخ پر کرده بود چندین ساعت طول کشید تا خودمان وسایل و چادر را خشک کنیم البته به لطف چراغ بنزینی یار قدرتمند برنامه، آیا قله کلاه قاضی را خواهیم دید؟ گزارشها همچنان حاکی از خرابی هوا در روز آینده بود پس از خوردن غذا و مایعات فراوان به خواب رفتیم کولاک به قدری بود که نتوانستیم تا فردا از چادر خارج شویم

 

روز سیزدهم جمعه 25/11/98

صبح که از خواب بیدار شدیم هوا همچنان مه و کولاک شدید بود صبحانه را خوردیم وسایل را جمع کردیم حتی کفشهایمان را هم داخل چادر پوشیدیم حالتی بین یأس و امیدواری بود فقط مترصد بودیم چنانچه کوچکترین روزنهای ایجاد شد و موقعیت خود را تشخیص دادیم حرکت کنیم. مطمئن بودیم که جهت حرکت ما صحیح است جی پی اس هم مؤید همین موضوع بود (مختصات قلل در جی پی اس ذخیره شده بود اما مسیر حرکت چون تا به حال پیمایش زمستانه ثبت نشده بود را نداشتیم) در همین هنگام که منتظر بودیم اتفاقی با دوستم آقای نوید افضلی میر تماس گرفتم و از او خواستم وضعیت هوا را تا حد امکان دقیق برایم پیگیری نماید، نوید، نوید پنجرهای طلایی به ما را داد بین ساعت 10 تا 15،

امیدوار بودیم حرفش به واقعیت بدل شود ساعت 10:45 دقیقه لحظه های ادامه خط الرأس به ما رخ نشان داد با سرعت هر چه تمامتر چادر را جمع کردیم باید از زمان پیش رو نهایت استفاده و سوءاستفاده را میکردیم از سرعت زیادمان با وجود کوله سنگین متعجب بودم بیشتر پرواز میکردیم تا راه برویم هوای روزهای آینده را نیز به ما فوقالعاده خراب عنوان کرده بودند باید کار را تمام میکردیم قبل از ساعت 13:30 هوا مجدداً خراب و مه همه جا را فرا گرفت. اما از قبل ما چشمانمان را پر کرده بودیم اگر سنگ هم میبارید ما انتهای مسیر را در دسترس میدانستیم. ساعت 14:30 در طوفانی جانانه به قله کلاه قاضی که بر اثر بازی باد و برف چهره و رخ زیبایی پیدا کرده بود رسیدیم در پوست خود نمی گنجیدیم. برای پایان کار سه مسیر پیش رو داشتیم؛ بیشه عرب خان با شیب زیاد، بهمن و البته مه شدید ـ روستای بادامک نزدیک گردنه تویسرکان جاده ملایر که آن هم تعریفی نداشت اما مسیر روستای ارزانفود به دلیل جنوبی بودن و داشتن دید و برف کمتر به نظرمان بهتر آمد به شوق پایان موفق برنامه، دیدار خانواده و دوستان با انرژی مضاعف نهایتاً خود را ساعت 19 به روستای ارزانفود رساندیم که با استقبال همسر و دو تن از دوستانم مواجه شدیم. بچهها زحمت کشیده برنامه استقبالی هم داخل شهر همدان آرامگاه باباطاهر تدارک دیده بودند که عدهای از پیشکسوتان، مربیان و عزیزان کوهنورد با حضور گرم و پورشورشان ما را مرهون لطف و محبت خود قرار دادند.

با تشکر از:

 خانواده های نعمتی، پیرمحمدی، عامری ، آقایان؛ داریوش بگلر، آکو خدری، فؤاد رضاپور، محمود هاشمی، محمد حسینی، امیر پاینده، نوید افضلی، مهدی ندیمی، نیما اسکندری، علیرضا حبیبی، عباس شیرخانی، افراشته (پرس شلنگ)، محسن اصلانی، سعید عریانپور، علی بیات، سیاوش مشیری، رضا سموات  و..که هر یک به نحوی از انحاء کمک حال ما بودند

اسامی قله های صعود شده :

قله آلمابلاغ   ارتفاع   2997 متر

قله کرکز          ارتفاع  2960 متر

قله قزل ارسلان  ارتفاع  3250 متر

قله دائم برف  ارتفاع  3450 متر

قله کلاغ لانه   ارتفاع  3358 متر

قله کمر لرزان  ارتفاع  3338 متر

قله یخچال   ارتفاع  3486 متر

قله کلاه قاضی  ارتفاع  3500 متر

وسایل عمومی:

ـ چادر: چادر نورت فیس 3 نفره همراه با چوب های بامبو جهت مهار چادر

ـ چراغ: چراغ دو سوخته گاز و بنزین

ـ بیل برف

-چراغ روشنایی

وسایل فنی عمومی:

طناب 30 متری، طنابچه ، کارابین، کوییک ، تسمه ،طناب پلاستیکی، ابزار میانی

خوراک:

 گوشت گوسفندی، بوقلمون، زبان، برنج، تن ماهی، خورشت فسنجان، میوه خشک، کشک، پسته، فندق، خرما، شیر خشک، روغن حیوانی، چای، انواع تنقلات و دم نوشهای گیاهی

                                                                              اسفند1398.  حامد عامری

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تاریخ کوهنوردی سرزمین ایران, [
[
🔹پیمایش زمستانی خط الراس همدان از قله آلمابلاغ تا قله کلاه قاضی برای اولین بار از مورخه ۹۸/۱۱/۱۳  لغایت ۹۸/۱۱/۲۳ به مدت ۱۳ روز شروع مسیر از روستای اختاچی قبل از گردنه اسدآباد پایان مسیر روستای ارزانفود جاده ملایر

نفرات: دانیال نعمتی، علیرضا پیر محمدی، حامد عامری نیا 

تاریخ کوهنوردی سرزمین ایران,
[
کوهنوردان همدان همیشه کارهای فوق العاده میکنند بی سروصدا.باحوصله وبا عزمی قوی.پیمایشی که همنوردان همدانی داشتند به مدت 13روز که توام باهوای بسیارسردوبادشدیدهمراه بود کل خط الراس 65کلومتری الوند از قله آلمه بولاغ.گردنه اسداباد.قله کرکز.قله های فزل دائم برف.کلاغ لانه.کمرلرزان.یخچال تاقله کلاه قاضی.و فرود از روستای ارزانفود......کاری بسیار سنگین ودرشرائط سخت وکامل......درگذشته پیمایش زمستانی خط الراس الوند ازکلاه قاضی تا قزل ارسلان انجام شده بود واین بار کاری کامل تر نوسط کوهنوردانی باعزم قوی بی سروصدا وبدون ادعا سرشان پائین وکارشان را کردند ازکسی توقع وانتظاری نداشتند وکمکی هم نخواستند در حالیکه این برنامه طولانی ودر شرائط سخت مستلزم داشتن وسائل وتجهیزات خیلی خوب.توانمندی وتجربه ومدیریت خیلی بالائی بوده که خوشبختانه باسلامتی وموفقیت باتمام رسید.ضمن تبریک به این عزیزان اقایان حامد عامری نیا.علیرضا پیرمحمدی ودانیال نعمتی برایشان آرزوی موفقیت های بزرگتر وبزرگتری مینمائیم.اگرچه هزینه های زیاد امروزه برای تهیه لوازم وتجهیزات مناسب برنامه هی زمستانی ومخارج زیاد برنامه قدرت اجرای برنامه های بزرگ را کم کرده وایجاد محدودیت برای این جوانان عزیزوغیرتمند مینماییم...                                        البته هنوز خستگی از تنشان بیرون نیامده وامیدوارم در اینده نزدیک شاهد شنیدن گزارش ودیدن عکس های زیبایشان دریک گردهمائی وتجلیلی در خور شان آنها باشیم                                                          نعمت اخضری اول اسفند 1398

تاریخ کوهنوردی سرزمین ایران,
[
برخود واجب میدانم مختصری از رزومه کوهنوردی حامدعامری کوهنوردی که بی سروصدا.بدون ادعا وتوقع وغرور وتکبر کارهای بسیار سنگینی درکوهنوردی به انجام رسانیده تقدیم نمایم.

حامد عامری نیا -
متولد:۶۰/۱/۱۷   همدان
شروع کوهنوردی :سال ۷۴
تحت مربیگری :مرحوم حسین طالبی مقدم
دارای مدارک :مربیگری یخ و برف سال ۸۱ و مربیگری سنگنوردی سال ۸۲
مدرک تحصیلی: کارشناس ارشد حقوق بین الملل
فعالیتهای کوهنوردی؛
-صعود دیواره بیستون به دفعات از مسیرهای مختلف، دیواره لجور، دیواره کوله جنون
-دیواره علم کوه( ۸بار صعود دیواره از مسیرهای مختلف، ۹ بار صعود گرده آلمانها)
- فعالیتهای سنگنوردی در منطقه خورزنه و الوند
- صعود یخچال شمالی سبلان
- پیمایش غار پرو تا انتها و غارهای سراب، چهل چاه و ..‌.
- صعود زمستانی قله دماوند از جبهه های  شمال شرقی و جنوبی
-صعود قله های دماوند ( جبهه های شمالی، جنوبی، غربی ،شمال شرقی)، علم کوه از مسیرهای مختلف، سبلان از غربی و شرقی، تفتان، شیر کوه، هزار، کرکس، توچال، پرو،بدر، پریشان،  و...
- پیمایش خط الراس های الوند، دنا، جوپار، اشترانکوه، زرد کوه، کلجاران به کالاهو به طور کامل
- پیمایش مناطق جنگلی درفک، تهم، طارم، ماسوله و...
- بازدید کویرهای مرنجاب، مصر، لوت و ...
- پیمایش دره های آندرسم، رغز، تلاتر، الیت و ...
- پیمایش و رکابزنی کلیه قله های همدان با دوچرخه کوهستان برای اولین بار
- گشایش مسیر سنگنوردی مصنوعی و طبیعی در الوند با نام سنگ مازیار
- پیمایش زمستانی خط الراس همدان از آلمابلاغ تا کلاه قاضی برای اولین بار

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

    


 بیوگرافی فتح اله نعمتی

تولد3/6/57 همدان
شروع کوهنوردی سال88
دارای مدرک کوهپیمایی و برف یخ
آموزش تحت نظر مربیان باشگاه کانون
پیمایش خط راس زردکوه دنا الوند
صعود دیواره های بیستون لجور  از مسیرهای مختلف به دفعات
پیمایش رکاب زنی قله‌های همدان با دوچرخه برای اولین بار
پیمایش غارها  سراب سلطان امجک غله کرد هيزج ......
پیمایش دره کمجل تلاتر

پیمایش زمستانی سنبران توچال....
پیمایش قله های دماوند علم کوه سبلان هزار سه شاخ تفتان کرکس .....
پیمایش خط رأس زمستانی خط رأس همدان از المابلاغ تا کلاه قاضی

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بیوگرافی علیرضا پیرمحمدی.

متولد 63/3/27

اغاز کوهنوردی 1377درکنار زنده یاد .مهدی شیرین.

تحصیلات.فوق لیسانس عمران خاک وپی.

فعالیتهای کوهنوردی.

صعود دیواره بیستون به دفعات.

صعود گرده المانی ها 3بار

صعود دیواره لجور.

پیمایش خط الراس دوبرار.گلگل به سنبران.خلنو به کلون بستک.

صعود قله دماوند از مسیرهای مختلف.

صعود قلل سبلان.علم کوه.شاه البرز.خشه چال.کول جنو.خلنو.برج.کلونبستک..توچال.ازادکوه. سیالان.سیاه کمان. و..

پیمایش غار سراب.دودزا..کردقلعه.گلسانه. سلطان امجک و..

پیمایش دره های تاف .مران.رغز.تلاتر.توان..کمچل .و..

پیمایش مناطق چنگلی.درفک .ماسال.سفیداب.دریاسر و......پیمایش خط الراس زمستانی  المه بولاق تا .کلاغ لان درسال1398 .و...

                                                    ----------------------------------------------------------------

    باتشکر از اقای حامدعامری که گزارش وعکس هارا در اختیار من قراردادند.میخواستیم دریک گردهمائی کوهنوردان ازاین سه کوهنوردعزیزتجلیل بعمل آید وگزارش خوانی شود  که متاسفانه یعلت مشکل کرونا ولزوم خودداری از تجمع دراسفندماه مقدور نشد وامیدوارم بعدازایام عید وفروکش کردن کرونا این مراسم را باکمک دوستان وهیئت کوهنوردی همدان برگزار نمائیم.

ضمنا بیوگرافی اقای علیرضا پیرمحمدی نفر سوم این برنامه را دردسترس نداشتم که از ایشان عذر میخواهم.

                                                نعمت اخضری اسفند1398

 

منطقه مرگ اورست

 

منطقه مرگ اورست

ترجمه: پویا سلیمانی / فریدون شیرمحمدلی
سایر منابع: ترانگو، زومیت، تسنیم

منطقه مرگ اورست ” Mount Everest Death Zone “

منطقه مرگ اورست در ارتفاع بالای 8000 متری اورست واقع شده است، درست جایی که دمای هوا آنقدر پایین است که اگر عضوی از بدن کوهنورد در معرض هوا قرار بگیرد با خطر انجماد یا هیپوترمی روبرو می‌شود. هرگونه خوابیدن یا سقوط ممکن است منجر به جراحت یا حتی مرگ شود.

بادهای شدیدی که در این منطقه می‌وزد، سد بزرگی بر سر راه کوهنوردان در مسیر رسیدن به قله است. معمولا کوهنوردان زمان زیادی را در این منطقه برای رسیدن به قله، در حالی که با چالش‌های مختلف روبرو هستند صرف می‌کنند.

علاوه بر سرما، یخ‌زدگی و وزش باد خطرات دیگری نیز کوهوردان را تهدید می‌کند. در منطقه مرگ اورست فشار هوا تقریبا یک سوم فشار هوا در سطح دریاست که این به معنی کاهش میزان اکسیژن است. اکثر کوهنوردان بدون پشتیبانی تنها چند ساعت می‌توانند زنده بمانند.

بیش از 4000 نفر قله اورست در منطقه هیمالیا را صعود کرده‌اند و بیش از 200 نفر در این تلاش جان خود را از دست داده‌اند.

منطقه مرگ اورست | عاشقان طبیعت ایران | Mount Everest Death Zone

ترافیک کوهنوردان در منطقه مرگ اورست

اگر کوهنوردی در منطقه مرگ به هر دلیلی سقوط کند و یا توان حرکت خود را از دست بدهد و یا جانش را از دست دهد در همان منطقه رها می‌شود. اجساد بسیار زیادی تا به امروز در دامنه‌های بالاتر پراکنده هستند به طوری که در ماه آوریل 2010 تیمی اعزام شد تا برخی از آنها را پاکسازی کنند.

وضعیت ناتوان‌کننده در منطقه مرگ اورست به گونه‌ای است که کوهنوردان ممکن است 12 ساعت زمان برای عبور از این منطقه 1.7 کیلومتری صرف کنند. اگر کوهنوردی بخواهد با این منطقه هم هوا شود نیاز به زمانی در حدود 40 تا 60 روز دارد که این مدت زمانی بسیار طولانی است.

انسانی که از سطح دریا به منطقه مرگ اورست می‌رود ممکن است طی مدت زمان کوتاه 2 الی 3 دقیقه هوشیاری خود را از دست بدهد.

منطقه مرگ اورست | عاشقان طبیعت ایران | Mount Everest Death Zone

قدمگاه هیلاری

در سال 2007 آزمایشی صورت گرفت و طی آن بیش از 200 نفر داوطلب به کمپ اصلی اورست صعود کردند. نتیجه تحقیقات نشان داد که حتی در بیس‌کمپ هم فشار هوا تأثیر زیادی بر میزان اکسیژن موجود در خون افراد دارد، در حالی که در سطح دریا این میزان در حدود 98 الی 99 درصد می‌باشد در بیس‌کمپ اورست این مقدار به 85 تا 87 درصد تنزل پیدا می‌کند.

این موضوع به نوبه خود باعث افزایش میزان تنفس می‌شود و تلاش برای تنفس بیشتر هم موجب از دست دادن انرژی بیشتر و خستگی زودتر می‌شود. همواره به کوهنوردان توصیه می‌گردد تا در این ناحیه حداکثر احتیاط لازم را بنمایند زیرا امکان امدادرسانی در این ناحیه با هلیکوپتر وجود ندارد.

کوهنوردان با صعود سریع و یک‌روزه به منطقه مرگ جان سالم به‌در می‌برند اما در‌ حال حاضر به دلیل شلوغی مسیر صعود ساعت‌ها منتظر می‌مانند و همین انتظار کشنده است. یکی از بزرگ‌ترین خطرها در ارتفاع 8000 متر، هیپوکسیا ( کاهش اکسیژن در بافت‌های مغز ) است. به اعتقاد پیتر هاکت، کارشناس و پزشک، نمی‌توان بدن را به هوای منطقه مرگ اورست عادت داد.

اگر اکسیژن کافی به مغز نرسد، مغز در ارتفاع بالا ورم می‌کند. ورم مغز ممکن است به حالت تهوع، استفراغ و کاهش قدرت استدلال و تفکر منجر شود. بر اثر این ضایعه، کوهنوردان موقعیت مکانی خود را فراموش می‌کنند. به همین دلیل به گفته کارشناسان دچار نوعی جنون می‌شوند و شروع به هذیان‌گویی می‌کنند.

در چنین شرایطی، قدرت تصمیم‌گیری کوهنوردان مختل می‌شود و دست ‌به‌ کارهای عجیبی مثل درآوردن لباس‌ها یا صحبت با دوستان خیالی می‌زنند. در این ارتفاع نابودی و زوال انسان شروع و خوابیدن مشکل می‌شود. همچنین از بین رفتن ماهیچه‌ها و کاهش وزن آغاز می‌شود.

تهوع و استفراغ ناشی از بیماری ارتفاع به کاهش اشتها منجر می‌شود. انعکاس بی‌انتهای نور از برف و یخ شاید به برف کوری (از بین رفتن موقتی بینایی یا پاره شدن رگ‌های خونی داخل چشم) منجر شود.

منطقه مرگ اورست | عاشقان طبیعت ایران | Mount Everest Death Zone

محدوده منطقه مرگ اورست

تجربیات کوهنوردان از منطقه مرگ اورست

جاش لوزی بازیکن راگبی انگلستان وقتی که وسایل تنفسی خود را در منطقه مرگ خراب شده دید از 150 متری قله بازگشت.

ترسناک‌ترین چیز دیدن اجساد بود و درک این واقعیت که من هم می‌توانستم یکی از آنان باشم. تنها چیزی که آدم می‌خواهد انجام دهد نشستن و خوابیدن است چون سطح اکسیژن بسیار پایین است اما آنها اینجوری کشته شده‌اند.”

دیوید کارتر یکی از اعضای هیئت اعزامی NOVA در سال ۱۹۹۸ صعود از منطقه مرگ اورست را به جهنمی زنده تشبیه می‌کند.

کوهنوردان معمولا سعی می‌کنند در یک روز به قله برسند و زمان کمی در منطقه مرگ بگذرانند و سپس وارد ارتفاعات امن شوند اما جنون تمام‌کردن مسیر در آخرین هفته‌های صعودی و در یکی از دشوارترین مسیرها افزایش پیدا می‌کند.

جواد نوروزی کوهنورد خراسانی ملقب به “پلنگ برفی” پس از بازگشت از اورست گفت:

زمانی بود که ناامید و خسته در کمپ چهار اورست در منطقه معروف به “منطقه مرگ” بودم این کمپ 8 هزار متر ارتفاع دارد و اکسیژن کمی در این مکان وجود دارد و امکان ایست قلبی نیز هست و تلفات زیادی در این محل به وجود می‌آید. زمانی که به این کمپ برای صعود رسیدم هوا نامساعد شد، باد و سرمای شدید این کمپ را فراگرفته بود و به این فکر می‌کردم که در صعودم با شکست مواجه شدم، با مشورتی که انجام داده بودم قرار بود صعود متوقف شود. تقریباً 24 ساعت در آن مکان بودم که برای من یکسال گذشت و آخرین صحبت‌ها این بود که باید برگردم، آنجا به من سخت گذشت و فقط فکر می‌کردم، برای صعودی که تلاش زیادی برای آن شده بود، چرا این گونه شد؟ پس ساعتی هوا خوب شد و ترسم ریخت و این در حالی بود که ناامید شده بودم ولی دعاهای خیر همه دست به دست هم دادند و صبح به قله رسیدم.

لاکپا شرپا زنی است که ۹ مرتبه به اورست صعود کرده است یعنی بیش از هر زنی روی کره زمین.

روز صعود به قله سخت‌ترین بخش سفر است. برای صعود موفقیت‌آمیز به قله، همه‌چیز باید خوب پیش رود. تقریبا ساعت ۱۰ شب صعودکنندگان کمپ چهار را در ارتفاع 8000 متری ترک می‌کنند کمپی که درست در مرز منطقه مرگ اورست قرار دارد. اولین تلاش‌های صعود در تاریکی کامل و با وجود نور کم ستاره‌ها و هدلامپ رخ می‌دهد. 7 ساعت بعد، صعودکنندگان به قله اورست می‌رسند و پس از استراحت کوتاهی مملو از شادی و عکس، بازمی‌گردند و بازگشت ۱۲ ساعت طول می‌کشد.

با این وجود اخیرا قله اورست مملو از کوهنوردانی شده است که سعی می‌کنند در مناسب‌ترین بازه‌های آب‌وهوایی به قله برسند. به‌دلیل شلوغی بیش از حد برخی کوهنوردان گاهی چهار ساعت در منطقه‌ مرگ اورست منتظر می‌مانند و این مسئله به خستگی و حتی مرگ آن‌ها منجر می‌شود.

به‌گزارش تاماندو پست، امروزه تعداد زیادی کوهنورد عازم قله می‌شوند که به دلیل جمعیت زیاد صعودکننده‌ها، بسیاری از کوهنوردان باید مدت‌های زیادی در صف‌های طولانی منتظر بمانند. گذراندن زمان زیاد و بدون برنامه‌ریزی در منطقه‌ی مرگ اورست به قیمت جان کوهنوردان تمام می‌شد.

منطقه مرگ اورست | عاشقان طبیعت ایران | Mount Everest Death Zone

خطر مرگ در منطقه مرگ اورست

همه کوهنوردان امید رسیدن به قله اورست را داشته‌اند. رویای آنها فتح اورست، بلندترین قله جهان بوده است اما وقتی قدم به منطقه مرگ اورست گذاشتند، شرایط را از آنچه که تصور می‌کردند سخت‌تر دیدند. آنقدر سخت که بعضی از آنها از نیمه راه بازگشتند و بعضی نیز …

معروف‌ترین قربانیان منطقه مرگ اورست

منطقه مرگ اورست | عاشقان طبیعت ایران | Mount Everest Death Zone

فرانسیس آرسنتیف و سرگئی

ترکم نکنید

زن کوهنوردی که در حال کشیدن آخرین نفس‌هایش بود اشک می‌ریخت و به همراهانش می‌گفت “لطفا تنهایم نگذارید”.

این آخرین کلماتی است که فرانسیس آرسنتیف با فریاد به دو کوهنورد همراهش گفت. فرانسیس که همراه شوهرش و یک کوهنورد دیگر دل به خطر زده بودند، از بلندی سقوط کرده و جامانده بود، آنها در منطقه مرگ اورست بودند، اکسیژن کمی برای نفس کشیدن داشتند و زن بیچاره دقیقا کنار یک دره شیب دار سقوط کرده بود.

اگر هر کوهنورد دیگری خودش را به فرانسیس می‌رساند، مطمئنا مرگ او را نیز تهدید می‌کرد و برای همین نجات او غیرممکن بود. به رغم خطر زیادی که وجود داشت، ایان وودال و کتی اوداد دو کوهنورد دیگر همراهش، هر طور که بود با سختی فراوان خود را به پایین دره رساندند تا به فرانسیس کمک کنند اما دیگر خیلی دیر شده بود. ایان و کتی ماسک اکسیژنی که همراه داشتند را به دهان فرانسیس چسباندند تا او نفس بکشد اما زن بیچاره جان خود را از دست داده بود.

حالا دو کوهنورد می‌بایست خود را به بالای کوه می‌رساندند تا به کمپ برگردند و حادثه را گزارش دهند. به این ترتیب، جسد فرانسیس از سال 1998 در منطقه مرگ اورست رها شد! سرگئی همسر فرانسیس و کوهنورد دیگری که همراه او بود نیز هیچ وقت به کمپ برنگشتند و آنها نیز ناپدید شدند، تنها وسایلی که از همسر فرانسیس پیدا شد طناب و کلنگ کوهنوردی او بود.

به گفته کوهنوردان دیگری که در این سفر همراه آنها بودند، این زوج کوهنورد در ابتدای راه با هم بودند اما به طور کاملا تصادفی از یکدیگر جدا شده و دچار سرنوشتی مشترک شدند. شواهد موجود نشان می‌داد سرگئی با وجود این که می‌دانست ذخیره اکسیژن کافی همراه ندارد به سمت قله اورست پیش رفت تا به همسرش کمک کند اما میان راه سرمازدگی نیز به او هجوم آورد و وی نتوانست خود را به فرانسیس برساند.

منطقه مرگ اورست | عاشقان طبیعت ایران | Mount Everest Death Zone

جورج مالوری و اروین اندرو

جورج مالوری

یکی از ماجراهای کوهنوردان اورست مربوط به جورج مالوری کوهنورد مشهور انگلیسی است. او در سال 1924 تصمیم گرفت اولین نفری باشد که اورست را فتح می‌کند اما توفان جان او را گرفت. جسد جورج مالوری سال 1999 در پی اکتشافات یک گروه تحقیقاتی با همین نام، کشف شد.

ده سال قبل از کشف جسد، چند کوهنورد چینی مدعی شدند با جسدی که به نظر می‌رسید متعلق به یک مرد اروپایی است مواجه شده‌اند. به گفته آنها، صورت جسد به سمت زمین بود و با توضیحاتی که آنها ارائه کرده بودند کارشناسان تصور می‌کردند جسد متعلق به اندرو اورین، یعنی همراه جورج مالوری است.

سال 1933 کوهنوردان مکتشف اورست طناب و کلنگ کوهنوردی اندرو اروین را پیدا کردند و برای همین آنها مطمئن شدند جسدی که کوهنوردان چینی دیده‌اند متعلق به اروین است اما وقتی 66 سال بعد جسد مورد نظر کشف شد در کمال ناباوری آزمایشات نشان داد جسد جورج مالوری پیدا شده است.

صورت جسد به سمت زمین بود، دست‌هایش گشوده و به طرف بالا کشیده شده بود. حالت پوست تقریبا دست نخورده مانده بود اما رنگ آن به خاطر 70 سال آفتاب گرفتگی، کاملا برنزه شده بود.

پس از آزمایشات و مطالعات گوناگون بر روی جسد، متخصصان نظر دادند که علت مرگ جرج مالوری به احتمال بسیار زیاد جدا شدن طناب از صخره بوده و وجود طناب گره‌زده دور مچ مالوری این نظریه را ثابت می‌کرد. همچنین روی پیشانی او حفره‌ای به اندازه یک توپ گلف دیده می‌شد و این نشان‌دهنده آن بود که تکه سنگ بزرگی به پیشانی او اصابت کرده و کوهنورد را زخمی کرده بود. جسد اندرو اروین نیز هرگز پیدا نشد.

منطقه مرگ اورست | عاشقان طبیعت ایران | Mount Everest Death Zone

سیوانگ پالجور با بوت‌های سبز

بوت‌های سبز

بوت‌های سبز نام مشهورترین جسد قله اورست است که متعلق به سیوانگ پالجور کوهنورد هندی است. جسد او دهم مِی 1996 از زیر برف و یخ پدیدار شد و چون سیوانگ پالجور بوت‌های سبز رنگی به پا داشت، این لقب را به او دادند.

سیوانگ پالجور یکی از اعضای گروه سه نفره کوهنوردان مشهور هندی بود که قصد داشتند برای اولین بار قله اورست را فتح کنند. متأسفانه آنها بدترین زمان را برای صعود انتخاب کردند. هوا در آن زمان از سال بسیار بد بود به طوری که یکی از مرگبارترین حوادث تاریخ کوهنوردی اورست را رقم زد. وقتی توفان آغاز شد، دمای هوا به زیر صفر رسید. سیوانگ پالجور از دو کوهنورد دیگر جاماند و برای در امان ماندن از سرمای هوا، غار کوچکی پیدا کرد و در آنجا چمباته زد، غاری که آرامگاه ابدی پالجور شد.

یادبود دیوید شارپ

دیوید شارپ می‌میرد

دیوید شارپ کوهنورد انگلیسی بود که سال 2005 تصمیم گرفت اورست را فتح کند. شارپ عضو یک گروه اکتشافی سازماندهی شده بود. سفر آنها به خوبی برنامه‌ریزی شده بود اما در راه به یکباره هوا نامساعد شد و گروه تصمیم به بازگشت گرفت اما دیوید شارپ نظر دیگری داشت و همچنان به راه خود ادامه داد.

دیوید در مسیر خود غار کوچکی پیدا کرد و در آنجا پناه گرفت، او برای رفع خستگی در آنجا دراز کشید و در همانجا جان خود را از دست داد. نکته قابل توجه اینجاست که کوهنوردان بسیاری از کنار دیوید عبور کردند اما متوجه شرایط وخیم او نشدند.

زمانی که دیوید شارپ داخل غار بود، نزدیک به 40 کوهنورد از کنار او عبور کردند اما چرا هیچ یک از آنها به او توجهی نکردند؟ دیوید بدون اینکه بداند دقیقا در همان غاری استراحت کرد که کوهنورد چکمه سبز جان خود را در آنجا از دست داده بود، برای همین خیلی‌ها تصور می‌کردند که دیوید همان چکمه سبز است.

مدتی بعد چند شرپا بدن بی‌رمق دیوید را پیدا کردند که فقط می‌توانست نام و شماره اکتشاف خود را به زبان آورد.

شرپاها سعی کردند به دیوید اکسیژن‌رسانی کنند و او را به پایین کوهستان بیاورند اما شرایط دیوید آنقدر وخیم بود که نمی‌توانست روی پاهایش بایستد، برای همین او را به جایی کشاندند که آفتاب بود، به امید این که تا رسیدن کمک، گرمای خورشید او را از مرگ نجات دهد اما وقتی آنها با کمک برگشتند، دیوید زنده نبود.

منطقه مرگ اورست | عاشقان طبیعت ایران | Mount Everest Death Zone

قله اورست

گورستان اورست

دمای پایین کوهستان اجساد را سالم نگه می‌دارد. بر همین اساس بسیاری از اجساد کوهنوردان که از سال‌های گذشته به جا مانده‌اند، امروزه با ذوب برف‌ها کشف می‌شود و اجساد دیگری را نسل‌های آینده کشف خواهند کرد.

با وجود این که خیلی‌ها اورست را گورستانی شوم می‌پندارند اما نپالی‌ها آن را مقدس می‌دانند. بسیاری از بومیان منطقه وصیت می‌کنند پس از مرگشان، جسد آنها را در کوهستان رها کنند در حالی که این کار برخلاف قانون است اما خیلی از کوهنوردان این خواسته را به صورت پنهانی عملی می‌کنند. با این وجود به محض کشف یک جسد دستور پایین آوردن آن صادر می‌شود و پس از احراز هویت به خاک سپرده خواهد شد.

اجسادی که در ارتفاع بسیار زیاد قرار دارند نیز در همانجا زیر قبر سنگی قرار خواهند گرفت تا به آرامش ابدی برسند، در گوشه و کنار مسیر کوهنوردی اورست، قبرهای سنگی دیده می‌شود که داخل همگی آنها اجساد کوهنوردانی قرار دارد که آرزوی فتح این قله بلند را داشتهاند. در این بین، برخی از اجساد را که نمی‌توان دفن کرد یا در قبر سنگی قرار داد، به درون گودال‌های یخی می‌اندازند تا در معرض دید عموم نباشند.

منطقه مرگ اورست | عاشقان طبیعت ایران | Mount Everest Death Zone

منطقه مرگ اورست

علت مرگ کوهنوردان در اورست

البته همه کوهنوردان دچار حادثه نمی‌شوند. بعضی از آنها وقتی به خواب می‌روند، سرمای هوا آنها را می‌کشد. تعدادی دیگر بیهوش می‌شوند و یخ می‌زنند. عده‌ای نیز دچار حادثه شده و زخمی می‌شوند. برای همین در محل حادثه رها می‌شوند و آرام آرام دچار سرمازدگی شده و جان خود را از دست می‌دهند.

آمار نشان می‌دهد از هر 4 کوهنورد یکی از آنها در راه صعود به قله اورست جان خود را از دست داده است. امروزه پیشرفت در تکنولوژی باعث شده تا شانس زنده‌ماندن کوهنوردان در مسیر صعود به قله اورست بیشتر شود. از سال 2011 هرساله نزدیک به هزار کوهنورد تلاش می‌کنند تا به قله اورست برسند که از این میان 15 تا 20 نفر جانشان را از دست داده‌اند.

 

ترجمه: پویا سلیمانی / فریدون شیرمحمدلی
سایر منابع: ترانگو، زومیت، تسنیم

عکس های زیبای زمستانی کوهستان الوند 1398

عکس های زیبای زمستانی کوهستان الوند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                  عکس ها از نعمت اخضری

                                    قله الوند عکس ازمرتضی منشادی

     خط الراس کلاغ لانه به دائم برف وقزل  عکس از صابریون

طرح گرانیت شب مانی زمستانی در قله های الوند.فوادرضاپور

         قیف کلاغ لانه عکس از سموات

 

حاج احمد صابریون/سموات وشعبانی

پیمایش پیمایش زمستانی خط الراس الوند .آلمه بولاغ تا کلاه قاضی

                                                چکاد زیبای کلاه قاضی

                                                                  عکس از حامدعامری

                                      عکس از مسعود عسگری

                                                    نعمت اخضری 5 اسفند98