نوروز سال1401

Image result for ‫شعر نوروز فریدون مشیری‬‎

 

شعر درباره نوروز از سعدی شیرازی:

برآمد باد صبح و بوی نوروز                  به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال          همایون بادت این روز و همه روز

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

خیام نیشابوری:

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است   

بر طرف چمن روی دل افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست   خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است

–  – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

شعر درباره نوروز از حافظ شیرازی:

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی      از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی 

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی     به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

– – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – –

شعری از نظامی گنجوی درباره بهار

بهاری داری از وی بر خور امروز          که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد            چو هنگام خزان آید برد ، باد


در مورد نوروز

نوروز

نوروز نخستین روز سال خورشیدی ایرانی برابر با یکم فروردین ماه، جشن آغاز سال نوی ایرانی و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران ایران باستان است.

خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز هم مردم مناطق گوناگون فلات ایران، نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است که امروزه به آن برابری بهاری یا اکیونوس می‌گویند.

نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها یعنی تاجیکستان، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، سوریه، کردستان، گرجستان، جمهوری آذربایجان، آلبانی، چین، ترکیه، ترکمنستان، هند، پاکستان و ازبکستان تعطیل رسمی است[نیازمند منبع] و مردمان آن جشن عید را برپا می‌کنند.


 

واژهٔ نوروز

واژه نوروز، از فارسی میانه nwklwc (آوانویسی: nōgrōz) است که برگرفته از زبان اوستایی بوده. امروزه در فارسی این واژه در دو معنی به‌کار می‌رود:

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری (برابری شب و روز) و آغاز سال نو ۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام �روز خرداد�

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان �ناوا سرِدا� به معنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه در دوره‌های سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی، به معنای سال نو می‌نامیدند.

در کشورهای مختلف تلفظ نوروز متفاوت است. در شهر لکنو هند که هر ساله نوروز برگزار می شود و هفته نامه‌ای هم با نام نوروز دارد آنرا بصورت Nauroz تلفظ می‌کنند که به تلفظ زبان دری نزدیک است.

به باور احسان یارشاطر، بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود (که البته وی تلفظ فارسی ایران را مبنا قرار داده است). این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود.


 

جهانی شدن نوروز

بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل روز نوروز، با ریشهٔ ایرانی را در تقویم خود جای داد.

در متن به تصویب رسیده ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) توسط مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، ۲۱ ماه مارس جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است.

پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز به پیشنهاد ازبکستان توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث معنوی، به ثبت جهانی رسیده‌بود در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان �دبیرخانهٔ نوروز� شناخته شد. نخستین بار، نوروز ۱۳۹۱ را در صحن عمومی سازمان ملل و یونسکو به میزبانی ایران جشن گرفتند.


 

جغرافیای نوروز

منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. برخی آیین‌های نوروز در این کشورها با هم متفاوت‌اند. برای نمونه در افغانستان سفره هفت‌میوه می‌چینند؛ اما در ایران (haft seen) سفره هفت سین می‌اندازند. شباهت و نزدیکی آیین‌های نوروز در جمهوری آذربایجان به آیینهای نورز ایران بییش از دیگر کشورهاست.

جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین غربی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود.

کردها نیز این جشن را در فاصلهٔ میان ۱۸ تا ۲۱ مارس جشن می‌گیرند. بنظر کردها قیام کاوه آهنگر و پیروزی او بر ضحاک را جشن نوروز نامیده‌اند. در هنگام نوروز، کردها با گردهم‌آیی در بیرونِ شهرها، به استقبال بهار می‌روند. در این گردهم‌آیی‌های نوروزی، زنان کرد لباس‌های رنگین پوشیده و شال‌های پرزرق و برق بر سر می‌نهند؛ مردان جوان کرد نیز پرچم‌های سبز و زرد و سرخ را برافراشته و با رقص و پایکوبی گرد آتش، نوروز را پاس داشته و زنده نگاه می‌دارند.

همچنین نوروز در میان اعراب جنوب عراق رایج است و در روز نوروز آنها به سبزه زارها و مناطق سر سبز می‌روند. بخصوص دیدار از ایوان مداین در این روز از جمله برنامه‌های اعراب جنوب و شرق عراق است.

در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹ (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد.

در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰، سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان ملل متحد، عید نوروز را به عنوان روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت.


 

خانه‌تکانی

خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم برخی مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود.

افروختن آتش

رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در برخی مناطق علاقه‌مند به نوروز متداول شده‌است. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد.

در کردستان در روز نوروز مراسم آتش نوروزی (به کردی ئاگر نه‌وروزی Agir Newroz�) انجام می‌شود. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است.

همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است.

سفره‌های نوروزی

در بسیاری از نقاط ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان، (haft seen) سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره، هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف س آغاز شده باشد؛ مثل سیر، سنجد، سمنو، سیب و... به هفت‌سینی که چیده می‌شود معانی خاصی نسبت داده‌اند. مثلاً سیب را نماد زیبایی و تندرستی، سنجد را نماد عشق و محبت، و سکه را رزق و روزی گفته‌اند. سفره نوروز از زمانهای کهن بوده اما به این صورت بوده‌است که سفره‌ای را پهن می‌کردند و در بشقابهای سفالی و یا فلزی، انواع آجیل‌های خشک‌شده مانند توت خشک، برگه خشک شده زردآلو و هلو و پختیک (پخته شده و خشک شده لبو) و عسل و سرشیر خشک شده، کلوچه، گعگ (کیک) قطاب و نان سرموکی و... می‌گذاشتند؛

تخم مرغ رنگ‌شده از اجزای اصلی این سفره‌ها بود. در این سفره، بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی و نمادین داشت مانند تخم مرغ و آیینه؛ ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی میهمانان بوده است و هر زمان که تمام می‌شد بلافاصله صاحبخانه ظروف را دوباره برای میهمانان جدید پر می‌کرد.

اما اینکه هفت چیز با نام سین باشد، پدیده جدیدی است و مستندات تاریخی ندارد. البته سفره نوروزی همواره دارای سمبل و نمادها بوده است اما به نظر می‌رسد گذاشتن هفت جزء آغازشونده با حرف سین در سفرهٔ نوروزی پدیده‌ای است که روایتهای آن بیشتر از اواخر دوره قاجار رایج شده و پیشینهٔ تاریخی ندارد و توسط رسانه‌ها فراگیر شده‌است.

یکی از ضروریات عیدنوروز لباس نو و حمام رفتن بوده است، مردان و زنان قبل از فرارسیدن نوروز به حمامهای زنانه و یا مردانه می‌رفتند و شلوغ‌ترین روزهای گرمابه‌ها، همان چند روز سال نو بود. در گرمابه‌های قدیمی که معمولاً با چوب و هیزم در (گرخانه)Gor Khaneh یا (آتش خانه) آب داخل خزانه را که بر روی دیگهای بزرگ قرار داشتند گرم می‌کرد، حمامی‌ها لازم بوده که یک ذخیرهٔ ویژه چوب و هیزم را برای روزهای نوروز ذخیره کنند.

در قرون گذشته بسیاری از خانواده‌ها سالی فقط یکبار می‌توانستند پلو بخورند و آن هم شب نوروز بود. شب نوروز، همه مردم و یا اکثراً پلو یا چلو خورشت می‌خوردند. از این پلو نوروزی برای فقرا، سلمانی (آرایشگر) و حمامی (مسئول آتش حمام) و برای کدخدای و روحانی (معلم سنتی) محل پیشکش می‌بردند؛ و آنها با حجم زیادی از پلو روبرو بودند و ناچار بودند آنها را خشک کرده و در آینده استفاده کنند.

پهن کردن سفرهٔ نوروزی در ایران آداب و رسوم خاصی دارد و روی سفره اجزای دیگری به‌ویژه آینه، شمع، و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی می‌شود از ماهی و تخم مرغ رنگ‌شده یاد کرد.

در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد.چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است.

علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان، عدد هفت اهمیتی ندارد و بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند.

غذاهای نوروزی

کی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود.

کی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند، این غذا طبخ می‌شود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیین‌های خاصی همراه‌است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را به‌صورت دسته‌جمعی و گاه در طول شب می‌پزند و درهنگام پختن آن، سرودهای مخصوصی می‌خوانند. برای نمونه در افغانستان، در یکی از مشهورترین ترانه‌ها، این بیت به تکرار خوانده می‌شو:

سمنک در جوش ما کفچه زنیم - دیگران در خواب ما دف چه زنیم

پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. برای مثال، سبزی‌پلو با ماهی را در شب عید و شیرینی‌هایی مانند نان نخودچی تناول می‌شود؛ در افغانستان سبزی چلو با ماهی، در تاجیکستان باج، در ترکمنستان نوروزبامه، در قزاقستان اویقی آشار، و در بخارا نیز انواع سمبوسه پخته می‌شود. به‌طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقه‌ای که نوروز جشن گرفته می‌شود، مرسوم است و هر منطقه غذاها و شیرینی‌های مخصوص به خود را دارد.

دید و بازدید

دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است. روز نوروز با بازدید و دیدار اقوام و خویشان شروع می‌شود. این سالها معمولاً در شهرهای کوچک رفتن به آرامگاه شهدا و بازدید از خانواده شهدا نیز رسم شده است.

لباس نو و پاک نوروزی

حمام رفتن و پوشیدن پوشاک نو بخشی از ضروریات روز نوروز است که افراد حتماً بایستی با لباس نو و پاک به دیدار اقوام و دوستان می‌رفتند. جملی کارری در سفر نامه اش می‌نویسد:

"ایرانیان در این روز لباس نو می‌پوشند. حتی اگر کسی پول هم نداشته باشد، مبلغی از دیگران قرض می‌کند و برای خود و بستگان و خانواده‌اش لباس و کفش نو تهیه می‌کند. زیرا معتقدند کسی که سال نو را با لباس کهنه آغاز کند، از خوشی‌های تازه سال جدید بی‌بهره خواهد ماند. از دیگر مراسم عید نوروز، یکی هم آماده کردن انواع غذاهای لذیذ در خانه‌ها و پذیرایی گرم از دوستان و آشنایان است."

در قدیم معمولاً لباس قومی و ملی هر منطقه‌ای در ایران متفاوت بود. بخصوص هر قبیله و ایل ممکن بود نوع کلاهی که بر سر می‌گذاشتند متفاوت باشد و در نوروز لباس قومی معمول بوده است در بیشتر مناطق ایران یک شنل بشکل عبا مردها بر دوش می‌انداخته‌اند امروزه رئیس جمهور افغانستان از این شنل برای اعیاد رسمی استفاده می‌کند. از دوره رضا شاه پوشش‌های متفاوت قومی که بعضاً نشانه‌هایی از تفاخر همراه داشت برچیده شد و لباس سراسری ایران استاندارد کت و شلوار و کلاه فرنگی رسمیت یافت.

طبیعت‌گردی

مردم ایران در روز ۱۳ فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و مناطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه است.

مراسم سیزده‌به‌در در مناطق غربی افغانستان، ازجمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملاً کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه، همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند.

علاوه بر این، ساکنان کابل، در طول دو هفته اول سال جدید، برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان می‌روید، می‌روند.

یکی دیگر از آیین‌های نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گل‌گردانی و بلبل‌خوانی است. گل گردان‌ها از دره و تپه و دامنهٔ کوه‌ها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرارسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده می‌دهند.

نوروزخوانی

نوروز خوانی یا بهارخوانی یا نوروزی، گونه‌ای از آواز خوانی است که در گذشته در ایران رواج داشته‌است. در حال حاضر رواج این گونه آواز خوانی بیشتر در استان‌های مازندران و گیلان است.

در نوروز خوانی، افرادی که به آن‌ها نوروز خوان گفته می‌شود، پیش از آغاز فصل بهار، به صورت دوره‌گردی به شهرها و روستاهای مختلف می‌روند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه می‌خوانند. این اشعار اکثرأ به زبان‌های طبری و زبان گیلکی می‌باشد. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع‌بند بوده و توسط یک یا چند شخص، به صورت همزمان خوانده می‌شود.

                                                              نعمت اخضری فرورد1400

جمعه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۹ | // نظر بدهید

 
 

نوروز سال1401 فرارسین فصل بهار وعیدنوروز باستانی بر همه هموطنان خوبمان مبارک. امیدوارم سال خوبی در پیش داشته باشیم. شعر درباره نوروز از سعدی شیرازی: برآمد باد صبح و بوی نوروز به کام دوستان و بخت پیروز مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – خیام نیشابوری: بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است بر طرف چمن روی دل افروز خوش است از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – شعر درباره نوروز از حافظ شیرازی: ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – شعری از نظامی گنجوی درباره بهار بهاری داری از وی بر خور امروز که هر فصلی نخواهد بود نوروز گلی کو ، را نبوید ، آدمی زاد چو هنگام خزان آید برد ، باد -------------------------------------------------------------------------------- در مورد نوروز نوروز نوروز نخستین روز سال خورشیدی ایرانی برابر با یکم فروردین ماه، جشن آغاز سال نوی ایرانی و یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران ایران باستان است. خاستگاه نوروز در ایران باستان است و هنوز هم مردم مناطق گوناگون فلات ایران، نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است که امروزه به آن برابری بهاری یا اکیونوس می‌گویند. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها یعنی تاجیکستان، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان، سوریه، کردستان، گرجستان، جمهوری آذربایجان، آلبانی، چین، ترکیه، ترکمنستان، هند، پاکستان و ازبکستان تعطیل رسمی است[نیازمند منبع] و مردمان آن جشن عید را برپا می‌کنند. -------------------------------------------------------------------------------- واژهٔ نوروز واژه نوروز، از فارسی میانه nwklwc (آوانویسی: nōgrōz) است که برگرفته از زبان اوستایی بوده. امروزه در فارسی این واژه در دو معنی به‌کار می‌رود: ۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری (برابری شب و روز) و آغاز سال نو ۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام �روز خرداد� ایرانیان باستان از نوروز به عنوان �ناوا سرِدا� به معنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه در دوره‌های سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی، به معنای سال نو می‌نامیدند. در کشورهای مختلف تلفظ نوروز متفاوت است. در شهر لکنو هند که هر ساله نوروز برگزار می شود و هفته نامه‌ای هم با نام نوروز دارد آنرا بصورت Nauroz تلفظ می‌کنند که به تلفظ زبان دری نزدیک است. به باور احسان یارشاطر، بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود (که البته وی تلفظ فارسی ایران را مبنا قرار داده است). این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می‌رود. -------------------------------------------------------------------------------- جهانی شدن نوروز بنا به پیشنهاد جمهوری آذربایجان، مجمع عمومی سازمان ملل روز نوروز، با ریشهٔ ایرانی را در تقویم خود جای داد. در متن به تصویب رسیده ۴ اسفند ۱۳۸۸ (۲۳ فوریه ۲۰۱۰) توسط مجمع عمومی سازمان ملل، نوروز، ۲۱ ماه مارس جشنی با ریشه ایرانی که قدمتی بیش از ۳ هزار سال دارد و امروزه بیش از ۳۰۰ میلیون نفر آن را جشن می‌گیرند توصیف شده‌است. پیش از آن در تاریخ ۸ مهر ۱۳۸۸ خورشیدی، نوروز به پیشنهاد ازبکستان توسط سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد، به عنوان میراث معنوی، به ثبت جهانی رسیده‌بود در ۷ فروردین ۱۳۸۹ نخستین دورهٔ جشن جهانی نوروز در تهران برگزار شد و این شهر به عنوان �دبیرخانهٔ نوروز� شناخته شد. نخستین بار، نوروز ۱۳۹۱ را در صحن عمومی سازمان ملل و یونسکو به میزبانی ایران جشن گرفتند. -------------------------------------------------------------------------------- جغرافیای نوروز منطقه‌ای که در آن جشن نوروز برگزار می‌شد، امروزه شامل چند کشور می‌شود و همچنان در این کشورها جشن گرفته می‌شود. برخی آیین‌های نوروز در این کشورها با هم متفاوت‌اند. برای نمونه در افغانستان سفره هفت‌میوه می‌چینند؛ اما در ایران (haft seen) سفره هفت سین می‌اندازند. شباهت و نزدیکی آیین‌های نوروز در جمهوری آذربایجان به آیینهای نورز ایران بییش از دیگر کشورهاست. جغرافیای نوروز با نام نوروز یا مشابه آن، سراسر خاورمیانه، بالکان، قزاقستان، تاتارستان، در آسیای میانه چین غربی (ترکستان چین)، سودان، زنگبار، در آسیای کوچک سراسر قفقاز تا آستراخان و نیز آمریکای شمالی، هندوستان، پاکستان، بنگلادش، بوتان، نپال و تبت را شامل می‌شود. کردها نیز این جشن را در فاصلهٔ میان ۱۸ تا ۲۱ مارس جشن می‌گیرند. بنظر کردها قیام کاوه آهنگر و پیروزی او بر ضحاک را جشن نوروز نامیده‌اند. در هنگام نوروز، کردها با گردهم‌آیی در بیرونِ شهرها، به استقبال بهار می‌روند. در این گردهم‌آیی‌های نوروزی، زنان کرد لباس‌های رنگین پوشیده و شال‌های پرزرق و برق بر سر می‌نهند؛ مردان جوان کرد نیز پرچم‌های سبز و زرد و سرخ را برافراشته و با رقص و پایکوبی گرد آتش، نوروز را پاس داشته و زنده نگاه می‌دارند. همچنین نوروز در میان اعراب جنوب عراق رایج است و در روز نوروز آنها به سبزه زارها و مناطق سر سبز می‌روند. بخصوص دیدار از ایوان مداین در این روز از جمله برنامه‌های اعراب جنوب و شرق عراق است. در تاریخ ۳۰ مارس ۲۰۰۹ (۱۰ فروردین ۱۳۸۸)، پارلمان فدرال کانادا، اولین روز بهار هر سال را به عنوان نوروز (Nowruz Day)، عید ملی ایرانیان و بسیاری اقوام دیگر نامگذاری کرد. در تاریخ ۲۴ فوریه ۲۰۱۰، سازمان ملل متحد با تصویب یک قطعنامه در مقر سازمان ملل متحد، عید نوروز را به عنوان روز بین‌المللی نوروز و فرهنگ صلح در جهان به رسمیت شناخت. -------------------------------------------------------------------------------- خانه‌تکانی خانه‌تکانی یکی از آیین‌های نوروزی است که مردم برخی مناطقی که نوروز را جشن می‌گیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز می‌شوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار می‌شود. افروختن آتش رسم افروختن آتش، از زمان‌های کهن در برخی مناطق علاقه‌مند به نوروز متداول شده‌است. در ایران، جمهوری آذربایجان و بخش‌هایی از افغانستان، این رسم به‌صورت روشن کردن آتش در شب آخرین چهارشنبه سال متداول است. این مراسم چهارشنبه‌سوری نام دارد. در کردستان در روز نوروز مراسم آتش نوروزی (به کردی ئاگر نه‌وروزی Agir Newroz�) انجام می‌شود. پریدن از روی آتش در ایام نوروز در ترکمنستان نیز رایج است. همچنین رسم افروختن آتش در بامداد نوروز بر پشت بام‌ها در میان برخی از زرتشتیان (از جمله در برخی از روستاهای یزد در ایران) مرسوم است. سفره‌های نوروزی در بسیاری از نقاط ایران، جمهوری آذربایجان و برخی از نقاط افغانستان، (haft seen) سفره هفت سین پهن می‌شود. در این سفره، هفت چیز قرار می‌گیرد که با حرف س آغاز شده باشد؛ مثل سیر، سنجد، سمنو، سیب و... به هفت‌سینی که چیده می‌شود معانی خاصی نسبت داده‌اند. مثلاً سیب را نماد زیبایی و تندرستی، سنجد را نماد عشق و محبت، و سکه را رزق و روزی گفته‌اند. سفره نوروز از زمانهای کهن بوده اما به این صورت بوده‌است که سفره‌ای را پهن می‌کردند و در بشقابهای سفالی و یا فلزی، انواع آجیل‌های خشک‌شده مانند توت خشک، برگه خشک شده زردآلو و هلو و پختیک (پخته شده و خشک شده لبو) و عسل و سرشیر خشک شده، کلوچه، گعگ (کیک) قطاب و نان سرموکی و... می‌گذاشتند؛ تخم مرغ رنگ‌شده از اجزای اصلی این سفره‌ها بود. در این سفره، بعضی چیزها فقط جنبه زیبایی و نمادین داشت مانند تخم مرغ و آیینه؛ ولی سایر چیزها برای خوردن و پذیرایی میهمانان بوده است و هر زمان که تمام می‌شد بلافاصله صاحبخانه ظروف را دوباره برای میهمانان جدید پر می‌کرد. اما اینکه هفت چیز با نام سین باشد، پدیده جدیدی است و مستندات تاریخی ندارد. البته سفره نوروزی همواره دارای سمبل و نمادها بوده است اما به نظر می‌رسد گذاشتن هفت جزء آغازشونده با حرف سین در سفرهٔ نوروزی پدیده‌ای است که روایتهای آن بیشتر از اواخر دوره قاجار رایج شده و پیشینهٔ تاریخی ندارد و توسط رسانه‌ها فراگیر شده‌است. یکی از ضروریات عیدنوروز لباس نو و حمام رفتن بوده است، مردان و زنان قبل از فرارسیدن نوروز به حمامهای زنانه و یا مردانه می‌رفتند و شلوغ‌ترین روزهای گرمابه‌ها، همان چند روز سال نو بود. در گرمابه‌های قدیمی که معمولاً با چوب و هیزم در (گرخانه)Gor Khaneh یا (آتش خانه) آب داخل خزانه را که بر روی دیگهای بزرگ قرار داشتند گرم می‌کرد، حمامی‌ها لازم بوده که یک ذخیرهٔ ویژه چوب و هیزم را برای روزهای نوروز ذخیره کنند. در قرون گذشته بسیاری از خانواده‌ها سالی فقط یکبار می‌توانستند پلو بخورند و آن هم شب نوروز بود. شب نوروز، همه مردم و یا اکثراً پلو یا چلو خورشت می‌خوردند. از این پلو نوروزی برای فقرا، سلمانی (آرایشگر) و حمامی (مسئول آتش حمام) و برای کدخدای و روحانی (معلم سنتی) محل پیشکش می‌بردند؛ و آنها با حجم زیادی از پلو روبرو بودند و ناچار بودند آنها را خشک کرده و در آینده استفاده کنند. پهن کردن سفرهٔ نوروزی در ایران آداب و رسوم خاصی دارد و روی سفره اجزای دیگری به‌ویژه آینه، شمع، و آب نیز حضور دارند. از دیگر اجزای سفرهٔ امروزی می‌شود از ماهی و تخم مرغ رنگ‌شده یاد کرد. در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه قرار می‌گیرد، از جمله؛ کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد.چیدن سفره‌ای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است. علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان، عدد هفت اهمیتی ندارد و بر روی سفره‌های نوروزی خود، آجیل قرار می‌دهند. غذاهای نوروزی کی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود. کی از متداول‌ترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته می‌شود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه می‌شود. در بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن می‌گیرند، این غذا طبخ می‌شود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیین‌های خاصی همراه‌است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را به‌صورت دسته‌جمعی و گاه در طول شب می‌پزند و درهنگام پختن آن، سرودهای مخصوصی می‌خوانند. برای نمونه در افغانستان، در یکی از مشهورترین ترانه‌ها، این بیت به تکرار خوانده می‌شو: سمنک در جوش ما کفچه زنیم - دیگران در خواب ما دف چه زنیم پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است. برای مثال، سبزی‌پلو با ماهی را در شب عید و شیرینی‌هایی مانند نان نخودچی تناول می‌شود؛ در افغانستان سبزی چلو با ماهی، در تاجیکستان باج، در ترکمنستان نوروزبامه، در قزاقستان اویقی آشار، و در بخارا نیز انواع سمبوسه پخته می‌شود. به‌طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقه‌ای که نوروز جشن گرفته می‌شود، مرسوم است و هر منطقه غذاها و شیرینی‌های مخصوص به خود را دارد. دید و بازدید دید و بازدید عید یا عید دیدنی یکی از سنت‌های نوروزی است که در بیشتر کشورهایی که آن را جشن می‌گیرند، متداول است. در برخی از مناطق، یاد کردن از گذشتگان و حاضر شدن بر مزار آنان در نوروز نیز رایج است. روز نوروز با بازدید و دیدار اقوام و خویشان شروع می‌شود. این سالها معمولاً در شهرهای کوچک رفتن به آرامگاه شهدا و بازدید از خانواده شهدا نیز رسم شده است. لباس نو و پاک نوروزی حمام رفتن و پوشیدن پوشاک نو بخشی از ضروریات روز نوروز است که افراد حتماً بایستی با لباس نو و پاک به دیدار اقوام و دوستان می‌رفتند. جملی کارری در سفر نامه اش می‌نویسد: "ایرانیان در این روز لباس نو می‌پوشند. حتی اگر کسی پول هم نداشته باشد، مبلغی از دیگران قرض می‌کند و برای خود و بستگان و خانواده‌اش لباس و کفش نو تهیه می‌کند. زیرا معتقدند کسی که سال نو را با لباس کهنه آغاز کند، از خوشی‌های تازه سال جدید بی‌بهره خواهد ماند. از دیگر مراسم عید نوروز، یکی هم آماده کردن انواع غذاهای لذیذ در خانه‌ها و پذیرایی گرم از دوستان و آشنایان است." در قدیم معمولاً لباس قومی و ملی هر منطقه‌ای در ایران متفاوت بود. بخصوص هر قبیله و ایل ممکن بود نوع کلاهی که بر سر می‌گذاشتند متفاوت باشد و در نوروز لباس قومی معمول بوده است در بیشتر مناطق ایران یک شنل بشکل عبا مردها بر دوش می‌انداخته‌اند امروزه رئیس جمهور افغانستان از این شنل برای اعیاد رسمی استفاده می‌کند. از دوره رضا شاه پوشش‌های متفاوت قومی که بعضاً نشانه‌هایی از تفاخر همراه داشت برچیده شد و لباس سراسری ایران استاندارد کت و شلوار و کلاه فرنگی رسمیت یافت. طبیعت‌گردی مردم ایران در روز ۱۳ فروردین، به مکان‌های طبیعی مانند پارک‌ها، باغ‌ها، جنگل‌ها و مناطق خارج از شهر می‌روند. این مراسم سیزده‌به‌در نام دارد. از کارهای رایج در این جشن، گره زدن سبزه است. مراسم سیزده‌به‌در در مناطق غربی افغانستان، ازجمله شهر هرات نیز برگزار می‌شود. با وجودی که روز سیزدهم فروردین در کشور افغانستان جزو تعطیلات رسمی نیست، اما مردم این مناطق برای گردش در طبیعت، عملاً کسب و کار خود را تعطیل می‌کنند. مردم این منطقه، همچنین اولین چهارشنبه سال را نیز با گردش در طبیعت سپری می‌کنند. علاوه بر این، ساکنان کابل، در طول دو هفته اول سال جدید، برای گردش به همراه خانواده به مناطقی که در آنها گل ارغوان می‌روید، می‌روند. یکی دیگر از آیین‌های نوروز که در آسیای میانه و کشور تاجیکستان مرسوم است، مراسم گل‌گردانی و بلبل‌خوانی است. گل گردان‌ها از دره و تپه و دامنهٔ کوه‌ها، گل چیده و اهل دهستان خود را از پایان یافتن زمستان و فرارسیدن عروس سال و آغاز کشت و کار بهاری و آمدن نوروز مژده می‌دهند. نوروزخوانی نوروز خوانی یا بهارخوانی یا نوروزی، گونه‌ای از آواز خوانی است که در گذشته در ایران رواج داشته‌است. در حال حاضر رواج این گونه آواز خوانی بیشتر در استان‌های مازندران و گیلان است. در نوروز خوانی، افرادی که به آن‌ها نوروز خوان گفته می‌شود، پیش از آغاز فصل بهار، به صورت دوره‌گردی به شهرها و روستاهای مختلف می‌روند و اشعاری در مدح بهار یا با ذکر مفاهیم مذهبی به صورت بداهه یا از روی حافظه می‌خوانند. این اشعار اکثرأ به زبان‌های طبری و زبان گیلکی می‌باشد. این اشعار بیشتر بصورت ترجیع‌بند بوده و توسط یک یا چند شخص، به صورت همزمان خوانده می‌شود. نعمت اخضری یکم فروردین1401​

زنده یاد خوشه چین مرد مشهور تاریخ کوهنوردی اراک ..

استادان وبزرگان کوهنوردی ایران
 

مرد مشهور تاریخ کوهنوردی اراک ..

 زنده یاد خوشه چین : کتاب تاریخ اجتماعی اراک     نقل از: وبلاگ پیک لجور

ناصر خوشه چين در اول تير ماه 1327 در اراك به دنيا آمد. به گفته ی علي دريايی- از كوه نوردان پرسابقه ي اراك كه در برنامه های بسيار و تا آخرين دقايق عمر ناصر، همراه او بود- آنان غالباً با چند نفر ديگر از بچه های محل به قله ی كوه سرخه در اراك كه بر فراز آن كلبه ی كوچكی به نام «كلبه ي قدير» قرار داشت مي رفتند، و اين كار سرآغاز فعاليت های كوه نوردی آن جمع بود. با جدي تر شدن كارهای كوه نوردی، ناصر به همراه مصطفی توجه و علی امينی در سال 1348 هيات كوه نوردی شهرستان اراك را فعال كرد و اتاقی را در دفتر كار خود به هيات اختصاص داد. قابل ذكر است كه تشكيلاتی به نام هيات كوه نوردی اراك، نخستين بار در سال 1333 به همت عباس امينی حاجی باشی شكل گرفت، اما با رفتن او به تهران، آن هيات عملاً از فعاليت افتاد تا آن كه با بازگشت وی به اراك، مجدداً آن هيات فعاليت هايی را از سر گرفت. به هر صورت، فعاليت واقعی و محسوس هيات اراك به ويژه در كارهای فنی، از سال 1348 و با پشتكار ناصر خوشه چين شكل می گيرد.

علي دريايی مي گويد كه در ابتدا،‌ ما برای صعود ديواره ها ازطناب نخي و سنگين چاه كن ها استفاده مي كرديم، همكاری ناصر با كانون كوه نوردان تهران و گروه كوه نوردان آرش در اوايل سال های پنجاه، سبب آشنايی او با شيوه ها و وسايل سنگ نوردی جديد شد. سپس ناصر، كوه نوردی فني را در اراك معرفی كرد و توسعه داد. همكاری او با گروه آرش و نيز با علی محمدپور و جلال فروزان ( از كوه نوردان تهران) بدل به يك دوستی پايدار شد؛ ناصر بيشتر برنامه های فنی خود را با اين جمع اجرا می كرد.

از آخرين فعاليت های تشكيلاتی ناصر خوشه چين در هيات كوه نوردی اراك، كمك به برگزاری نهمين كنگره ی كوه نوردی ايران بود (اراك-شهريور1357). در سال های بعد، او در هيات فعاليت نداشت، اما تقريباً با همه ی كوه نوردان اراك ارتباط و همكاری داشت، و وجود و حضوراش كانونی بود برای گردهمايی كوه نوردان اراك و بسياری از شهرهای هم جوار.

ناصر، برنامه های بی شماری در كوه های ايران، به ويژه در استان مركزی و در اشترانكوه، اجرا كرده بود. فهرست زير، شامل تعدادی از برنامه های مهم او است:

• 1353 نخستين صعود زمستانی دماوند از يال تخت فريدون

• 1354 نخستين صعود يخچال سيوله ی دماوند

• 1355 شركت در برنامه ی صعود قله ی تيريچ مير(7706متر، پاكستان) تا ارتفاع 7550 متر

• 1357 نخستين صعود زمستانی قله ی قالی كوه

• 1360 نخستين صعود "ديواره ی يخی" در دره ی يخار دماوند

• 1360 نخستين صعود زمستانی قله ی كزينستون

1361 شركت در گشايش مسير آرش روی ديواره ی علم كوه

• 1362 نخستين صعود زمستانی قله ی كول جنو

• 1363 نخستين صعود زمستانی گرده ی آلمان ها در منطقه ی علم كوه

• 1364 تلاش برای صعود زمستانی ديواره ی علم كوه

• 1367 نخستين گذر زمستانی پياره ی كمندان تا قله ی تيركستون (در اشترانكوه)

• 1369 گذر خط الراس اشترانكوه از سن بران تا كول جنو

• ...

ناصر در ساخت پناهگاه هاي چال كبود (اشترانكوه)، هفت تنان (زردكوه)، و در طراحی پناهگاه كوه سرخه (در اراك) مشاركت داشت، و پناهگاه كول جنو با پيشنهاد و طراحی و كوشش او ساخته شد (1373). در چند سال آخر، باغی در پای يكی از كوه های نزديك شهر اراك درست كرده بود كه محل گردهمايي دوستان كوه نوردش بود.

سرانجام درشبانگاه 15 تيرماه 1381در حالی كه روز سختي را در تعمير پناهگاه كول جنو گذرانده بود‌، در همان جا دچار ايست قلبی شد و درگذشت.

يادش گرامی باد كه به گفته ی سپهری:

بزرگ بود و از اهالي امروز بود/ و با تمام افق های باز نسبت داشت/ و لحن آب و زمين را چه خوب می فهميد

......

 

به ياد ناصر خوشه چين

از نوشته های زنده یاد فریدون اسماعیل زاده (کوهنورد همدانی ) در باره ناصرخوشه چین

سعديا مرد نكونام نميرد هرگز مرده آن است كه نامش به نكويی نبرند
اولين چيزی كه در ناصر می‌ديديم خنده‌ی بی‌ريا و ساده‌ای بود كه در پشت خود دقت و توجهی پنهان داشت،‌ و سادگی و بی‌پيرايگی اين خنده انسان را جلب می‌كرد و حس اعتماد و دوستی ايجاد می‌نمود.

آَشنایی بيشتر با او نشان می داد كه اين سادگی، عميق و باطنی است و ناصر اهل دروغ و ريا نيست؛ شايد به اين علت كه اهل بزرگ نمایی و رياست طلبی نبود.
به راحتی برتری ديگران را قبول می‌كرد و در جایی كه خود بهتر بود، مثل ساختن غار برفی، با تمام توان و بدون غرولند می‌كوشيد.

كوه نوردی ورزشی است كه معمولاً نهادهای دولتی ما نسبت به آن كم توجه بوده‌اند، زيرا نه تنها پول ساز نيست، بلكه لوازم و وسايل عمومی مورد نياز آن مثل ساختمان پناه‌گاه‌ها ( و نگهداری آن ها) پول و زحمت بيشتری نسبت به ورزش‌های شهری می‌طلبد. به علاوه كنترل افراد در عرصه‌ی فراخ اين كوه كار مشكلی است. اين بی‌توجهی را ماهيت جمعی اين ورزش و فداكاری‌های خود جوش عده‌ای بر طرف می‌كند. آنان پيش می‌افتند، و با سخنان گرم و آتشينی كه از دل سرچشمه می‌گيرد، ديگران را جمع می‌كنند، سختی‌ها را تحمل می‌كنند، حرف های نامربوط را كه بعضی از آن ها زخمی كم و بيش هميشگی در روح و ذهن ايجاد می‌كند با بردباری می‌شنوند، و خود بيش از هر كسی كار می‌كنند و از مال و جان مايه می‌گذارند، تا تشكلی ايجاد كنند يا پناه‌گاهی بسازند، تا با شادی، شاهد آسايش و بهبود كار كوه‌نوردان باشند.
ناصر هم مردی از اين خانواده بود: به طوری كه از گفته‌های كوه‌نوردان اراكی برمی‌آيد، در واقع او از بنيان گذاران كوه‌نوردی اراك بوده و نقش مهمی در ايجاد واقعی هيات كوه‌نوردی اراك داشته است. به علاوه، ساخت پناه‌گاه‌های چال‌كبود و كول‌جنو در اشتران‌كوه و چند پناه‌گاه ديگر در جاهای ديگر، عمدتاً در اثر كوشش خوشه‌چين در جمع كردن دوستان و اقناع آنان برای كار در محل به وجود آمد.

شايد عده‌ای گمان كنند ناصر خوشه چين در حاشيه‌ی كوه‌نوردی به سر می‌برد و به ايجاد تشكل و جمع كردن كوه‌نوردان و پناه‌گاه سازی بيشتر از كوه نوردی مشكل و سطح بالا می‌پرداخت. چنين نيست؛ او كوه‌نورد سازنده و سازمان دهنده بود و در زمان خود، كارهای كوه‌نوردی بزرگی در سطح كشور انجام داد كه صعود قله‌ی تيريچمير تا ارتفاع ۷۵۰۰ متر( به سرپرستی ابراهيم بابایی) يكی از آن هاست. اين صعود را می‌توان بهترين صعود قبل از انقلاب روی قله‌های بلند دانست. زيرا تمام برنامه‌ريزی‌ها و تداركات بر عهده‌ی خود كوه‌نوردان بود، و بدون استفاده از كمك كوه‌نوردان خارجی يا راهنمایی و كمك‌های فنی شرپاها انجام شد.
از ديگر صعودهای مهم او كه اغلب به سرپرستی ابراهيم بابایی انجام شده، می‌توان صعود زمستانی شمال شرقی دماوند، صعود زمستانی كول جنون در سال ۱۳۶۲ ( كه تا همين دو سال پيش تكرار نشده بود)، و صعود زمستانی گرده‌ی آلمان‌ها را نام برد، و هم‌چنين صعود‌های دشوار زمستانی ديگر كه به همت خودش و همراهانش انجام شد. مثل صعود قالی‌كوه و كزينستون، گل‌گل و گل‌گهر و سن بران و ... البته اضافه كنيم منطقه‌گردی‌های متعدد تابستانی را.

ناصر، زندگی، شادی، كار و خدمت به ديگران را دوست داشت. از بدگویی و غيبت دوری می‌كرد. فخر فروشی و سرپرست بازی و خود نمایی كه عمدتاً ناشی از ضعف شخصيت است، در او نبود. به كار خوب و مهارت ارج می‌گذاشت و سر فرود می‌آورد. در واقع او در فكر منافع جمع بود و نفع خود را در نفع كل كوه‌نوردی می‌ديد، و اگر در جایی اين دو در تضاد قرار می‌گرفتند، از فدا كردن منافع خود در راه نفع جمع ارضا می‌شد.
ياد او گرامی باد.

به گيتی چنان كوش چون بگذری سر انجام نيكی بر خود بری

این نوشته نخستين بار، در گاه‌نامه‌ی ۶ انجمن (آذر ۱۳۸۱) چاپ شده است.

نوشته ای دیگر :
یادی از ناصر خوشه‌چین
ناصر خوشه‌چین در سال ۱۳۲7 در اراک به دنیا آمد و کوهنوردی را تحت نام گروه عقاب کوهستان در سال ۱۳۴۵ آغاز نمود. او با آقایان علی امینی و قاسم زنجانی، هیئت کوهنوردی اراک را بنیان گذارد و سپس در تداوم آن تلاش‌های فراوانی نمود که کوهنوردی امروز اراک مرهون تلاش‌های آنهاست.
ساخت پناهگاه‌های گل گل، چال کبود، کول جنو، هفت تنان زرد کوه و کمک در طراحی و ساخت پناهگاه‌های شهباز، غربی دماوند، و یک پناهگاه در شیراز از جمله تلاش‌های او در جهت اعتلای ورزش کوهنوردی در ایران است.

سوابق کوهنوردی : اولین صعود زمستانی قله گل گل اشترانکوه ، اولین صعود زمستانی قله کول جنو اشترانکوه، اولین صعود زمستانی یال شمال شرقی دماوند، اولین صعود زمستانی قله قالی کوه، صعود زمستانی گرده آلمان‌ها علم کوه ، اولین صعود دهلیز مرکزی یخار، صعود یخچال سیوله دماوند، شرکت در گشایش اولین مسیر ایرانی‌ها در دیواره علم کوه (آرش) ،تلاش جهت صعود زمستانی دیواره علم کوه، صعود خط الراس اشترانکوه، شرکت در برنامه صعود قله تیریچ میر، اولین صعود زمستانی یال ملا خوران دماوند، و ... شادروان ناصر خوشه‌چین در حین آخرین تعمیرات پناهگاه کول جنو در اشترانکوه بر اثر ایست قلبی جان به جان آفرین تسلیم کرد (در مورخ ۱۳۸۲/۴/۱۵).

خصلت‌های اخلاقی ناصر خوشه‌چین جاودانه در بین کوهنوردان این مملکت باقی است...

متن: وبلاگ پیک لجور