زیباترین کوه‌ های ایران را بشناسید

  • مجله علی‌بابا
  • ایران‌گردی
  • ۷ تا از زیباترین کوه‌ های ایران را بشناسید

 زیباترین کوه‌ های ایران را بشناسید

ایران‌گردی

به قلم مهتاب خسروشاهی 21 اردیبهشت 1399

زیباترین کوه های ایران

می‌خواهیم از زیباترین کوه های ایران بگوییم، کوه‌های بلندی که سالیان طولانی‌ست تکیه‌گاه شهرها و آدم‌ها بوده‌اند؛ از قله‌های بلند و برف‌گیر که اگر گذر کوهنوردان به آنها نیفتد، سکوت‌شان فقط با صدای برف و باران شکسته می‌شود.

فهرست مطالب نمایش

۱. کوه دماوند

۲. کوه سبلان

۳. کوه دنا

۴. کوه سهند

۵. کوه های مریخی

۶. زردکوه

۷. کوه بینالود

وقتی حرف از زیباترین کوه های ایران به‌میان می‌آید، نام‌ها و عکس‌های زیادی از هر گوشه کشور به ذهن‌مان می‌آید. ما در این نوشته از علی بابا به چند کوه و ویژگی‌هایش اشاره می‌کنیم، شما هم از کوه‌هایی که از نزدیک دیده‌اید یا درباره‌شان اطلاعات دارید، برای ما بگویید.


جستجو و رزرو بلیط، هتل و تور در علی بابا


۱. کوه دماوند

کمتر کوهی مانند دماوند در ادبیات و افسانه‌های ایرانی نقش پررنگ دارد. دماوند همان جایی‌ست که آرش کمانگیر ایستاد و همه جان و توانش را در تیری گذاشت تا مرز ایران و توران را مشخص کند. دماوند همان کوهی‌ست که فریدون ضحاک را به آن جا برد و برای ابد به بند کشید. دماوند کوهی‌ست که در عکس‌ها و پوسترها می‌آید تا نمادی از ایران و ایرانی باشد. این کوه باشکوه در استان مازندران، شهر آمل قرار دارد.

کوه دماوند از زیباترین کوه های ایران

قدیم‌ترها از همه جای تهران می‌شد دماوند زیبا را دید. اما از زمانی که برج‌ها آپارتمان‌ها از هر گوشه شهر سربرآورده‌اند، راه تماشای دماوند بسته شده. با این همه دماوند را از بخش‌های زیادی از تهران، ورامین و قم، می‌توانید ببینید.

 

قله دماوند، بلندترین قله آتشفشانی ایران و البته خاورمیانه است و آتشفشانی نیمه‌فعال به‌حساب می‌‌آید. قطر دهانه آتشفشان دماوند ۴۰۰ متر است و سطح آن با آب منجمد پوشیده شده. این کوه در مرکز رشته کوه البرز در ناحیه البرز مرکزی قرار گرفته.

قله دماوند

دماوند عمری طولانی دارد. عمر این کوه دست‌کم ۳۸ هزار و ۵۰۰ سال برآورد شده. بلندی کوه ۵ هزار و ۶۱۰ متر است و در جنوب دریای کاسپین قرار گرفته. این را هم بگوییم که ۱۳ تیر روز ملی دماوند نامیده شده است. قله دماوند در لیست آثار طبیعی ایران ثبت ملی شده و در صد سال گذشته چند بار تصویرش پشت اسکناس‌ چاپ شده است.

قله دماوند بین کوهنوردان هم محبوب است. از چهار مسیر می‌توانید به این قله صعود کنید، جبهه شمالی که سخت‌ترین مسیر است،‌ جبهه شمال شرقی، جبهه غربی و جبهه جنوبی که ساده‌ترین مسیر به‌حساب می‌آید. آبشار یخی هم در همین مسیر قرار گرفته، آبشاری که فقط ظهر خیلی گرم تابستان می‌تواند برای ساعتی بخشی از یخش را آب کند. آبشار یخی دماوند در دنیا بی‌نظیر است.

نشانی: آمل، بخش لاریجان

کوه دماوند در گوگل مپ

 


جاهای دیدنی فیروزکوه؛ فیروزکوه را دوباره کشف کنیدبیشتر بخوانید: جاهای دیدنی فیروزکوه؛ فیروزکوه را دوباره کشف کنید


۲. کوه سبلان

شک نکنید که یکی از زیباترین کوه‌ های ایران همین‌جاست. سبلان کوه مقدسی‌ست که به‌ویژه بین افراد محلی ارزش و اهمیت زیادی دارد. سبلان یا آن‌طور که در زبان ترکی می‌گویند، ساوالان،‌ سومین قله بلند ایران است که در استان اردیبل قرار گرفته است. این کوه آتشفشانی نیمه فعال است و بین اردبیل و مشکین‌شهر پیدایش می‌کنید، در ۲۵ کیلومتر جنوب شرقی مشکین‌شهر و ۳۵ کیلومتری غرب اردیبل.

کوه های سبلان از زیباترین کوه های ایران

سبلان سه قله معروف دارد که بزرگ‌ترین آنها سلطان ساوالان و دو قله دیگر هرم و کسرا هستند. تخته‌سنگی که به‌شکل عقاب است و به‌سمت شرق قرار گرفته، نماد ساوالان به‌حساب می‌آید. این عقاب سنگی در غرب قله سلطان ساوالان قرار گرفته.

اما از نماد کوه سبلان که بگذریم، در نوشته‌های قدیمی آمده که این کوه محل عبادت و بعثت زرتشت پیامبر بوده. بعضی‌ها باور دارند آرامگاه زرتشت کنار دریاچه‌ در قله سبلان است.

کوه سبلان

دریاچه بالای قله یکی از جذابیت‌های کوه سبلان است، نه فقط به‌خاطر احتمال وجود آرامگاه زرتشت، بلکه به دلیل قشنگی طبیعی آن. کسانی که خودشان را به قله سبلان می‌رسانند، با دریاچه تماشایی روبه‌رو می‌شوند که حدود ۲۵ متر از لبه‌های مخروط آتشفشانی سبلان پایین‌تر است. به‌نظر می‌رسد مخروط آتشفشانی مثل مادری‌ست که دریاچه را در آغوش خود گرفته. آب این دریاچه از بارش برف پر می‌شود و در بیشتر سال یخ‌زده است.

میزان زیاد بارش برف یکی دیگر از جذابیت‌های این کوه است، چراکه باعث شده پیست اسکی پرطرفداری داشته باشد، یعنی پیست اسکی آلوارس.


سوغات اردبیل؛ از خوراکی‌های خوشمزه اردبیل غافل نشویدبیشتر بخوانید: سوغات اردبیل؛ از خوراکی‌های خوشمزه اردبیل غافل نشوید


کوهنوردان زیادی به قله سبلان صعود می‌کنند و سه مسیر کوهنوردی وجود دارد. اول مسیر شمال شرقی که خواهان بیشتری دارد و از جنوب شهر لاهرود شروع می‌شود. دوم مسیر غربی که از دریاچه قره گل جلو می‌رود و در آخر مسیر جنوبی که جان‌پناه ندارد. پیست اسکی آلوارس در همین مسیر قرار گرفته. اگر اهل اسکی نباشید، می‌توانید از چشمه آب‌گرم آن بهره ببرید. کوه سبلان در فهرست آثار ملی طبیعی ثبت شده است.

نشانی: اردبیل، لاهرود، مسیر چشمه آب‌گرم شابیل

کوه سبلان در گوگل مپ

 

۳. کوه دنا

بام زاگرس جایی نیست مگر کوه دنا که با سه استان اصفهان، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویر احمد مرز دارد. دنا بلندترین و البته بزرگ‌ترین چین‌خوردگی در رشته‌ کوه زاگرس است که کوهنوردان حرفه‌ای به آن آلپ ایران می‌گویند.

بلندی قله دنا ۴ هزار و ۴۴۸ متر است. این رشته کوه ۴۹  قله دارد و قاش‌ مستان یا بیژن ۳ که بلندترین آنهاست. قله‌های مورگل، قزل قلعه و برج آسمانی یا بیژن ۲ از قله‌های مهم دیگر این رشته کوه هستند. گل فرهاد هم کوتاه‌ترین قله رشته کوه دنا است که بلندی آن ۴ هزار و ۴۰ متر است.

نزدیک‌ترین شهر به کوه دنا شهر سی‌سخت است که مرکز شهرستان دنا به‌شمار می‌رود. بخش‌هایی از رشته کوه دنا منطقه حفاظت‌شده اعلام شده که از شمال سی‌سخت شروع می‌شود. در این منطقه شکار ممنوع است و حتا ورود به آن مجوز لازم دارد.

دنا به بلوط‌های هزارساله‌اش می‌نازد، اما گونه‌های علفی و بوته‌ای متنوع دیگری هم در آن وجود دارد،‌ مثل ارژن، گون و سرو کوهی. کبک دری، خرس قهوه‌ای، پلنگ، خوک وحشی، سنجاب جنگلی، راسو، گربه پالاس، سیاه گوش، گوزن زرد ایرانی و بز ازجمله حیوانات این منطقه هستند. منطقه حفاظت‌شده دنا از سوی یونسکو ذخیره‌گاه زیست‌کره اعلام شده است. کوه دنا چشمه‌ها و رودخانه‌های زیادی دارد که باوجود بارش برف فراوان،‌ تعجبی هم ندارد، مثل چشمه میشی و اسپید.

نشانی: کهگیلویه و بویر احمد، سی‌سخت


زیباترین روستاهای ایران؛ سفر به طبیعتی بکر و دل‌انگیزبیشتر بخوانید: زیباترین روستاهای ایران؛ سفر به طبیعتی بکر و دل‌انگیز


کوه دنا در گوگل مپ

 

۴. کوه سهند

بی‌دلیل نیست که کوه سهند به عروس کوه‌ های ایران معروف شده، سهند از زیباترین کوه های ایران است. به‌خاطر شرایط آب‌وهوایی منطقه، دامنه کوه خیلی سرسبز و باصفاست. چندین چشمه در دامنه کوه روان است و منظره قله بسیار زیباست. کوه سهند در جنوب تبریز و شمال مراغه قرار گرفته و بلندی آن از ۳ هزار متر بیشتر است.

کوه های سهند

کوه سهند آتشفشانی‌ست که سال‌هاست آرام گرفته. سهند و جان دو قله کنار هم در رشته کوه سهند هستند و بیشتر ماه‌های سال غرق در برف دیده می‌شوند.

وجود پرندگان بومی و مهاجر، چشمه‌های قرخ بلاغ، گوموش بلاغی، گوران بلاغی و پری و همین‌طور باغ‌ها و مرتع‌ها، توجه گردشگران و کوهنوردان را به خودش جلب می‌کند.

نشانی: استان آذربایجان شرقی، مراغه

کوه سهند در گوگل مپ

 

۵. کوه های مریخی

فریب اسمش را نخورید؛ قرار نیست به فضا سفر کنید. کوه‌های مریخی در همین نزدیکی‌ها، در چابهار قرار دارند. کافی‌ست حدود ۴۰ کیلومتر در جاده چابهار به بندر گواتر برانید تا در سمت چپ جاده کوه‌های مریخی را ببینید. آنها در حاشیه‌ جاده هم‌پای شما می‌آیند و ادامه پیدا می‌کنند. این‌جا بدون شک یکی از عجیب‌ترین و البته زیباترین کوه های ایران است.

کوه‌های-مریخی از زیباترین کوه های ایران

منظره کوه‌های مریخی درست شبیه عکس‌هایی‌ست که از مریخ دیده‌اید، کوه‌های نه چندان بلند، به رنگ سفید و طوسی با شیارهای فراوان. این کوه‌ها نه‌تنها در ایران که در دنیا کم‌نظیرند.

منظره‌ کوه‌های مریخی چابهار وقتی قشنگ‌تر می‌شود که سرتان را برگردانید و در سمت راست جاده، دریای عمان را ببینید. مریخی‌ها آنقدر در معرض فرسایش بوده‌اند که هیچ گیاهی روی آنها رشد نکرده است. به همین دلیل در دسته بد-بوم قرار می‌گیرند. اگر بخواهید مهارت‌های کوهنوردی‌تان را آزمایش کنید، حتما تجهیزات سنگ‌نوردی همراه داشته باشید.

جالب این‌که در کوه‌های مریخی فسیل ماهی، صدف و نهنگ پیدا می‌شود. محققان حدس می‌زنند این کوه‌ها زیر دریای عمان بوده‌اند یا این‌که جزر و مد دریا به این منطقه می‌رسیده است.

این را هم بدانید که آسمان کوه‌های مریخی خیلی شفاف است و می‌شود هم‌زمان ۱۴ صورت فلکی را در این منطقه تماشا کرد. می‌توانید به مجتمع گردشگری در همان نزدیکی بروید، شب را آن‌جا بمانید و آسمان را تماشا کنید.

نشانی: استان سیستان و بلوچستان، کیلومتر ۴۰ جاده چابهار به گواتر


دودوتا چهارتای سفر به چابهاربیشتر بخوانید: دودوتا چهارتای سفر به چابهار


کوه های مریخی در گوگل مپ

 

۶. زردکوه

زردکوه یکی دیگر از کوه‌های رشته کوه زاگرس است و بعد از دنا بلندترینِ آنها به‌حساب می‌آید. بلندی آن حدود ۴ هزار و ۲۰۰ متر است. زردکوه از غرب استان چهارمحال و بختیاری تا شرق و شمال شرقی استان خوزستان ادامه پیدا کرده. ویژگی برجسته زردکوه بختیاری داشتن ذخایر طبیعی آب است. سرچشمه دو رودخانه کارون و زاینده‌رود در همین دامنه‌هاست.

زردکوه از زیباترین کوه های ایران

این کوهستان بین دو رودخانه کوهرنگ و بازفت قرار دارد. یخچال‌های چال میشان، ایل بیگ،‌پورسونان و خرسان از یخچال‌های مهم این رشته کوه هستند. این‌جا خیلی تماشایی‌ست و دره‌ها و گذرگاه‌های عمیقی در آن شکل گرفته است.

زردکوه

زردکوه قله‌های خیلی زیادی دارد و کلونچین بلندترین قله این رشته کوه است. دامنه جنوبی کوه شیب خیلی تندی دارد و صعود از آن کار راحتی نیست. بیشتر کوهنوردان دامنه شمالی را برای صعود به قله ترجیح می‌دهند. کافی‌ست به شهر چلگرد در ۸۸ کیلومتری شهرکرد بروید و از آن‌جا به دامنه شمالی زردکوه صعود کنید.

نشانی: استان چهارمحال و بختیاری، کوهرنگ

زردکوه در گوگل مپ

 

۷. کوه بینالود

یکی دیگر از زیباترین کوه های ایران، رشته کوه بینالود است که در شمال نیشابور قرار گرفته است. بینالود مشهد و نیشابور را از هم جدا می‌کند. بلندی این کوه حدود ۳ هزار و ۲۱۱ متر است و به بام خراسان شهرت دارد. طول آن ۱۳۰ کیلومتر است و به جنوب غربی قوچان می‌رسد.

بینالود

بلندترین قله این رشته‌کوه، شیرباد است. این قله را در شمال شرقی نیشابور پیدا می‌کنید. راحت‌ترین مسیر صعود به بینالود، مسیر یال گرده است. البته این مسیر در زمستان امن نیست و محل ریزش بهمن به‌شمار می‌رود. اما تابستان‌ها مسیر پرطرفداری بین کوهنوردهاست. از طرف دیگر، مسیر سوزنی‌ها مسیری فنی برای صعود است که تا رسیدن به قله ۳۳ ساعت راه دارد. هم طولانی‌ست و فنی.

نشانی: خراسان رضوی، نیشابور

ک-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------کوه الوند

کوه الوند به ارتفاع ۳۴۵۰ متر، واقع شده در استان همدان به عنوان یکی از قلل بسیار برجسته جهان و در بین ۱۵۱۵ قله این لیست برشمرده میشود. لازم به توضیح است که منظور از قله بسیار برجسته، کوه‌های می باشند که برآمدگی نسبی آن بیش از ۱۵۰۰ متر باشد. دامنه های شمالی این کوه به سمت شهر همدان و سمت جنوب کوه الوند روبه تویسرکان است. کوه الوند را باید یکی از دلایل اصلی عشق مردم همدان به کوهنوردی دانست.

قله الوند یکی از زیباترین قله های ایران

رازهای صعود به قله اورست!

 رازهای صعود به قله اورست!

مجموعه: مکانهای تفریحی جهان

 

 

قله اورست بلندترین قله جهان است

قله اورست بلندترین قله جهان است. ارتفاع قله اورست حدود ۸٬۸۴۸ متر می‌باشد و در رشته کوه‌های هیمالیا و در مرز نپال و تبت چین قرار گرفته است.

قبل از ادموند هیلاری و نتزینگ نورگی تلاش بقیه کوهنوردان برای فتح قله اورست به شکست انجامیده بود، به طوری‌که یا در میان راه تسلیم شده و بازمی‌گشتند و یا دچار حادثه شده و جان خود را از دست می‌دادند. این دو کوهنورد توانستند برای نخستین‌بار به قله اورست صعود کنند و رکوردی جهانی به ثبت برسانند.

حدود 60 سال بعد از هیلاری و نورگی، هزاران نفر از کوهنوردان، موفق به کسب این افتخار شدند اما همچنان تعدادی از این افراد در راه فتح قله، جان خود را از دست می‌دهند.

بسیاری از منتقدین معتقدند، که دیگر فتح قله اورست کار سخت و مهمی نیست. ما در اینجا با کمک دو تن از کوهنوردانی که تمام عمر خود را وقف کوه اورست کرده‌اند، آلن آرنت و دکتر اریک جانسون، به سوالاتی که راجع به قلع اورست و فتح آن مطرح می‌شود پاسخ می‌دهیم.

 

ارتفاع قله اورست حدود ۸٬۸۴۸ متر می‌باشد

 
انتظار چه چیزی را دارید؟
آلن آرنت معتقد است که "صعود به قله اوست، آزمایشی برای سنجش میزان آمادگی جسمانی و روحی فرد است". آرنت از سن 38 سالگی کوهنوردی را آغاز کرد و تا به امروزه 36 صعود مهم و عمده را در کارنامه خود به ثبت رسانده که قله اورست و K2 نیز جزو آنها هستند.

اعزام‌شوندگان به اورست قبل از سفر، حدود دو ماه را دور از خانه می‌گذرانند و در این مدت، تلاش می‌کنند تا بدن خود را با فشار هوا در ارتفاعات بالا و همچنین دمای هوای مشابه دمای قله اورست تطبیق دهند. قبل از اینکه به اورست بروید باید با خود کنار بیایید و ذهن خود را برای مواقعی که با شرایط سخت مواجه می‌شوید آماده کنید.

 

 

 قله اورست در رشته کوه‌های هیمالیا و در مرز نپال و تبت چین قرار گرفته است

 
نگاه اجمالی به مسیر صعود به قله اورست
برای صعود به قله اورست چهار بخش عمده را باید در نظر بگیرید:

اکثر افراد سفر خود را از یک مسیر ده روزه از فرودگاه کوچک لوکلا (ازتفاع 9400 پایی) به سمت کمپ اصلی اورست (ارتفاع 17500 پایی) آغاز می‌کنند تا بدن خود را با شرایط دمایی و فشار هوا وفق دهد. سپس صعود خود را به سمت قله آغاز کرده و در طول راه، در اردوگاهی در ارتفاع 23500 پایی بدون اکسیژن کمکی شب را به صبح می‌رسانند. البته امروزه بسیاری از کوهنوردان سفر خود را از قله‌های نزدیک مانند آبشار یخی خومبو در ارتفاقع 20750 پایی آغاز می‌کنند تا سفر کوتاه‌تری داشته باشند.

بعد از تطبیق بدن با شرایط، کوهنوردان بین 1 تا 5 روز منتظر پیش‌بینی هوا می‌مانند و وقتی هوا آرام شد سفر خود را به سمت قله آغاز می‌کنند.

بخش نهایی، بازگشت از قله و نبرد با کاتماندو است.

 

"صعود به قله اوست، آزمایشی برای سنجش میزان آمادگی جسمانی و روحی فرد است

 
صعود به اورست حدودا چند روز به طول می‌انجامد؟
از زمانی که کوهنوردان به کمپ اصلی می‌رسند، کل زمان صعود چیزی حدود 6 تا 9 هفته به طول می‌انجامد. از زمان رسیدن به کمپ اصلی تا صعود به قله، حدود 40 روز طول می‌کشد. البته نباید فراموش کرد که زمان تطبیق بدن با آب و هوا را نمی‌توان به اجبار کوتاه‌تر نمود.

چطور برای صعود به اورست برنامه‌ریزی کنیم؟
امروزه اکثر افرادی که تصمیم به صعود به قله اورست می‌گیرند، از یک اکیپ راهنما کمک می‌گیرند. شرکت‌هایی در این زمینه فعالیت می‌کنند که قیمت خدمات خود را بر اساس فاکتورهای مختلفی طبقه‌بندی می‌کنند.

برخی دیگر از افراد نیز بدون کمک‌گرفتن از این شرکت‌ها، اقدام به سفر می‌کنند که در این صورت باز هم هزینه‌ای در قبال مجوز، هزینه حمل و نقل، تجهیزات و دستمزدی مشخص برای راهنمایان محلی که شرپا نام دارند از آنها دریافت می شود.

سفر به اورست نیاز به فرم بدن اورستی دارد
آموزش صعود به قله اورست
بهترین حالت آموزش صعود به قله به کوهنوردان، آموزش در دنیای واقعی است یعنی مثلا، افراد سفری 8 ساعته همراه با تجهیزات و کوله‌باری سنگین و چگونگی بالا و پایین‌رفتن از کوه را تجربه خواهند کرد. برنامه‌های آموزشی سخت و مداوم برای آمادگی صد درصدی کوهنوردان چیزی حدود یک سال به طول می انجامد. برخی از علاقمندان همچنین دوره‌های آموزشی تخصصی به منظور ایجاد آمادگی جسمانی قلبی-عروقی و افزایش استقامت بدن را نیز طی می‌نمایند. این دوره‌ها شامل آموزش دویدن، دوچرخه‌سواری و تمرینات هوازی خواهد بود.

آمادگی جسمانی در این سفر بسیار مهم است اما مهم‌تر از آن، آمادگی ذهنی است. شما باید از قبل، ذهن خود را برای سفری طولانی و طاقت‌فرسا آماده کنید و فراموش نکنید که ذهن یک کوهنورد باید آماده رویارویی با هرگونه چالش و شرایط پیش‌بینی نشده باشد.

 
چه مقدار آمادگی جسمانی ضروری است؟
آرنت می‌گوید: سفر به اورست نیاز به فرم بدن اورستی دارد یعنی؛ بهترین حالت ممکنی که بدن یک فرد سالم می‌تواند داشته باشد. بدن شما باید بتواند خون را در ارتفاعات بالا نیز به درستی به پاها منتقل نماید، همچنین باید بتوانید کوله بار سنگین خود که شامل: بطری‌های آب، کیسه خواب، منبع اکسیژن و غذا می‌شود را نیز به راحتی حمل نمایید.

هزینه سفر به اورست حدودا چقدر می‌شود؟
هزینه چنین سفری طبق فاکتورهای مختلفی محاسبه می‌شود و سال‌به‌سال نیز تغییر می‌کند ولی برای مثال افرادی که به شرکت‌های برنامه‌ریزی مراجعه کرده و از راهنمای شخصی کمک می‌گیرند، بدون درنظر گرفتن هزینه پرواز و اسباب و لوازم شخصی، چیزی حدود 30 هزار تا 70 هزار دلار هزینه خواهند داشت. گروه‌های کوهنوری پر جمعیت نیز باید روی 100 هزار دلار یا بیشتر حساب کنند.

شرکت‌های مختلفی برای این منظور تاسیس شده‌اند که کوهنوردان می‌توانند طبق اولویت‌بندی خود از میان آنها یکی را انتخاب نمایند.  

سفر به اورست, طبق فاکتورهای مختلفی محاسبه می‌شود و سال‌به‌سال نیز تغییر می‌کند


لوازم ضروری سفر به قله اورست
مهم‌ترین وسایل مورد نیاز کوهنوردان چکمه مناسب، دستکش و کیسه خواب با کیفیت هستند زیرا قله اورست ناجوانمردانه سرد است و لازم است که کوهنوردان تمام تمهیدات لازم برای جلوگیری از سرمازدگی بافت‌های بدن را از پیش در نظر بگیرند.

فتح قله اورست تا چه حد خطرناک است؟
خطر واژه‌ای جدایی‌ناپذیر از اورست است و باید بدانید که هر چقدر هم که تدابیر امنیتی اندیشیده شود، بازهم احتمال خطر به صفر نمی‌رسد. آمار نشان می‌دهد که سالانه حدود 6 نفر در این سفرها جان خود را از دست می‌دهند که اکثرا به دلیل سقوط از کوه اتفاق می‌افتد اما دو سال گذشته تراژیک‌ترین دوران برای کوهنوردان بوده است. در آوریل سال 2014 1،شش نفر از شرپاها در اثر انتشار شکاف یخی در قسمت آبشار یخی خومبو جان خود را از دست داند. همچنین در آوریل سال 2015، نوزده نفر از کوهنوردان در اثر زلزله 7/8 ریشتری که در فاصله 200 متری نپال اتفاق افتاد زیر بهمن مانده و جان خود را از دست دادند.

البته بزگ‌ترین خطر برای کوهنوردانی که قصد صعود به قله اورست را دارند آماده نبودن و بی‌تجربگی است. مشکل اینجاست که بسیاری از افراد تصور می‌کنند رفتن به قله اورست مثل یک پیاده‌روی معمولی در مسیری سربالایی است و عملا کوهنوردی محسوب نمی‌شود و اگرهم مشکلی پیش بیاید، شرپاها به آنها کمک می‌کنند. اما حقیقت این است که در مواقع بروز خطر، هر کسی به فکر خویش است و ممکن است اصلا برای نجات افراد دیگر هیچ کاری انجام ندهد به همین دلیل است که باید با آمادگی جسمانی، روحی، تجهیزات کامل و گروهی مورد اعتماد سفر کنید.

بین سال‌های 1921 تا 1999 و در 1169 صعود به قله اورست، 170 نفر جان خود را از دست داده‌اند اما خوشبختانه در قرن اخیر با وجود افزایش 5 برابری تعداد سفرهای صعودی به اورست، میزان مرگ‌ومیر کاهش چشم‌گیری داشته است. بین سال‌های 2000 تا 2015 و طی 5832 صعود انجام گرفته به قله اورست، 112 مورد مرگ گزارش شده است.

با توجه به گزارش پایگاه‌های کوهنوری هیمالیا در پاییز سال 2015 بیماری‌های مرتبط با ارتفاع با 90 مورد مرگ در صدر جدول آمار مرگ‌ومیر قرار دارند و بعد از آن سقوط با آماری 67 نفری، در درجه دوم قرار دارد. همچنین در منطقه آبشار یخی خومو تا‌بحال 31 مورد مرگ گزارش شده است. 

 

 

قسمت پنجم گزارش اورست شمالی.   نیما یزدی پور

قسمت پنجم گزارش اورست شمالی.   نیما یزدی پور

قلّه( ٨٨۴٨ متر)

ساعت ١٠ به قله رسيديم. نمي دانم ميتوانم در اينجا احساسم را در قالب جملات بيان كنم يا نه. لابد بايد بگويم كه خيلي خوشحال بودم اما حسي در من وجود داشت كه بسيار قويتر از خوشحالي بود وبر من غالب شده بود. آنهم حس آرامشي بود كه پس ازتحمل اين همه فشار به من دست داده بود. گويي بار سنگيني از دوشم برداشته شده بود. وقتي كه جبهة جنوبي و افرادي را كه از اين جبهه در حال صعود بودند را ديدم شعفي دروني به من دست داد وناخودآگاه ياد دوستان از دست رفتة ايران افتادم؛ محمد اوراز، داوود خادم، مقبل هنرپژوه، سامان نعمتي ومرحوم اعتمادي فركه چند روز قبل درقلة دائولاگيري ناپديد شده بود وخيلي هاي ديگر كه حضور ذهن نداشتم ونامشان در خاطرم نبود. از همگيشان ياد كردم. ياد ديگر بچه هاي ايران مي افتم كه مي دانم دوست داشتند اينجا مي بودند وبا هم صعود قله را جشن مي گرفتيم. در دل از پدر ومادرم وتمام كساني كه در اين راه به هر نحوي مراياري كردند تشكر مي كنم. آرنولد توصيه كرده بود زياد احساساتي نشويم كه خوب البته نمي شود بخصوص براي ما ايرانيها. از مناظرو قلل اطراف عكس وفيلم مي گيرم. پرچم ايران را از داخل كوله در مي آورم و از شرپايم درخواست مي كنم از من فيلم و عكس بگيرد. سرود زيباي "اي ايران" را شروع مي كنم كه مي دانم براي من وهمة كوهنوردان ايراني جايگاه ويژه اي دارد اما هر چه به ذهنم فشار مي آورم نمي توانم آنرا كامل بخوانم. مثل اينكه كمبود اكسيژن كار خودش را كرده. با دو نفري كه از جبهة جنوبي صعود كرده اند و دركنار نشان قله نشسته اند گپ كوتاهي مي زنم و شرپايم به ساعتش اشاره مي كند كه بايد برگرديم. نيم ساعت است كه بر روي قله هستيم اما من اصلاً متوجه نشده بودم.

 

قبلا يك سه پاية فلزي به عنوان نماد قله دراينجا قرار داشت اما پس از حمل مشعل المپيك در سال گذشته به قلة اورست، آن نماد هم با يك مجسمة بودا در داخل يك محفظة شيشه اي جايگزين شد. در سرتاسرسطح قله دعانوشته هايي وجود دارد كه توسط شرپاها به اين مكان آورده شده و براي احترام به خدايانشان به پاية همان محفظه گره زده اند.

 

 

 

(شکل: نمایی از ماکالو سمت چپ و لوتسه سمت راست از قله )

ساعت ١٠:٣٠ است كه با اشارة شرپايم عازم پايين مي شويم. كار هنوز تمام نشده و رسيدن به كمپهاي پايين در نهايت احتياط وسلامتي هدف بعدي ما مي باشد. حدود ساعت ١١ ودرمسير تراورس عارف وشرپايش را مي بينيم كه آخرين گامها براي صعود قله را بر مي دارند. با هم خوش و بش كوتاهي مي كنيم وچون زمان براي هر دو ما بسيار مهم است از هم خداحافظي مي كنيم و گفتگوي اصلي را به كمپ ٣ موكول مي كنيم. تا حد امكان سريع والبته ايمن ارتفاع كم مي كنيم. پله هاي سوم و دوم را هم فرود مي آئيم و به هروه و شرپايش مي رسيم و از اينجا به بعد را با آنها تا كمپ ٣ پايين مي رويم. ساعت حدود ۶ بعدازظهر را نشان مي دهد كه به كمپ ٣ رسيده ايم. خيلي خسته ام وبه شرپايم مي گويم كه در صورت امكان فردا پايين برويم وامشب همينجا استراحت كنيم. قبول نمي كند واصرار دارد كه امشب به كمپ ٢ برويم و دليلش هم منطقي است. مي گويد اينجا ارتفاع بالا است واحتمال بروزهراتفاق ناگواري براي بدنهاي خسته و درماندة ما وجود دارد. من هم اصرار به ماندن مي كنم و از او مي خواهم كه تنها پايين برود و من فردا با عارف وشرپاي او عازم پايين مي شوم. قبول نمي كند كه مرا تناه بگذارد و به چادر ديگري مي رود تا فردا با هم عازم كمپ ٢ شويم. از خستگي زياد مي خوابم اما پس از چند ساعت از تشنگي شديد از خواب مي پرم و زمانيكه چشم باز مي كنم همه جا تاريك است. چراغ پيشاني را روشن مي كنم،ساعت ٩ شب است ومن در چادر تنها هستم. پس عارف كجاست؟! يعني هنوز به كمپ نرسيده يا به چادر ديگري رفته است؟ گيج مي شوم وچند باري صدايش مي كنم كه جوابي نمي آيد.

شرپايم را صدا مي كنم وسراغ عارف وشرپايش را مي گيرم. مي گويد شرپايش به كمپ رسيده اما عارف هنوز نرسيده! اول فكر مي كنم كه دارد با من شوخي مي كند اما اينجا كه جاي شوخي نيست. جدي تر از او مي پرسم و او هم همان پاسخ را تكرار مي كند. باورم نمي شود، ساعت ٩ شب است وعارف هنوز نيامده است. به او مي گويم با چند شرپاي سرحال برويد بالا دنبالش بگرديد كه قبول نمي كند ودليلش هم خستگي ناشي از صعود است وكاملاً به آنها حق مي دهم. مي گويد در اين تاريكي هيچ كاري از دست كسي بر نمي آيدو خطر زيادي هم براي خودشان ممكن است به وجود آورد و به چادرش بر مي گردد. مغزم پر از خيالات و اوهام مي شود و افكار مثبت و منفي به ذهنم هجوم مي آورند. با اين حال سعي مي كنم اميدوار به فردا وبا افكار مثبت بخوابم.

21 مي: ساعت ٨ بيدار مي شوم و خوشبختانه هوا كاملاً آفتابي است. سريع مي روم بيرون چادر تا ببينم عارف رسيده يا نه.

جواب منفي است اما ٢ تا از شرپاها را فرستاده اند بالا كه دنبال عارف بگردند. حدود ساعت ١١ از دور مي بينمش كه پايين مي آيد. در دلم هزاران بار خدا را شكرمي كنم كه سالم هست وبه استقبالش مي روم. خسته است، داخل چادر مي رود ومي خوابد.

شرپايم به سراغم مي آيد و مي گويد كه حاضر شويم تا به سمت كمپ ٢ حركت كنيم. در مورد عارف مي پرسم كه جواب مي دهد او هم پس از ما با شرپايش پايين مي آيد. من هم به آرامي شروع مي كنم به پوشيدن صندلي ام كه متوجه مي شوم عارف مايل نيست امروز پايين بيايد ومي خواهد استراحت كند. شرپايش هم مخالفت مي كند و اصرار دارد كه هر چه زودتر بايد به سمت پايين حركت كنيم. شرپايم به من مي گويد حاضر باشم كه راه بيفتيم. مي پرسم پس عارف و شرپايش كي راه مي افتند؟ سئوالم زياد به مذاقش خوش نمي آيد و احساس مي كنم كه مي خواهد هر چه زودتر برود پايين كه خوب حق هم دارد. قله را صعود كرده ايم و ظاهراً اين بالا ديگر كاري نداريم. من هم پاسخ مي دهم كه عارف مي خواهد امروز اينجا بماند واستراحت كند. شما برويد پايين ومن فردا با عارف پايين مي آيم. باز هم قبول نمي كند و عصبي به چادر خود بر مي گردد. پس از نيم ساعت با بي سيم بر مي گردد و مي گويد آرنولد مي خواهد با تو صحبت كند. آرنولد اصرار مي كند كه بايد امروز بروم پايين و من هم از او مي

خواهم كه با عارف صحبت كند وهر زمان كه عارف راهي پايين شد منم راه مي افتم. در اين بين اليزابت و گوردن هم به كمپ ٣ مي رسند تا فردا به سمت قله حمله كنند. اليزابت پرستار و گوردن پزشك هستند. چند باري با من و عارف حرف مي زنند كه نتيجه بخش نيست. ٢ بار ديگر هم با آرنولد صحبت مي كنم و مي گويم حالم خوب است وفقط مي خواهم با عارف راهي كمپ ٢ شوم وبه محض اينكه عارف به كمپ ٢ برسد من خودم تنها پايين مي آيم. قبول نمي كند واصرار دارد كه من با شرپايم راه بيفتم.

بالاخره گوردن جلو مي آيد و با عارف صحبت مي كند وسعي مي كند با دلايل پزشكي به ما حالي كند كه ماندنمان در آن ارتفاع مي تواند چقدرخطرناك باشد. عارف هم قبول مي كندو تصميم بر اين مي شود كه من، عارف وشرپايش عازم كمپ ٢ بشويم. من جلوتر راه مي افتم وهنوز چند قدمي بيشتر پايين نيامده ام كه پايم مي لغزد و زمين مي خورم. تا خودم را جمع كنم و دوباره راه بيفتم ربع ساعت مي گذرد. به ساعت نگاهي مي اندازم، ٩ شب را نشان مي دهد وما تازه به سمت كمپ ٢ راه افتاده ايم. از آفتاب كه در دور دست و در پشت چوآيو در حال غروب كردن هست عكسي مي گيرم و راه مي افتم.

 

عارف وشرپايش هم بعد از من راه افتاده اند. پس با خيال راحت به سمت پايين حركت مي كنم. تاريكي، سرما و خستگي تنها چيزهايي است كه تا رسيدن به كمپ ٢ به يادم مي آيند. ساعت از ٣ صبح گذشته است كه ما به چادرهاي كمپ ٢ مي رسيم.

٢٢ مي: منتظر مي شوم تا عارف و شرپايش هم برسند تا با هم داخل يك چادر برويم و كمتر تا صبح سردمان بشود. شرپاي عارف داخل چادر ديگري مي رود و من وعارف هم يك چادر خالي پيدا مي كنيم و داخل آن مي رويم. كپسول گازي پيدا مي كنم وآنرا روشن مي كنم تا داخل چادر گرم شود و در حاليكه جفتمان بسيار خسته هستيم بصورت چمباتمه تا صبح مي خوابيم.

حدود ساعت ٩ بيدار مي شوم ودر حاليكه بدنم به شدت كوفته هست از چادر خارج مي شوم وبه سراغ شرپاي عارف مي روم و سراغ شرپاي خودم را مي گيرم كه مي گويد رفته پايين. من هم كمي آبنبات مي خورم و آماده مي شوم كه پايين بروم. عارف هم بيدار شده، كمي صحبت مي كنيم ومن از آنها خداحافظي كرده وحدود ساعت ١٠ به سمت كمپ ١ راه مي افتم. به ابتداي يال برفي مي رسم كه شرپاي خودم ويك شرپاي ديگر را مي بينم كه به سمت من بالا مي آيند. عنوان مي كنند كه براي امداد ونجات ما بالا آمده اند! كمي تعجب مي كنم چون اگر امدادي لازم بود در كمپ ٣ لازم بود نه اينجا و حالا هم كه من وعارف هر دوسلامتيم وعازم پايين. به هر حال شرپاي من از همين جا با من بر مي گردد پايين به سمت كمپ ١ و شرپاي ديگر براي كمك به عارف وشرپايش به كمپ ٢ مي رود. به آهستگي و با تشنگي وگرسنگي فراوان در ساعت ۵ بعدازظهر به كمپ ١ رسيديم. آرنولد هم به كمپ ١ آمده، به استقبال من مي آيدو به من تبريك مي گويدو از حال عارف مي پرسد. خيالش را راحت مي كنم كه عارف هم خوب است وهرچه پايين تر بيايد بهتر هم مي شود. شربت گرمي برايم مي آورد كه واقعاً جان تازه اي به من مي دهد. كم كم جمع و جور مي كنيم، چون اين آخرين باري است كه در كمپ ١ هستيم وحدود ساعت ۶:٣٠ عازم ABC مي شويم. بدنم بشدت دچار كم آبي است وخوشبختانه يكي از كمك آشپزها با فلاسك چاي در Crampon Point به استقبالمان آمده است.

2-3 ليوان چاي گرم مي خورم وبه سمت ABC پايين مي روم. عارف هم مي رسد، با خستگي فراوان با هم شام مي خوريم ومي خوابم .

23 مي: قرار است كه امروز برويم پايين. عارف و چند نفر ديگر زودتر راه مي افتند و من حدود ساعت ١٢ ظهر راه مي افتم و حدود ٩ شب به كمپ اصلي مي رسم. از IBC به BC  را بسيار آهسته پايين مي روم چون بدنم هنوز كم آب وبسيار خسته هست. تقريباً آخرين نفري هستم كه به BC رسيده ام ومستقيماً به چادر غذاخوري مي روم. شام مفصلي مي خورم و آرنولد مي گويد كه من وعارف فردا حاضر باشيم تا به سمت كاتماندو برويم. من هم قبول مي كنم وبه چادرم مي روم تا استراحت كنم.

٢۴ مي: هوا حسابي ابري است و از بالا هم خبر مي رسد كه هوا در كمپهاي بالا كاملاً طوفاني است وتيمها كم كم در حال جمع كردن و حركت به سمت پايين هستند وبه نوعي فصل صعود تمام شده است. بارش برف در كمپ اصلي هم آغاز شده است و من وعارف هم مشغول بستن وسائل هستيم تا ماشين برسد. حدود ساعت ١٢ ماشين مي رسد وبه همراه ٢ نفر ديگر كه اهل كانادا وآلمان بودند عازم زانگمو مي شويم. در ميانة راه به علت بارش باران وجاري شدن سيل وگل ولاي وبسته شدن جاده حدود ٣ ساعت منتظر بازگشايي جاده مي شويم و شب را در زانگمو مي مانيم. جاده هاي اين منطقه بسيار در برابر بارش ضعيف هستند و با كوچكترين بارشي جاده از گل ولاي پر مي شودو سنگهاي ريز ودرشت از بالادست ريزش مي كنند وجاده را مي بندند.

 

 مي: بالاخره از كشور چين خارج مي شويم وبه سمت كاتماندو رهسپار مي شويم وحدود ٨ شب به كاتماندو مي رسيم. براي آگاهي بيشتر از نحوة هم هوايي درطول صعود نمودار زمان- ارتفاع اين صعود در تصوير زير نشان داده شده است

 

از آنجايي كه بحث پيرامون مسائل فني وپزشكي اين صعود نيز حائز اهميت مي باشد، دراين بخش به تشريح مسائل ونكات فني وپزشكي مي پردازم.

نكات پزشكي پيرامون اين صعود

سرمازدگی :

همانطور كه مي دانيد پس از صعود قله، چهار تا از انگشتان دست ( ٢ انگشت كوچك هر دست)  وانگشت شصت پاي چپ من دچار سرمازدگي نوع ١ یا A شد كه منجر به قطع شدن يك بند از سه انگشت و يك بند شصت پاي چپ گرديد. نكتة مهم اين است كه دلايل سرمازدگي انگشتان دست و پايم كاملاً متفاوت مي باشند. من هم مانند بسياري از كوهنوردان از دوربين ديجيتال براي عكاسي وفيلمبرداري بر روي قله استفاده كردم. اما به دليل كوچك بودن اين دوربينها موفق نشدم با استفاده از دستكش اصلي آنرا روشن كنم. بنابراين دستكش اصلي را از دستم در آوردم ولي با دستكش زيرهم اين كار ميسر نشدو مجبورشدم بر روي قله تمام دستكشهايم را براي مدت بسيار كوتاهي از دستم دربياورم. چرا كه هوا در روز صعود بسيار خوب وآرام بود و باد بر روي قله نداشتيم. بنابراين نمي توان بگويم كه برودت هوا به تنهايي دليل اصلي سرمازگي انگشتانم بود هرچند كه مزيد برعلت بود. به نظر خودم دليل اصلي سرمازدگي انگشتان دستم، كم آبي شديد بدن در زمان صعود بود. بطوريكه خون بسيار غليظ شده بود وبه اندامهاي انتهايي ازجمله انگشتان دستم نمي رسيد. نكتة ديگر اينكه سرمازدگي دستانم در كمتر از ٢ دقيقه اتفاق افتاد و تا من اين قضيه را متوجه بشوم دير شده بود. اما فكر مي كنم راهكارهايي وجود داشت كه در آن شرايط به ذهنم نرسيد وگرنه احتمالاً آسيب كمتري به انگشتان دستم وارد مي شد كه آنها را در اينجا بطور مختصر شرح مي دهم. به محض آگاهي از سرمازدگي سعي كنيد با انگشتان دست ديگر انگشت سرمازده را از محل اتصال به كف دست گرفته وبا فشار به سمت نوك دست بكشيد. با اينكار خون داخل رگها را به سمت نوك انگشت هدايت مي كنيد. حتي مي توانيد نوك انگشت سرمازده را داخل دهانتان برده وآنرا مك بزنيد.

در اين حالت هم شما خون بدنتان را به سمت نوك انگشتان هدايت مي كنيد وباعث مي شود كه سرمازدگي به سمت نوك انگشت پسروي كند. البته بايد بلافاصله بعد از اين كار انگشت خود را خشك كنيد زيرا در غير اين صورت خيسي ناشي از آب دهان عامل تشديد سرمازدگي مي شود. پس از بازگشت به  ABC آرنولد برايم آب گرم همراه با بتادين آورد تا دستانم را در آب حركت دهم. با اين كار ميزان آسيب ديدگي كمتر مي شود و بازيابي بخشهاي آسيب ديده سريعتر و بهتر انجام مي شود.

اما سرمازدگي شصت پايم دليل ديگري داشت. از زماني كه در BC بوديم به من توصيه شد كه مصرف قرص ارتفاع يا همان استوزولاميد(Acetazolamide)  را آغاز كنم ومن هم علي رغم ميل باطني ام مصرف آنها را شروع كردم با اينكه مشكل ارتفاع نداشتم. يكي از عوارض اين قرصها بي حس شدن نوك انگستان دست و پا مي باشد كه من هم از اين عارضه بي نصيب نماندم ودر طول برنامه تمام انگشتان پاي من بي حس بودند. در كمپ ٣ جورابهاي خود را با جورابهاي تميز عوض كردم اما جورابهاي تميز به علت شسته شده بودن كمي جمع شده بود و به اصطلاح كمي پاي مرا كيپ گرفته بود. با اينكه ميزان تنگي آن زياد نبود ولي همان ميزان تنگ بودن براي انگشتان پا كافي بود تا سرمازدگي اتفاق بيفتد وچون پاهايم به هيچ عنوان حس نداشت)ناشي از مصرف قرص ارتفاع)، متوجه سرمازدگي پاهايم نشدم و اين قضيه را در ABC فهميدم. بنابراين پيشنهاد مي كنم تا زمانيكه مشكل ارتفاع نداريد، از قرصهاي ارتفاع استفاده نكنيد و هرگز از جورابهاي حتي كمي تنگ هم استفاده نكنيد.

اخيراً براي جلوگيري از سرمازدگي وسيله اي به بازار آمده است كه مي توان حرارت را در آن ذخيره كرد و در زمان مقتضي از آن استفاده كرد. اين وسيله در حقيقت پدهاي گرمايي هستند كه بوسيلة باتري شارژ مي شوند ودر زمان لازم انرژي ذخيره شده را به شكل گرما وحرارت آزاد مي كنند. از اين وسيله مي توان در داخل كفش يا دستكش استفاده كرد وبه ميزان قابل توجهي احتمال بروز سرمازگي را كاهش مي دهد. در سالهاي اخير اين وسيله به طور فراگير مورد استفادة كوهنوردان واسكي بازان قرار گرفته است وتمام اين افراد از نحوة كار آن ابراز رضايت كرده اند. متاسفانه اين وسيله در نپال يافت نمي شود و بايد آنرا از طريق سفارش از كشورهاي اروپايي، آمريكا ويا كانادا تهيه كرد. در سايت زير مي توانيد اطلاعات بيشتري در مورد اين وسيله بدست آوريد:

http://www.humanedgetech.com/news.php?id=١۶۶۴١

 

سردردهاي شبانه :

من در تمام طول برنامه در بالاتر از IBC ودر اكثر شبها دچار سردرد بودم. در ابتدا فكر كردم كه اثرات ناشي از ارتفاع است اما حتي بعد از صعودها وپايين آمدنهاي مكرر اين مشكل ادامه يافت و شبهايي اين مشكل كمتر مي بود كه در طول آن روز به مقدار زيادي مايعات نوشيده بودم. بنابراين از نوشيدن مايعات در يك چنين برنامه هايي غافل نشويد زيرا علاوه بر از دست دادن آب بدن در اثر تعرق، گرماي هوا وتابش شديد آفتاب دلايل مضاعفي براي از دست دادن آب بدن هستند.

مشكلات سيستم گوارشي، كليه ومجاري ادراري

يكي از مشكلات عمده در اين برنامه عدم كاركرد صحيح دستگاه گوارش بود. بطوريكه كوهنوردان در اكثر مواقع مشكل يبوست دارند كه ناشي از كمبود آب بدن، عدم مصرف ميوه جات وسبزيجات به ميزان كافي ومصرف زياد پروتئين وانواع كربوهيدارتها بود.

بهترين مادة غذايي كه شخصاً پيشنهاد مي كنم، برگة زردآلو مي باشد زيرا هم داراي قند طبيعي است وهم به هضم غذا وهم به سيستم گوارشي كمك فراواني مي كند. نوشابه هاي گازدار نيز بسيار مناسب مي باشد زيرا هم قند فراواني دارد مي باشد و هم به هضم غذا كمك مي كند. مطمئناً اگر قرار باشد صعود ديگري به قلل بلند داشته باشم، يك نوشابه قوطي اي در هر روز را در برنامة غذايي ام خواهم گنجاند.

از ديگر اثرات مخرب ارتفاع، تاثير آن بر كاركرد صحيح سيستم كليه و مجاري ادراري است. بطوريكه كوهنورد نمي تواند سيستم مجاري ادراري خود را بطور صحيح و درست كنترل كند كه در اصطلاح پزشكي به آن Urine Incontinency گفته مي شود.

در شرايط معمول اين مشكل دلايل ديگري دارد اما در ارتفاع بالا كه بدن با كمبود شديد آب در بافتهاي بدن و كليه روبرو است، سيستم مغزي-كليوي با عدم كاركرد صحيح مواجه است و شخص كوهنورد بر ادرار خود كنترل نداشته و مدت زمان بين هشدار از طرف مغز تا خود عمل بسيار كوتاه مي شود و كوهنورد دچار مشكل خود ادراري مي گردد.

برف کوری (Snow Blindness):

متاسفانه در اين برنامه ٢ تن از كساني كه قله را صعود كردند بر روي قله دچار برف كوري شدند و نتوانستند از مناظر اطراف لذتي ببرند. فقط تصور كنيد كه چنين تلاشي براي فتح قله انجام دهيد وبر روي قله از نعمت ديدن آنهمه زيبايي محروم باشيد. علاوه بر آن اين مشكل مي تواند در موارد حاد به كوري كامل ودائم منجر شود. از طرف ديگر در زماني كه اين مشكل در حال برطرف شدن مي باشد . درد بسيار شديدي چشم ومناطق اطراف آنرا در بر مي گيرد. پس بهتر است كه از عينكهاي مناسب واستاندارد براي اين صعودها استفاده شود. از عينكهايي استفاده كنيد كه كش پشت سرداشته باشد تا عينك كاملاً به صورت بچسبد وشيشه هاي عينك به ميزان كافي بزرگ باشد. اين عينكها را حتي در شب هم كه هوا تاريك مي باشد مي توان استفاده كرد و طوري طراحي شده اند كه ديد انسان را در شب محدود نمي كنند.

 

يكي ازمشكلات اساسي كوهنورداني كه ازعينك طبي استفاده مي كنند نيز عينك طبي- آفتابي مناسب مي باشد تا هم مناظر اطراف را تار نبينند هم از تشعشعات آفتاب در امان باشند. امروزه عينكهاي ارتفاعي به بازار آمده است كه مي توان لنزهاي طبي بر روي آن سوار كرد. به عبارت ديگر لنزهاي طبي-آفتابي را بر روي عينكهايي كه در بالا نمونة آن نشان داده شده است نصب مي كنند.

ماسك، رگلاتور وكپسول اكسيژن :

از تجهيزاتي كه احتمالاً آنرا خريداري نمي كنيد وبعداً توسط شركت طرف قرارداد در اختيار شما قرار مي گيرد ماسك، رگلاتور وكپسولهاي اكسيژن مي باشند. بدون شك كيفيت رگلاتور وبخصوص ماسك تاثير مستقيم در كيفيت صعود دارد. همچنين همانطور كه گفتم دليل اصلي سرمازدگي انگشتان دست من كمبود آب در بدن بود و يكي از علل اين كمبود آب، ماسك نامناسبي بود كه در اختيار من وديگر اعضاء تيم قرار داشت. زيرا ماسكها دست دوم بودند و به علت نچسبيدن كامل ماسك به صورتم وتجمع آب دهان و بوي متعفن ناشي از ماسكهاي كهنة استفاده شدة قديمي، ميزان قابل ملاحظه اي از رطوبت دهان وبيني را از طريق منافذ اطراف ماسك از دست مي دادم وگاهي هم خودم مجبور بودم براي رهايي از آن بوي متعفن ماسك را از روي صورتم بردارم كه منجر به خشك شدن آب بدنم مي شد. در حاليكه وقتي با كوهنورد كانادايي كه همراه ما عازم كاتماندو بود صحبت كردم فهميدم كه ماسك بسيار خوب وجديدي در اختارش قرار داده بودند كه به تازگي به بازار آمده اند و هيچكدام از مشكلات مزبور را

نداشتند. تا اينجا در مورد كيفيت و مارك هيچكدام از تجهيزات كوهنوردي صحبتي به ميان نياوردم اما تاكيد مي كنم كه براي صعود اورست حتماً ازماسك ورگلاتور با بالاترين كيفيت وبهترين مارك موجود استفاده كنيد تا ميزان آسيب ديدگي شما به حداقل واحتمال موفقيت در صعود قله به حداكثر برسند.

كاركرد سيستم مغز:

نكته اي كه بيش ازهر چيز در اين برنامه براي من نمود پيدا كرد كاهش محسوس كاركرد مغز در ارتفاع بالا بود، بطوريكه  رفتارافراد به طور چشمگيري تغييرمي كند. در ارتفاع بالا اكسيژن به ميزان كافي به مغز نمي رسد زيرا اولاً غلظت اكسيژن در هوا كمتر مي باشد و ثانياً قسمت عمدة خون كه وظيفة اكسيژن رساني به اندامهاي مختلف و از جمله مغز را بر عهده دارد معطوف به اكسيژن رساني به ماهيچه ها مي شود. در نتيجه مغز با كمبود شديد اكسيژن روبرو مي شود و ميليونها سلول مغز از بين مي روند.

نكتة بسيار مهم در مورد اين سلولها اين است كه اين آسيب قابل ترميم نمي باشد وبه اين شكل نيست كه پس از پايان برنامه اين سلولها مجدداً ساخته شوند. به همين دليل است كه كوهنورداني كه صعودهاي بدون اكسيژن متعددي به قلل ٨٠٠٠ متري داشته اند،

گاهاً رفتارهاي عجيب و قريبي از خود بروز مي دهند كه ناشي از فقدان سلولهاي مغز مي باشد. در اين روند حركات ورفتارهايي در طول صعود از افراد سر مي زند كه در شرايط معمولي به هيچ وجه از شخص انتظار نمي رود. مثلاً در طول صعود از كمپ ٣ به قله، جسدي ديدم كه طناب ثابت به دور گردن اوپيچيده شده بود! وقتي دليلش را پرسيدم فهميدم كه مغز اين فرد پيغامهاي صحيحي براي انجام درست كارها به او نمي داده وشخص به جاي اينكه يومار خود را در داخل طناب ثابت بيندازد، طناب را دور گردن خود حلقه كرده است. از ديگر اتفاقات بسيار معمول در طول صعود اين است كه افراد زيادي زمان ونحوة صعود خود به قله را به ياد ندارند يا اينكه يادشان نمي آيد روي قله چه كارهايي انجام داده اند يا فراموش مي كنند كه روي قله بايد چه كارهايي انجام دهند. به عبارت بهتر، اگر جريان صعود به قله را به شكل يك فيلم بازسازي كنيم افراد زيادي هستند كه لحظاتي از اين فيلم

را در اختيار ندارند و به هيچ وجه به ياد ندارند كه مثلاً در فلان كمپ چه كارهايي انجام داده اند. همانطور كه قبلاً اشاره كردم مدت زمان انجام تمام كارها در ارتفاع بالا بيشتر از زمان عادي انجام همان كار در ارتفاع پايين مي باشد. يكي از دلايل آن كمبود اكسيژن وسخت بودن فعاليتهاي فيزيكي هست اما دليل ديگري هم وجود دارد وآن اينست كه مغز به زمان بيشتري براي تمركز كردن نياز دارد. به عبارت بهتر ميزان هوشياري وتمركز فرد در ارتفاع بالا كاهش مي يابد كه همان دليلي است كه باعث بروز حوادث در ارتفاع بالا مثل ليز خوردن يا از دست دادن وسائل مي شود. بطور مثال زمانيكه مي خواستيم از كمپ ٣ عازم پايين بشويم، حدود نيم ساعت بستن كرامپونهاي من طول كشيد ودر نهايت هم اليزابت به من كمك كرد تا توانستم اين كار را به اتمام

برسانم كه ناشي از عدم تمركز ذهنم بر كارم بود. يا در بازگشت از قله يك لنگه از كرامپونهاي يكي از نفرات تيم خودمان از كفشش باز شده بود كه او هم متوجه نشده بود و نمي دانست كي وكجا اين اتفاق افتاده است وبا خوش شانسي زياد وبدون حادثه به كمپ ٣ رسيد.

در نهايت بايد بگويم ميزان آمادگي روحي وجسمي فرد صعود كننده در بروز مشكلات مغزي در ارتفاع نقش اساسي دارند.

نكات فنّي اين صعود

مسير صعود :

مسير صعود قلة اورست از كمپ اصلي در ارتفاع ۵٢٠٠ تا كمپ اصلي پيشرفته به ارتفاع ۶۴٠٠ در حاشية يخچال رانگبوك شرقي وبر روي مورنها مي باشد وصعود در طول اين مسير با كفش راهپيمايي مناسب ميسر مي باشد. از بالاي Crampon Point در ارتفاع حدود ۶۶٠٠ متري تا قله طناب ثابت كار گذاشته شده است. تيمي از كوهنوردان بسيار قوي ومجرب از انجمن كوهنوردي تبت (Tibet Mountaineering Association) مسئول ثابت گذاري طنابها هستند. دفتر اصلي اين انجمن در لهاسا، پايتخت تبت واقع شده است و به كوهنورداني كه براي صعود قلل هيمالياي تبت عازم اين منطقه مي شوند خدمات ارائه مي دهند. اين گروه از كوهنوردان انسانهاي بسيار پرقدرت و فني هستند كه وظيفة ثابت گذاري طنابها در طول مسير، ترميم وجايگزيني طنابها و زدن كارگاههاي ثابت وتعمير آنها را برعهده دارند. بطور مثال در طول همين صعود ودر فاصلة چند روز مانده به حملة اصلي طوفان بسيار شديدي در كمپهاي بالا اتفاق افتاد وبخش عظيمي از طنابهاي ثابت وكارگاهها را از بين برد. اما تيم موردنظر بسرعت ودر كوتاهترين زمان نسبت به جايگزين كردن طنابها وكارگاهها اقدام كرد. البته اين انجمن با

اشخاص قرارداد نمي بندد بلكه با شركتهاي تجاري وبين المللي يا سرپرست تيمها قرارداد منعقد مي كنند و در ازاء خدماتي كه به كلّ تيمها در منطقه ارائه مي دهند پول دريافت مي كنند. اين انجمن رابطة بسيار نزديكي با تيمهاي كوهنوردي وشركتهاي چيني دارد و در صورتيكه يك يا چند تيم چيني در منطقه حضور داشته باشند، اين انجمن هم خدمات بهتري به كل كوهنوردان ارائه مي دهند.

تمام مسيرتا كمپ ٣ همانند آنچه كه در گزارشها وعكسهاي موجود بر روي اينترنت قرار دارد براي من قابل پيش بيني بود. اما دليل اصلي كه مسير شمالي اورست را از مسير جنوبي آن متمايز مي كند مسير كمپ ٣ به قله مي باشد. زيرا علاوه بر كوهنوردي در ارتفاع بالا، اين مسير بسيار فني بوده و در نقاطي هم درگيري سنگ دارد و به قدرت بدني وآمادگي جسماني بسيار بالايي نياز دارد و اين بخش از صعود (كمپ ٣ به قله) از نظر فني وسختي مسير فراتر از حد انتظار من بود.

زمان بندي صعود به قله:

به دليل اينكه مسير كمپ ٣ به قله فني مي باشد و امكان گذركردن از كنار يك كوهنورد ديگر در طول صعود وجود ندارد واز طرفي هم روزهاي مناسب براي صعود محدود مي باشد و افراد زيادي قصد صعود به قله در همان روزها را دارند و اگر قرار باشد همة تيمها با هم وبدون هماهنگي با هم به سمت قله حركت كنند مشكلات فراواني در طول مسير پيش خواهد آمد. بطور مثال تصور كنيد كه در ابتداي پلة دوم و پشت سر يك سري از كوهنوردان بسيار آهسته قرارگرفته ايد و علاوه بر تحمل سرما در آن ارتفاع چه فشار روحي را متحمل مي شويد زيرا زمان كه مهمترين عامل در موفقيت مي باشد را از دست مي دهيد. به همين دليل همة تيمها سعي مي كنند تا روزهاي صعود را از قبل با هم هماهنگ كنند تا مشكلي به وجود نيايد. در اين برنامه ٣ تيم بزرگ چيني كه تعداد صعود كنندة بالايي هم داشت روزهاي ابتدايي صعود را به خود اختصاص داده بود وتيم ثابت گذاري طنابها هم با فاصلة يك روز زودتر از آنها عازم كمپهاي بالا وقله بود. روز بعد از چينيها متعلق به تيم ژاپن وكانادا بود وتيم ما هم به همراه نفراتي از يك تيم بين المللي ديگر وكوهنوردان فرانسوي كه قصد صعود بدون اكسيژن را داشتند روز بعد را رزرو كرده بوديم. اين نكته را هم يادآور شوم كه در صورت خراب شدن وضعيت هوا روزهاي صعود به همان ترتيب به روزهاي بعد منتقل مي شود.

تجهيزات :

در كنار اجناس و تجهيزات نپالي، اكثر شركتهاي بين المللي و معتبر توليدي در كاتماندو شعبي را افتتاح كرده اند تا كوهنوردان تجهيزات خود را در نپال خريداري كنند. به اين ترتيب كوهنوردان از حمل بارهاي سنگين تا فرودگاه و پرداخت هزينه هاي هنگفت اضافه بار رهايي مي يابند. اما وقتي كه وارد اين فروشگاهها مي شويد براي خريد كوله پشتي، لباس يكسرة پر كرامپون نكات زير را در نظر داشته باشيد:

در زمان خريد كرامپون حتماً كفش اصلي خود را همراه ببريد وكرامپوني را كه قصد خريد آنرا داريد بطور كامل روي هر دو لنگة كفش فيكس كنيد زيرا اگر در داخل مغازه ودر شرايط عادي فيكس كردن آن مشكل باشد مطمئن باشيد در ارتفاع ٨٠٠٠ متري فيكس كردن آن به مراتب مشكل تر وزمان گيرتر مي شود. يك جفت تسمة اضافه براي كرامپون خود بخريد زيرا تسمه هاي روي كرامپون ممكن است در اثر سايش با سنگ ويا ضربة لنگة ديگر كرامپون آسيب ببيند ويا تحت فشار پاره شود. از راحت باز وبسته شدن تسمه هاي كرامپون روي كفش اطمينان حاصل كنيد وسعي كنيد حتي الامكان يك بار آنرا بر روي كفش وبا دستكش باز و

بسته كنيد. در زمان خريد لباس پر، همان لباسهايي را كه قرار است در طول برنامه در زير لباس پر بپوشيد، اينجا هم بپوشيد تا از انتخاب سايز درست مطمئن شويد زيرا لباس پر نه بايد گشاد باشد نه تنگ. سعي كنيد در حاليكه تمام اين لباسها در تن شما مي باشد براي چند دقيقه عمل يومار زدن را انجام دهيد. اين كار باعث مي شود اگر لباس پر تنگ باشد همين جا اين قضيه را متوجه شويد. از طرف ديگر وقتي اين لباس را بر تن مي كنيد نبايد جلوي لباس در قسمت شكم گشاد يا آويزان باشد زيرا ديد شما را در طول برنامه در هنگام راه رفتن، كار با صندلي خود، گذاشتن وبرداشتن ابزار بر روي صندلي و انتخاب گيره هاي مناسب با كرامپون محدود مي كند. مي توانيد بجاي لباس پر يك دست از كاپشن وشلوارپر استفاده كنيد اما اين كار حداقل براي قلة اورست پيشنهاد

نمي شود زيرا كاپشن وشلوارپربه اندازة لباس يكسره عايق نمي باشد وحرارت بيشتري از طريق درزها وفواصل بين كاپشن وشلوار از بدن خارج مي شود.

در زمان خريد كوله پشتي، حتماً به وزن خود كوله دقت كنيد زيرا در ارتفاع بالا وزن خود كوله بسيار مهم مي شود. سپس آنرا با چيزهاي نسبتاً سنگين پر كنيد وسعي كنيد رگلاژهاي كوله را بر روي بدن خود تنظيم كنيد وچند دقيقه اي به همين شكل راه برويد تا مطمئن شويد كه به اصطلاح كوله روي بدن شما بخوبي نشسته است. در همين صعود من كوله اي خريدم كه براي اين برنامه نسبتاً سنگين بود اما بطور بسيار مناسبي روي بدنم مي نشست وتا انتهاي برنامه هم بدون هيچگونه مشكلي توانستم از آن استفاده كنم.

از نخستین فتح قله اورست ۶۰ سال گذشت

 

بیش از60 سال از نخستین صعود به "بام جهان" گذشت

در ۲۹ ماه مه سال ۱۹۵۳ میلادی صعود به بلندترین قله جهان، اورست ممکن شد تا سرآغازی باشد برای ثبت رکوردها و افتخاراتی بی‌پایان. اورست در رشته کوه‌های هیمالیا با ۸۸۴۸ متر ارتفاع بلندترین قله جهان محسوب می‌شود.

 

default

 

ادموند هیلاری اهل نیوزیلند به همراهی تنزینگ نورگای از نپال نخستین کوهنوردانی بودند که ۶۰ سال پیش در چنین روزی افتخار نخستین صعود به "بام جهان" را از آن خود کردند.

از آن زمان تاکنون حدودا بیش از ۳۶۰۰ کوهنورد موفق به صعود به قله اورست شده‌اند. صعود به بلندترین قله جهان همیشه موفقیت‌آمیز نبوده و ناکامی‌هایی را نیز به همراه داشته است؛ بیش از ۳۰۰ نفر در راه فتح قله اورست جان خود را از دست داده‌اند. حتی تلاش برای یافتن جسد بسیاری از این کوهنوردان نیز به دلیل دشواری‌های مسیر ناموفق بوده است.

تعداد تلفات در برخی از سال‌ها بیشتر بوده است؛ از جمله در سال ۱۹۹۶ میلادی بیش از ۱۲ کوهنورد در راه صعود به اورست جان باختند.

صنعت گردشگری اورست

با این که در سال‌های اخیر با پیشرفت تجهیزات کوهنوردی، ایمنی صعود به قله اورست تا حد قابل توجهی افزایش یافته است، اما بسیاری از کوهنوردان امروز نیز بدون کمک و راهنمایی بومیان نپال امکان صعود به رشته‌های کوه‌های هیمالیا را ندارند.

رونق کار بومیان نپال در سال های اخیر تا به حدی بوده است که امروزه صحبت از صنعت گردشگری اورست می‌شود. بومیان نپال با ساخت پناهگاه و آماده‌سازی مسیرهای صعود و تهیه‌ی کپسول‌های اکسیژن در مسیر، راهی برای کسب درآمد پیدا کرده‌اند.

  •  

    اورست سترگ و پایدار

    قله اورست ۶۰ سال پس از فتح آن توسط نخستین انسان با ابهت تمام جلوه‌گری می‌کند. قله اورست با نام نپالی "ساراماتا" به معنی "سقف آسمان" بلندترین قله کره زمین است. ارتفاع قله اورست از سطح دریا معادل هشت‌هزار و ۸۴۸ متر است. این قله در رشته کوه‌های هیمالایا در مرز منطقه ساگارماتای نپال و تبت قرار دارد.

  • default

     

    اولین فاتحان اورست

    ادموند هیلاری، شهروند زلاند نو و راهنمای نپالی‌اش تنزینگ نورگی، اولین کوهنوردانی بودند که قله اورست را فتح کردند. آنها ۲۹ مه سال ۱۹۵۳موفق به صعود به بلندترین قله جهان شدند. کسی پیشتر از آنان به این قله‌ی هشت‌هزار و ۸۴۸ متری صعود نکرده بود.

  • default

     

    فاتحان بعدی اورست

    پس از اولین صعود، کوهنوردان بسیاری به اورست روی آوردند. صعود از بخش‌های مختلف و در فصل‌های مختلف سال به قله اورست آغاز شد. راینهولد مسنر (راست) و پتر هابلر (چپ) نخستین کوهنوردانی بودند که در سال ۱۹۷۸ بدون ماسک اکسیژن به این قله صعود کردند.

  • default

    از نخستین فتح قله اورست ۶۰ سال گذشت

    صف کوهنوردان برای صعود به اورست

    در دهه ۱۹۹۰ علاقه به فتح قله اورست به شدت بالا گرفت. صدها نفر موفق به صعود به سقف آسمان شدند. تا کنون بیش از شش هزار نفر به این قله دست یافته‌اند. در مسیر عادی رسیدن به قله در فصل‌های مساعد سال کوهنوردها به صف ایستاده‌اند.

  • default

     

    تجمع کوهنوردان

    دست کم ۴ روز در هوای مناسب برای صعود به قله اورست و بازگشت از آن ضروری است. چون همه کوهنوردان همواره از خبرهای روز هواشناسی استفاده می کنند به محض مساعد شدن هوا همگی با هم به راه می‌افتند. در چنین شرایطی حرکت جمعی صدها نفر در یک روز عملی استثنایی نیست.

  • default

     

    بدون کمک "شرپا" صعود ناممکن است

    بدون کمک "شرپا"ها صعود برای خارجیان کوهنورد خطرات بسیاری به همراه دارد. شرپا گروهی قومی در این منطقه است. برای آنها رشته کوه‌های هیمالیا و بر فراز آن قله اورست، مقدس است. شرپاها به دلیل تجربیات فراوانی که در صعود به قله‌های بلند منطقه دارند، مشاوران خوبی برای کوهنوردان حرفه‌ای هستند. حمل بارهای سنگين در ارتفاع، صعود سريع و همكاری تيمی با كوه‌نوردان خارجی از عواملی است كه موجب شهرت شرپاها شده است.

  • default

    از نخستین فتح قله اورست ۶۰ سال گذشت

    زنان ایرانی هم قله اورست را فتح کرده‌اند

    زنان ایرانی نیز قله اورست را فتح کرده‌اند. فرخنده صادق و لاله كشاورز در نهم خرداد ماه ۲۰۰۵ پرچم ايران را به‌عنوان اولين زنان كوهنورد ايرانى بر فراز اورست، بلندترين قله جهان به اهتزاز درآوردند.

  • default

     

    رکوردها می‌شکنند

    همه‌ساله رکوردهای صعود به اورست شکسته می‌شوند. امسال "یویی شیرو میورا"، شهروند ۸۰ ساله ژاپنی موفق شد به قله اورست صعود کند. او مسن‌ترین مردی است که توانسته است این قله را فتح کند. جوان‌ترین فاتح اورست جوردان رومرو جوان ۱۳‌ساله آمریکایی است که در سال ۲۰۱۰ این قله را فتح کرد.

  • default

     

    مشعل المپیک بر فراز بلندترین قله جهان

    مشعل المپیک ۲۰۰۸ پکن در قله اورست روشن شد. تلویزیون چین در آن زمان تصاویر زنده‌ای از حمل مشعل در ۳۰متر پایانی قله را پخش کرد. حمل مشعل به‌دلیل شرایط نامناسب جوی با مشکلات فراوانی روبرو شد.

  • default

     

    نجات مصدومان در ارتفاعی بلند

    در سال ۲۰۰۳ یک بالگرد در ارتفاعات هیمالیا سقوط کرد و دونفر در پی این حادثه کشته شدند. از آن زمان ده سال می‌گذرد. امروزه پرواز و نشست بالگرد در ارتفاعات هیمالیا دیگر به امری روزمره تبدیل شده است.

  • default

    از نخستین فتح قله اورست ۶۰ سال گذشت

    آپا شِرپا رکورددار صعود به اورست

    آپا شِرپا، کوهنورد بزرگ نپالی رکورد دار صعود به اورست است. او تاکنون ۲۱بار به قله‌ی اورست صعود کرده است. اما رکورد او متزلزل است. قرار است امسال هموطن نپالی او "پوربا تاشی" نیز برای بیست‌و‌یکمین بار این قله را فتح کند. شِرپا دیگر صعود به اورست را پایان داده است. او در آخرین صعود خود توجه جهانیان را به شرایط ناگوار آب‌و‌هوایی کره زمین جلب کرد.

  • default

    از نخستین فتح قله اورست ۶۰ سال گذشت

    جلسه سیاسی با ماسک در اورست

    وضعیت آب‌و‌هوایی هیمالیا نیز در ۵۰ سال اخیر به شدت تغییر کرده است. ۱۳ درصد یخ‌های رشته کوه‌های هیمالیا از آن زمان تا کنون ذوب شده‌اند. در سال ۲۰۰۹ دولت نپال جلسه ویژه خود را به همین دلیل در ارتفاعات هیمالیا برگزار کرد.

  •  

     

    تجلیل آشپزها از اورست

    نپال تا کنون بارها از اورست تجلیل کرده است. بودجه‌ای که از گردشگران اورست به دست می‌آید تنها منبع درآمد این کشور فقیر است. در ۲۹ مه سالگرد فتح قله اورست در سال ۱۹۵۳است. آشپزان کاتماندو، پایتخت نپال با غرور در این سالگرد شرکت می‌کنند ونشان می‌دهند که چقدر به اورست می‌بالند.

  • default

     

    سیاست گردشگری نپال

    دولت نپال حاضر نیست شمار کوهنوردان به اورست را محدود کند. این کشور به ارزی که گردشگران با خود می‌آورند نیازمند است. برای دولت نپال تخریب محیط زیست از طرف گردشگران از اهمیت چندانی برخوردار نیست. نمای جنوبی اورست.

  • default

     

    سقف آسمان همچنان می‌درخشد

    ۶۰ سال پس از اولین حضور انسان بر قله اورست، این سقف آسمان همچنان با غرور جلوه‌گری می‌کند.

    نویسنده: Stefan Nestler

 

برخی از رکوردهای صعود به قله اورست

برخی از ماه‌های سال از جمله ماه مه صعود به قله اورست بیشتر از اوقات دیگر دیگر صورت می‌گیرد. رکوردی هم در این زمینه به ثبت رسیده است: در شانزدهم ماه مه سال ۲۰۱۰ میلادی همزمان ۱۶۰ کوهنورد موفق به صعود اورست شدند و بر روی قله ایستادند.

راینهولد مسنر، کوهنورد سرشناس ایتالیایی تاکنون توانسته است رکوردهای مختلفی را در صعود به قله اورست به نام خود به ثبت برساند. مسنر نخستین کسی است که به همراه پتر هابلر در سال ۱۹۷۸ میلادی موفق شد بدون اکسیژن قله اورست را فتح کند.

مسنر همچنین در سال ۱۹۸۰ میلادی توانست برای نخستین بار بدون همراهی و به صورت انفرادی قله اورست را فتح کند.

اما رکورد جوان‌ترین و پیرترین کوهنوردانی که موفق به صعود به اورست شده‌اند نیز جالب توجه است: جوردن رومرو، از ایالات متحده آمریکا با ۱۳ سال سن جوان‌ترین صعودکننده به قله اورست است.

رکورد مسن‌ترین کوهنوردی که بر بالای اورست ایستاده نیز در اختیار یوشیرو میورا، کوهنورد ژاپنی است که در ۸۰ سالگی موفق به کسب این افتخار شد.