کاظم گیلان پور

کاظم گیلان پور استاد استادان    بخش 2

 کاظم گیلانپور وساخت اولین پناهگاه کوهنوردی ایران(اسپیدکمر.)

 

 Image result for ‫پناهگاه اسپیدکمر‬‎

 

Image result for ‫پناهگاه اسپیدکمر‬‎

*اولین جانپناه و یا پناهگاه ایران در ارتفاعات شمالی تهران در سال 1326 یا همت و پشتکار کوهنوردان ان زمان و به ویژه با سعی و کوشش اقای محمد کاظم گیلانپور در محل اسپید کمر در ارتفاع 2810 متری بین راه اوسون و قله توچال ساخته شده است.در ان تاریخ مسیر صعود به قله از طریق مسیر سربند/اوسون/اسپید کمر و قله بود که بدین منظور پناهگاه مذکور در ان نقطه بنا شد.علاوه بر مصالح محلی(سنگ و ماسه) اهک و گچ از تهران با با قاطر تا اوسون حمل می شد و از انجا توسط کوهنوردان به محل ساخت پناهگاه برده می شد.

پناهگاه اسپید کمر در سال 1327 با کوشش عده ای از کوهنوردان و با هزینه انان به اتمام رسید.نمای این پتاهگاه به صورت مخروطی و درون ان دو طبقه بود که بالای ان برای خواب و طبقه زیرین مخصوص غذاخوری و نشینمن ساخته شده بود.

این پناهگاه در سال 1375 مرمت و طبقه فوقانی ان حذف شد.پس از ساخت پناهگاه شیر پلا و تغیر محل صعود به قله پناهگاه اسپید کمر چندان مورد استفاده قرار نگرفت.اسامی افرادی که در ساخت این پناهگاه زحمت کشیده ان بشرح زیر می باشد:

1-محمد کاظم گیلانپور            11-فرخ رحمدل

2-دکتر رشتیان                      12-زنده یاد محمد کاظم قدیری نیا

3-امیر فیض                          13-زنده یاد رفوئیان

4-محمد زندی                       14-تیمسار تقی گودرزی

5-کینام مغیاسیان                  15-امیر مارکاریان

6-ابوالقاسم نوروزی               16-ناصر حقیقی

7-زنده یاد هوشنگ محیط        17-محمد اعظمی

8-عزیر حاتمی                      18-سروان حسین هاشمی

9-منوچهر جهانبیکلو

10-جلیل کتیبه ای

 

جانپناه اسپید کمر (ایس کمر)

منطقه

تهران، شمیران، دربند، پس قلعه، دره اوسون

مسیر

 تجریش، سربند، پس قلعه، اوسون، اسپید کمر

ارتفاع

۲۸۱۰ متر

موقعیت رفاهی

آب ندارد - دارای چشمه در دره پشتی جانپناه

نزدیکترین روستا

 پس قلعه، اوسون

قله های قابل دسترس

 توچال و ارتفاعات شمالی تهران

فاصله تا روستا

۳ الی ۳٫۵ ساعت جانپناه اسپید کمر (ایس کمر)

فاصله تا قله

۳ الی ۳٫۵ ساعت

نگهبان دائم

 ندارد

تاریخ ساخت

 سال ۱۳۲۶

وسعت

 ۱۴ متر مربع

ظرفیت

 ۱۰ نفر

 

  

 

(برگرفته شده از کتاب جانپناه ها و پناهگاه های کوهنوردی ایران با همکاری کمیته پناهگاه های  فدراسیون کوهنوردی)و وبلاگ خانه من وکوهنوردان زرتشتی ایران.

کاظم گیلان پور

 25تا27 شهریور1395 مراسم پاسداشت کاظم گیلانپور در رودبارک

 

کاظم گیلان پور استاد استادان

به بهانه پاسداشت

کاظم گیلانپور .محمود اجل. جلیل کتیبه ای .کیغام میناسیان چهار کوهنورد کلاسیک وپایه گذار بنیان کوهنوردی ایران بودند ودر این میان

. استاد محمد کاظم گیلان پور، پدر کوهنوردی فنی و نوین ایران، لیسانس حقوق، مسلط به زبانهای انگلیسی و فرانسه، فارغ التحصیل مدرسه کوهنوردی (شامونی)، نویسنده، مترجم، مفسر ورزشی، مدیر و راهنمای فدراسیون های کوهنوردی و اسکی در ایران و اروپا، دارنده مدال کشوری به علت رشادت و قهرمانی، نخستین مربی کوهنوردی کشور، آموزگار و مربی تمام مربیان کوهنوردی و پایه گذار کوهنوردی علمی و سنگنوردی در ایران و شایسته نام گذاری پنجمین دوره ورزش کوهنوردی کشور به نام وی می باشد. این دوره کوهنوردی، از پر بارترین ادوار تاریخ کوهنوردی ایران به شمار می رود، در این سالها ورزش ما شاهد پیشرفت ها، تحولات و انواع دگرگونی بود و کوهنوردی تا دورترین نقاط گسترش یافت. استاد محمد کاظم گیلان پور از نخستین افراد ایرانی بود که راه قسمت شمالی علم کوه از طریق سیاه سنگ را همراه محمد پروری و جلیل کتیبه ای گشود. استاد محمد کاظم گیلان پور هم اکنون در کشور آندورا، به تدریس اسکی اشتغال دارد. 

در پایان تابستان سال  1328محمد کاظم گیلان پور، جلیل کتیبه ای و محمد علی پرویزی برای نخستین بار از راه قسمت شمالی علم کوه برای کوهنوردان ایرانی از طریق سیاه سنگ مسیر علم کوه را گشودند که این صعود بعد از صعود قله دماوند در همین سال انجام شد که پس از این برنامه علم کوه بیشتر مورد توجه کوهنوردان قرار گرفت.

                            کاظم  گیلان پور استاد استادان است زنده باشد

 

 

 

*اولین جانپناه و یا پناهگاه ایران در ارتفاعات شمالی تهران در سال 1326 یا همت و پشتکار کوهنوردان ان زمان و به ویژه با سعی و کوشش اقای محمد کاظم گیلانپور در محل اسپید کمر در ارتفاع 2810 متری بین راه اوسون و قله توچال ساخته شده است.در ان تاریخ مسیر صعود به قله از طریق مسیر سربند/اوسون/اسپید کمر و قله بود که بدین منظور پناهگاه مذکور در ان نقطه بنا شد.علاوه بر مصالح محلی(سنگ و ماسه) اهک و گچ از تهران با با قاطر تا اوسون حمل می شد و از انجا توسط کوهنوردان به محل ساخت پناهگاه برده می شد.

پناهگاه اسپید کمر در سال 1327 با کوشش عده ای از کوهنوردان و با هزینه انان به اتمام رسید.نمای این پتاهگاه به صورت مخروطی و درون ان دو طبقه بود که بالای ان برای خواب و طبقه زیرین مخصوص غذاخوری و نشینمن ساخته شده بود.

این پناهگاه در سال 1375 مرمت و طبقه فوقانی ان حذف شد.پس از ساخت پناهگاه شیر پلا و تغیر محل صعود به قله پناهگاه اسپید کمر چندان مورد استفاده قرار نگرفت.اسامی افرادی که در ساخت این پناهگاه زحمت کشیده ان بشرح زیر می باشد:

1-محمد کاظم گیلانپور            11-فرخ رحمدل

2-دکتر رشتیان                      12-زنده یاد محمد کاظم قدیری نیا

3-امیر فیض                          13-زنده یاد رفوئیان

4-محمد زندی                       14-تیمسار تقی گودرزی

5-کینام مغیاسیان                  15-امیر مارکاریان

6-ابوالقاسم نوروزی               16-ناصر حقیقی

7-زنده یاد هوشنگ محیط        17-محمد اعظمی

8-عزیر حاتمی                      18-سروان حسین هاشمی

9-منوچهر جهانبیکلو

10-جلیل کتیبه ای

(برگرفته شده از کتاب جانپناه ها و پناهگاه های کوهنوردی ایران با همکاری کمیته پناهگاه های  فدراسیون کوهنوردی)

******

و به یاد تمام کسانی که در راه ساختن جانپنا ها  و پناهگاه ها جان خود را از دست دادند و به یاد انان که بی هیچ منتی عاشقانه و فاتحانه بر فراز قله ها با کمترین امکانات پناه جان من و تو را ساختند و زندگی دوباره ای به ما ارزانی کردند.روحشان شب و روز در کوهستان ها و بر فراز ها پرواز می کند و تا دور دست ها می رود .همنوردم از این به بعد به هر پناهگاه یا جانپناهی رسیدی کمی تفکر کن و سعی کن اطلاعاتی پیرامون ان به دست بیاروری و این اطلاعات را در اختیار دیگران هم قرار دهی.

 

5-4:  سال 1328:

در پایان تابستان این سال محمد کاظم گیلان پور، جلیل کتیبه ای و محمد علی پرویزی برای نخستین بار از راه قسمت شمالی علم کوه برای کوهنوردان ایرانی از طریق سیاه سنگ مسیر علم کوه را گشودند که این صعود بعد از صعود قله دماوند در همین سال انجام شد که پس از این برنامه علم کوه بیشتر مورد توجه کوهنوردان قرار گرفت. اما در این جا لازم است بیشتر در مورد محمد کاظم گیلان پور بدانیم. استاد محمد کاظم گیلان پور، پدر کوهنوردی فنی و نوین ایران، لیسانس حقوق، مسلط به زبانهای انگلیسی و فرانسه، فارغ التحصیل مدرسه کوهنوردی (شامونی)، نویسنده، مترجم، مفسر ورزشی، مدیر و راهنمای فدراسیون های کوهنوردی و اسکی در ایران و اروپا، دارنده مدال کشوری به علت رشادت و قهرمانی، نخستین مربی کوهنوردی کشور، آموزگار و مربی تمام مربیان کوهنوردی و پایه گذار کوهنوردی علمی و سنگنوردی در ایران و شایسته نام گذاری پنجمین دوره ورزش کوهنوردی کشور به نام وی می باشد. این دوره کوهنوردی، از پر بارترین ادوار تاریخ کوهنوردی ایران به شمار می رود، در این سالها ورزش ما شاهد پیشرفت ها، تحولات و انواع دگرگونی بود و کوهنوردی تا دورترین نقاط گسترش یافت. استاد محمد کاظم گیلان پور از نخستین افراد ایرانی بود که راه قسمت شمالی علم کوه از طریق سیاه سنگ را همراه محمد پروری و جلیل کتیبه ای گشود. استاد محمد کاظم گیلان پور هم اکنون در کشور آندورا، به تدریس اسکی اشتغال دارد. [4]عامر ازوجی 

پایگاه اینترنتی کوهنوردان کلار دشت.

 

 

کاظم گیلان پور  علاوه بر اولین صعود وشناسائی های قله های ایران وبخصوص البرز وبخصوص منطقه علم کوه

واجرای کلاسهای مربیگری کوهنوردی واسکی

در ترجمه

کتاب کوهنوردی پیروزی بر اورست

کتاب پیروزی بر اورست

و

           ساخت اولین پناهگاه کوهنوردی ایران در ارتفاعات توچال(اسپید کمر)

            خدمات بزرگی از خود بجای گذاشت که به تفصیل در مورد انها مطلب تهیه وتقدیم میشود.

بخش اول کتاب پیروزی بر اورست

وبخش دوم ساخت پناهگاه اسپید کمر بعنوان میراث وبادگاری از پیشکسوتان وبزرگان کوهنوردی کشور

 

 

کتاب پیروزی بر اورست

ترجمه استاد بزرگ و اولین مربی کوهنوردی ایران

کاظم گیلان پور

ترجمه و تألیف استاد کاظم گیلان پور اولین مربی کوهنوردی ایران ، کوهنورد برجسته و پیشرو و اسکی باز و...

این کتاب تلاشهای بسیار ارزنده کوهنوردان در طول صد سال برای صعود قله اورست را بیانگر است و در آن زمانها ( ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال پیش ) با چه امکانات و کمبودها و مشکلات و با عزم و اراده پولادیش برای صعود بلندترین قله جهان تلاش و چه جان های گرانبهایی در این مسیر از دست دادند و بالاخره در سال ۱۹۵۳ موفق به صعود این قله شدند ( هیلاری و تنسینگ )

من سه بار این کتاب را خریداری و مطالعه کردم و از بس کتاب خوبی بود آن را بردند و برنگرداندند .

در این کتاب ما با تجربیات بسیاری گرانبهایی روبرو می شویم که تا نخوانی نمی دانی

من خواندن این کتاب را به هیمالیا نوردان جوان توصیه می کنم.

 

 

 

جندتن از اعضای هیئت اورست سال 1924 از جپ به راست.مورشید.مالوری.سامرویل ونورتن

مقدمه کتاب پیروزی بر اورست.(کاظم گیلانپور)

سی و دو سال بود که بشر در پای اورست تلاش می کرد ، با روشهای گوناگون بر این قله یا قله سفید پوش حمله میبرد و پیروز نمیشد اما هیچگاه نیز از پای نمی نشست و حتی فکر انصراف از ادامه این تلاش را بسر راه نمیداد

بعید نیست هنگامی که کولاکهای نابودکننده اورست کوهنودران را حتی از انجام ضروری ترین احتیاجات اولیه یعنی نفس کشیدن باز می داشته موقتاً این فکر به سر آنها راه یافته باشد که دیگر به آن جهنم ( جهنم سفید ) باز نگردند ولی همینکه آسایش خود را بازیافته و اندکی می اندیشیدند تصمیم می گرفتند بهر قیمتی که باشد اراده ی خود را بر این بلندترین آسمان خراش روی زمین تحمیل نمایند.اما از این کار چه سودی حاصل است

مالوری که چندین بار به اورست حمله برد و سرانجام در ۱۹۲۴ نزدیک قله آن وضع اسرار امیزی جان داد این ( معنای بزرگ ) را فیلسوفانه در قالب جمله ای ( خیلی کوچک ) بیان داشت وقتی که از او پرسیدند ( اینهمه تلاش که در این راه می کنید برای چیست ؟ ) پاسخ داد دلیلش آن است که ( اورست آنجا هست ) یعنی اگر اورست نبود ما با آنجا نمی رفتیم یعنی چون اورست درروی کره ی ماست ما ساکنین کره ی زمین باید آنرا بشناسیم و نباید اجازه دهیم با این همه پیشرفتهایی که کرده ایم هنوز هم نقطه یا نکته مجهولی در روی کره زمین باقی باشد.

یعنی اینکه بشر با اینهمه اراده و ابتکار و عقل نباید مقهور (یک مشت سنگ و یخ) گردد. و بالاخره اینکه انسان باید نشان دهد که از این توده ی جاندار پوست و گوشت و استخوان چه معجزه هایی بوقوع می پیوندد و اراده بشر تا کجا می تواند پیش برود و از همه مهمتر آنکه اورست نقطه ای دور افتاده و دست نخورده و مرتفعترین نقاط روی زمین است باید دید ساختمان این کوه چگونه است؟ آیا گیاه در آن میروید؟ در ارتفاع زیاد آن آیا موجودی می تواند زندگی کند ؟ آیا انسان از لحاظ تنفس و فشار هوا در روی این کوهستان دچار مضیقه نخواهد شد؟ تا چه ارتفاعی می تواند بطور عادی زندگی کند؟ از آنجا بالاتر چگونه باید زیست نماید؟

بنابراین می بینیم که در پاسخ (پاسخ کوچک) مالوری معانی بزرگی نهفته است و از سال ۱۹۲۱ تا ۱۹۵۳ یعنی دورانی که بشر برای کشف و فتح اورست رنج می برد همه اش سعی داشته که باین پرسش ها پاسخ دهد زیرا تا موقعی که جواب یکایک آنها را نمی یافت نمی توانست سر تیز و برف یخ زده ی قله ی آن کوه را لگدمال خویش سازد.

اگر امروز به سازمان اولین هیئت که در ۱۹۲۱ به اورست رفت بنگریم خیلی ابتدایی و خنده آور بنظر می رسد. آنها تقریباً با لباس و وسائل عادی به کوه رفتند ولی به تدریج تجربیات پر ارزش هر هیئت در دسترس (جنرال سرجان هونت) با چه دستگاه منظمی عازم اورست شده و فاتح می شود و به یکی از آرزوهای دیرینه بشر جامه عمل می پوشاند.

کتاب ( پیروزی بر اورست) را زا آن رو ترجمه و تألیف نمودم که دیدم تا کنون در هیچ یک از حوادث دنیائی اراده بشر تا این حد تجلی نکرده و معجزه نشان نداده است. سرسختی شگفت آور و مداومی که در این راه نشان داده شده نمونه است، در این باره بشر آنقدر تلاش کرده و رنج برده که داستان کشف قطبهای شمال و جنوب را کاملاً تحت الشعاع قرار داده است زیرا این دو قطب در نخستین حمله ها در مقابل بشر سر تسلیم فرود آوردند در حالیکه در اورست ده هیئت انگلیسی و یک هیئت سوئیس و سه حادثه جوی عجیب (منفرداً) د رمدت سی و دو سال کوشش کردند و رنج بردند و چندین زخمی و کشته دادند تا به نتیجه رسیدند و از این رو مردم دنیا اتفاق عقیده دارند که د ربین همه ی حوادث جهان اورست (بزرگترین حادثه)بوده است

از این جهت به چاپ این کتاب پرداختم که آنرا برای افراد غیر کوهنورد یک داستان جالب حقیقی زنده و برای کوهنوردان یک درس مفید و بزرگ شناختم. انچه که در این کتاب کوهنوردان بخصوص باید خیلی به آن توجه نمایند طرز سازمان دادن کارها مربوط به یک مسافر دور و دراز و سخت ، چگونگی مقابله با حوادث طبیعی است صبر و اراده و پشتکار است که برای صعود به قله این کوه بکار رفته است. و بالاخره حس فداکاری و از خود گذشتگی واقعاً شگفت آوری است که یکایک افراد هیئت از خود نشان می دهند.

شوخی نیست که چهارصد نفر کار می کنند و تا ارتفاع ۸۵۰۰ متر تلاش می نمایند و عده ای از انها حتی جان خود را می دهند برای اینکهخ فقط (دونفر) به قله برسند، یعنی ۳۸۸ نفر زحمت می کشند ، همه گذشت می کنند ، شاید همه آنها هم برای تحصیل پیروزی نهایی شایستگی داشته باشند ولی از این افتخار هم می گذرند و کاملاً نفع خود را فدای نفع همه می کنند تا تنها دو نفر رفیقشان به هدف برسند و تا مشکلی حل شود.

اینجا هست که می بینیم موضوع اورست تنها بار بردن تا ارتفاع ۸۵۰۰ متر ، نفس نفس زدن ، از سرما منجمد شدن ، جان دادن و بالاخره فقط صعود به قله آن نیست بلکه از نظر معنوی نیز درس واقعاً بزرگی است و از این رو خواندن ان برای همه کس اگر چه از نظر کوهنوردی هم نفعی نداشته باشد سودمند است و من اطمینان دارم که خواننده هر نوع اخلاق و روحیه ای که داشته باشد ضمن خواندن این کتاب بارها دجچار تأثر و هیجانات شدید روحی خواهد شد و پس از اتمام آن چشمها را بر هم گذارده ابتدا تمام صحنه های صعود به اورست را همچون فیلم از برابر نظر خواهد گذرانید و آنگاه بر اراده و فداکاری همه افرادی که در این حادثه بزرگ شرکت داشته اند درود خواهد فرستاد و سرانجام پیش خود تصمیم خواهد گرفت که مانند آنها د رتمتم مراحل زندگی خویش از خود بردباری و شکیبایی نشان داده و در دنبال کردن مقصود آنقدر پا فشاری نماید تا شاهد پیروزی را در آغوش گیرد. 

                                                                کاظم گیلان پور

 

    

تنسینگ (شرپا) و هیلاری اولین صعود کنندگان قله اورست

 

جورج مالوری

تنسینگ و هیلاری صعود قله اورست سال ۱۹۵۴

                                 مالوری چه سختی ها برای اولین صعود اورست کشید.

                                 مالوری قهرمان بزرگی که اورست را صعود و هرگز برنگشت

 

اعضاء تیم سال ۱۳۲۱ ایستاده از چپ ولاستون ، هوارد بارک ، هرون و رایون

نشسته از چپ مالوری ، ویلر ، بلوک و مورشید

                                              با جه امکاناتی صعود میکردند.

تنسینگ و هیلاری اولین فاتحان قله اورست

  ای کاش این کتاب نایاب  را فدراسیون کوهنوردی ایران تجدید چاب می کرد.

  ازآقای زارعی رئیس فدراسیون که خودش اورست را صعود کرده میتوان انتظار

  داشت.


 

       ادامه      قله اورست  
    

«جرج مالوري» قهرمان كوهنوردي بود كه در سال 1924 در تلاش براي رسيدن به قله اورست، در چند صد متري مانده به قله و يا حتي شايد در بازگشت از آن از پاي درآمد و جسدش تا سال 1999 يعني 75 سال بعد نامكشوف در آن سرماي هميشگي مانده بود. نقل است كه خبرنگار نيويورك تايمز از اين كوهنورد پرسيده بود كه از چه رو مي خواهد قله اورست را فتح كند و او جواب داده بود؛ چون كه آنجاست! اگرچه در صحت انتساب اين سخن به جرج مالوري ترديدهايي ابراز شده اما اين چند واژه ساده نه تنها نهايتا تبديل به يكي از معروفترين جملات در جمع مشتاقان كوهنوردي در تاريخ تمام سال ها شده، بلكه به عنوان فرازي كوتاه كه روح زمانه مدرن ما (Zeigeist) را به تصوير مي كشد نيز معروف شد و تفسيري از روح مدرنيته كه سخت مشتاق آن است كه به هر قيمتي بر تمامي زواياي طبيعت چيره شود به دست داد. در آموزه هاي مكاتب مختلفي كه به بنيان هاي اخلاقي محيط زيست گرايي مي پردازند همين رويكرد مهاجمانه و چيرگي جويانه است كه مسئوليت اخلاقي تخريب هاي روا شده بر محيط زيست را بر گردن دارد. رويكردي كه در گفتمان و ادبيات خود صرفا واژگاني براي تسلط و مصادره به مطلوب دارد و چيزي از همسازي و هماهنگي نمي داند و يا نمي گويد، مثال از كارنامه زيست محيطي اين روحيه فراوان مي توان زد چه در ابعاد جهاني آن و چه در ابعاد سرزميني آن. طرفه اين كه بسياري از اين دست اندازي ها و تسلط جويي ها به نام توسعه انجام مي شود و البته نه توسعه اي پايدار. به عنوان نمونه مي توان از طرح هاي گزاف انديشي همچون تغيير مسير رودخانه هاي جاري به درياچه آرال در شوروي سابق به جهت كشت مزارع پنبه كه به خشكي اين چهارمين درياچه بزرگ دنيا و يك فاجعه زيست محيطي بنيان كن تبديل شد نام برد و يا براي نمونه هاي كوچكترش به مثال هاي سرزميني آن اشاره كرد. بياييد با خود صادق باشيم، اين روح تسلط و چيرگي در ميان ما و روزگار ما نيز بي قيد و لجام گسيخته جريان دارد. در وراي مجموعه مرتبط با توسعه همچون ساخت راه، زدن سد، احداث مسكن و كارخانه و غيره كه البته همگي جذاب هستند به راحتي مي توانيم آن سويه چيرگي جويانه مان نسبت به طبيعت را ببينيم. به سادگي مي توان ديد كه بسياري از دست اندركاران و سياست سازان ما وقتي در اين داستان ها صحبت مي كنند هيچ نشاني از همسازي و همزيستي و هماهنگي با محيط زيست در سر ندارند. محاسبات سود و فايده اين طرح ها، پارامتر ثروت هاي زيست محيطي را در خود لحاظ نكرده و يا لحاظ كردن آن تشريفاتي و كم مايه بوده است. ما راه مي سازيم براي چيرگي بر فاصله ها و عوارض طبيعت اما نه همسازيم و نه هماهنگ با طبيعت، پس مثلا«جنگل ابر» ما قرباني اين سلطه طلبي ناهماهنگ ما با طبيعت مي شود. ما سد مي سازيم براي چيرگي بر منابع گسترده آب هاي جاري اما نه همسازيم و نه هماهنگ با طبيعت، پس زيست بوم آن حوزه آبريز ما دچار خسارات جبران ناپذير مي شود. ما شهرك مي سازيم براي سكونت انسان ها و حتي براي چيرگي بر زيبايي طبيعت، آن را در يك منطقه زيباي حفاظت شده مي سازيم تا به ازاي محروميت يك سرزمين از اين ثروت ملي چند نفر از منظري زيبا بيشتر بهره مند شوند. در پس تمامي اين رفتارهاي ما روحي قرار دارد كه مي خواهد بر تمامي عرصه ها و ثروت هاي طبيعت چيره شود و آن را به تسخير خود درآورد حتي كه اگر هزينه اين تسخير نابودي خود موضوع و ماجرا باشد. تفكر«چون كه آنجاست؟» حتي اگر دليلي مبارزه جويانه و جذاب باشد باز يك چرايي پايدار و سالم نيست. هزينه هاي واقعي اعمال ما در اين رويكرد و طرز تفكر هيچ وقت محاسبه نمي شود و نتيجه اش آن مي شود كه مي بينيم. زماني كه از ادموند هيلاري در مورد صعود ناموفق جورج مالوري پرسيدند پاسخ داد: «... آنچه مهم است پايين آمدن است، يك كوهنوردي كامل در واقع رسيدن به قله و بعد به سلامت به پايين آمدن است». ما نيز به اين نگاه كنيم كه در عرصه هاي محيط زيست و توسعه كه سعي در چيرگي بر قله هاي آن داريم امكان پايين آمدن سالم از آن قله را نيز داشته باشيم و گرنه همچون جرج مالوري موفقيتمان بر باد رفته است.

جمله مشهوری درباره مالوری وجود دارد.یک بار از او پرسیده بودند "چرا شما می خواهید اورست را فتح کنید؟" که او پاسخ داده بود "برای اینکه آنجا است"! این چهار کلمه مشهورترین کلمات بین کوهنوردان هستند. البته اخیرا درباره اینکه آیا این کلمات گفتهً خود مالوری بوده یا اینکه زادهً خیال پردازی یکی از روزنامه نگاران آن زمان بوده شک و شبهه بوجود آمده است.

برادر مالوری نیز مانند خود او در حادثهً کوهنوردی در کوه‌های آلپ فرانسه در گذشت.

 

 درتهیه این مطالب از نوشته های آقای داوود محمدی فر.عامر ازووجی وسایر اطلاعات اینترنتی وکتاب پیروزی بر اورست استفاده شده است.

                                                          نعمت اخضری 22شهریور 1395

                     مطلب با گزارش ساخت پناهگاه اسپید کمر ادامه دارد.

 

 

رشته کوه جوپار ۱۳۵۱

 

                               رشته کوه جوپار ۱۳۵۱                                     

                                                                 به یاد فریدون اسماعیل زاده

 

                                  

                                                رشته کوه جوپار          

            اولین صعود قلل منطقه جوپار    ۱۳۵۱  

تهیه و تنظیم از : نعمت اخضری  کوهنورد همدان ومدرسه عالی بازرگانی تهران

با همکاری: آقایان فریدون اسماعیل زاده و حسین حلیمی  کوهنوردان همدان

رشته کوه جوپار در جنوب شرقی کرمان در جهت شمال غرب به جنوب شرق کشیده شده و دارای چهار قله  مهم است که به ترتیب از شمال غربی به جنوب شرقی عبارتند از :

1- کوه صفه در جنوب دهکده جوپار

2- تل خاکی ، هم ارتفاع صفه (این دو را کوه جوپار نیز می گویند که منظور از آن کوهی است که به دهکده جوپار تعلق دارد ومشرف میباشد.

3- قله سه شاخ یا سه شاخ بزرگ  (لک غار )

4- کوه بلوچی ، که شاید به این علت که در قسمت جنوب و شرق آن ساکنین دهکده ها  بلوچ باشند به این نام نامیده می شود .

در فاصله دو قله مهم لک غار و بلوچی قله ها و سوزنی های متعددی قرار دارد که از آن جمله :

قله ای به نام سه شاخ کوچک مي باشد ، اگر قله صفه را که مشرف بر قریه جوپار است و قله بلوچی که بر دهکده کهنوج مشرف است کنار بگذاریم ،قلل دیگر به اضافه کوههای تاوه و ارچنگ بید همگی در اطراف میدان یا چالی قرار گرفته اند که مبدا صعود تمام قلل نامبرده به استثنای قله صفه است .

مناسب ترین محل برای چادر زدن کوهنوردان  و آغاز صعود در قسمت جنوب شرقی این میدان است که پای بیدها نام دارد در این مکان بعدها جان پناهی ساخته شده است و سه جوی کوچک در آن نزدیکی بهم میپیوند ند و آب آشامیدنی لازم را برای کوهنوردان تامین می کنند . ضمنا باید تذکر داد که همین آب رابوسیله جوی به ده قناتغستان هدایت می کنند وچون زمینهای اطراف شنی است و آب را به خود می کشد چند نفر در روزهای تابستان در همان نزدیکی اقامت می کنند (محل پای بیدها )که آب را گل الود کرده تا در مسیر خود تا قناتغستان کمتر بر زمین فرو برود . فاصله محل پای بیدها تا قناتغستان 8 ساعت راه است که قسمتی از آن در بستر خشک رودخانه که از کوه جاری است میگذرد و نیز معبری بنام گدار سرخ که بر سر راه آن قرار گرفته که برای حرکت چارپایان مشکل است . و در انتهای این راه قسمتی از رودخانه است بنام خندق خرپران که معمولا بارهای کوهنوردان را تا اینجا بر پشت الاغ آورده و از آن به بعد تامحلی که دارای درختان  بید میباشد ونزدیک یک ساعت طول می کشد را باید خود کوهنوردان وراهنمایان حمل کنند . همانطوریکه گفته شد این محل مناسب ترین محلی است که می توان از آن به تمام قلل مرتفع جوپار به استثنا ی صفه صعود کرد . البته بعضی از قلل از این محل نمایان نیستند و نمی توان گذرگاه درستی  را برای صعود پیدا کرد . اما این اشکال مهمی نیست و آن را می توان با  (1الی 2 ساعت صعود از قسمت شرقی میدان بنام کوه تاوه رفع کردو از بالا قله كوچك تاوه مسير قلّه ها را مورد بررسي قرار داد

ما برنامه خود را به دو قسمت تقسیم کردیم :

قسمت اول صعود به دو قله مهم تل خاکی یا کوه جوپار و سه شاخ بزرگ یا لک غار که هر دو در شمال غربی میدان و نزدیک بهم هستند .

قسمت دوم : صعود به قله های سه شاخ کوچک و بلوچی و تافک سفید و چند قله و سوزنی بینن سه شاخ كوچك و بلوچی

در قسمت اول چون ما با بررسی مسافتها یک شب ماندن را در کوه الزامی تشخیص دادیم وسایل خواب و خوراک دو روزه را همراه برداشته و صبح روز دوشنبه 6 شهریور ماه بسوی سه شاخ بزرگ یا لک غار حرکت کردیم این همان قله ای است که از ده قناتغستان بصورت سه شاخ سنگی و بسیار زیبا و با عظمت نمایان است و کوهنوردان  و تمام اهالی به استثنای کسانی که در پای این کوهها بز می چرانند ،آنرا سه شاخ می گویند . حرکت از پای بیدها تا آخر دره ای که برای صعود به این قله بهترین مسیر محسوب می شود که 4 ساعت طول کشید.

در تمام مسیر تنها یک چشمه کوچک برای استفاده و آشامیدن آب موجود است که از پای بیدها تا این چشمه تقریبا 5/2 ساعت (دو ساعت ونیم ) راه است . از این محل تا خود قله در موقع صعود ما فقط در عمق یک دره برف وجود داشت . بنابراین آب مورد نیاز باید از همان چشمه سرراه یا از مبدا حرکت برداشته شود. از انتهای دره که مسیر بطرف شمال میپیچد تا گردنه سه شاخ که به چهارگرد نه معروف است 5/1 ساعت(یک ساعت ونیم) و از چهارگردنه تا قله 1 ساعت راه است (با حرکت سریع) بنابراین از پای بیدها تا قله 5/7 ساعت (هفت ساعت و نیم) راه است که 5/5 ساعت (پنج ساعت و نیم) آن با وسایل سنگین شامل غذای دو روزه ،وسایل خواب ، چادر و وسایل فنی باید پیموده شود و 1 ساعت هم بدون کوله پشتی و مدتی هم برای عکاسی و استراحت منظور شده است .

این قله که مهمترین و زیبا ترین قلل جوپار است در سال 1347 شمسی توسط آقایان :سامی زاده ،دانایی،ضرغام و مداحی صعود شده (تاریخ دقیق صعود 19/5/1347)

کوه دوم قله جوپار (قله تل خاکی ) از چهار گردنه دره ای به طرف شمال کشیده می شود که در قسمت پایین تنگ و صعب العبور است .  فروداین دره سه ساعت طول می کشد تا به رودخانه ای تقریباخشک که حد فاصل بین قله سه شاخ و تل خاکی است منتهی می شود . این رودخانه آغاز صعود به تل خاکی است . از اینجا تا قله 2 ساعت راه است که مسیر آنرا به این ترتیب می توان مشخص نمود . اگر یال متصل کننده بین 2 کوه را مبدا قرار دهیم دره دوم بهترین راه صعود به تل خاکی است . راه برگشت  به علت برخورد به دیواره های عظیم از کف رودخانه باید حدود یک ساعت به طرف شمال یعنی بر خلاف جهت مبدا حرکت (پای بیدها) حرکت کرد تا به راهی که از بالای خندق خرپران می گذرد (از غرب به طرف جنوب آن)رسید . راه بازگشت از قله تل خاکی تا پای بیدها حدود 5/4 ساعت (چهار ساعت و نیم )طول می کشد.

 قسمت دوم شامل صعود به قلل جنوبی میدان است که گفتیم قله بلوچی و سه شاخ کوچک و چند قله دیگر در آن سمت است . از جمله آن قلل ،قله ای است که ما آنرا سه شاخ کوچک می نامیم و در بالای آن قله ای است که آنرا برج سه شاخ می نامیم و نزدیک به 45 دقیقه راه عادی ،از این قله بلندتر است . به هر حال صعود به برج سه شاخ از پای بیدها 5 ساعت است که تمام راه همراه با سنگ نوردی است . راه ساده ای که برای صعود مناسب است از طرف غرب آن است که به گردنه واسط بین این قله و یک سوزنی به طرف بلوچي منتهی می شود . راه صعود ما از جبهه شمالی آن که روبروی خود قله است و قبلا هم عده ای از افراد گروه كوهنوردي کاوه آنرا طی کرده بودند   می گذرد . به هر حال بعد از این قله ، دو قله دیگر که به ترتیب بلندتر از قله اول می باشند و متاسفانه به علت نبودن راهنما نتوانستیم اسامی آنها را بدانیم صعود نموديم به هر حال از نوک برج سه شاخ کوچک تا گردنه بلوچی 2 ساعت راه است .

این گردنه مشرف بر جنوب کوههای جوپار است و از آنجا کوههای هزار و لاله زار و ... از فاصله ی دور دیده می شوند .

فاصله ی این گردنه تا قله بلوچی 1 ساعت و 20 دقیقه است. این قله مشرف بر روستاي گودر و کهنوج است و بخش راین در قسمت جنوبی آن قرار گرفته .

به احتمال قوی قلّه بلوچی بلند از  قله سه شاخ است . زیرا اگر مدت راه پیمایی از پای بیدها تا قله ها را وسیلهْ  سنجش غیر دقیق قرار دهیم با اینکه برای صعود به سه شاخ بزرگ بارها سنگین و طبیعتا حرکت کند تر و با استراحت بیشتری همراه بود صعود آن 6 ساعت به طول کشید ،در حالی که صعود به بلوچی با وسیله ی سبک و طبیعتا استراحت کمتر 7 ساعت و 20 دقیقه طول کشید . راهنمای محلی کوهها که عیسی نامیده می شد با این عقیده همراه بود.

ولی چشم نمی تواند از روی هر کدام از سه قله ی جوپار ،سه شاخ و بلوچی به طور مشخص تعیین کند کدام مرتفع تر است . امیدواریم گروههای بعدی با وسایل مجهزتر و از جمله ارتفاع سنج دقیق به این قله ها صعود و اشکالاتی را که برای ما لاینحل مانده حل کنند.

در نزدیکی قله بلوچی یک سوزنی به فاصله ی تقریبا نیم ساعت از قله اصلی قرار دارد ،که به علت بریدگی اطرافش و زیبایی آن صعودش خالی از لطف نیست . گویا قبل از ما دو کوهنورد لهستانی آنرا صعود کرده اند که فقط یک سنگ چین کوتاه از خود به جای گذاشته بودند. این سوزنی را تافک سفید می گویند .

قله ی بلوچی شرقی ترین قله ای است که از میدان اصلی قابل صعود است . این قله در جنوب شرقی میدان است و همانطور که گفته شد به فاصله ی سه ساعت راه از قلل مشرف به میدان قرار گرفته .

در قسمت شمالی آن چاهی است که آبهای آن به طرف کهنوج سرازیر می شود و 2 گردنه با میدان اصلی فاصله دارد . راه برگشت از قله بلوچی به گردنه بلوچی و از آنجا سرازیر شدن به پایین دره است که این دره به چال بلوچی می رسد .

برای رسیدن به چال سه شاخ یا مبدأ صعود باید گردنه فاصله دو کوه را پیمود و از آنجا به طرف پای بیدها سرازیر شد که خود 5 ساعت وقت می گیرد و ما به علت اشتباه كوچكي و برخورد به شب این راه را در مدت بیشتری پیمودیم، زیرا در تاریکی مجبور بودیم صخره ها و بریدگی ها را با حمایت و سرعت کمتر از روز طی کنیم . بهتر است مسير رودخانه را تا پاي بيدها ادامه داد.  

برای جلوگیری از این مشکل یعنی برخورد با تاریکی باید برنامه آنروز را تا آنجا که ممکن است از صبح خیلی زود شروع کرد و سرعت عمل لازم را به کار برد تا قبل از تاریک شدن هوا صخره های سخت پشت سر گذاشته شده باشد.

برگشت از پای بیدها به ده قناتغستان 8 تا 10 ساعت وقت می گیرد که علت زیاد طول کشیدن وقت، نبودن باربر است .

 

سه شاخ کوچک 

 

 

خط الراس جوپار از بلوچی 

 

  

 

 

 

سه شاخ کوچک 

قله تل خاکی 

سوزنی سه شاخ کوچک 

 

قله بلوچی  

  

قله تافک سفید 

 نکات قابل توجه برای صعود قلل جوپار:

1- مدت اجرای برنامه کلا بستگی زیادی دارد به نیروی افراد ،فنی بودن ،موقع شناسی و تعداد آنها می توان حدس زد که یک گروه محدود و قوی از زمان حرکت از قناتغستان و برگشت بهمان ده 6 روز وقت لازم دارد . به این ترتیب یک روز از ده قناتغستان تا پای بیدها ،روز دوم از پای بیدها تا قله لک غار و چهار گردنه ،روز سوم از چهار گردنه به قله تل خاکی و برگشت به محل بیدها (جای چادر) روز چهارم برنامه استراحت باشد . روز پنجم که با فعالیت شدید همراه است صعود به قله های سه شاخ کوچک ،برج سه شاخ ودو قله فاصله سه شاخ کوچک و بلوچی و قله بلوچی و تافک سفید و برگشت به پای بیدها روز ششم برگشت از پای بیدها به ده قناتغستان.

2-بهترین زمان برای صعود اواخر بهار و اوایل تابستان به علت روزهای طولانی و وجود برف و آب میباشد.

3-کوههای جوپار بر خلاف نوشته های پیشین از نظر وجود جانوران و حیوانات خطرناک نیست و فقط بز کوهی و احیانا مار وجود دارد ،پلنگ هم قبلا وجود داشته که شکارچیان نسل آنها را بر چیده اند .

از نظر دامپروری دامداران و چوپان ها فقط بز چرانی به عمل می آورند . یکی از گیاهان مهم این کوه آنغوزه می باشد که منبع درآمدی برای اهالی است .

محصولات کشاورزی در دامنه ها و اطراف  این کوهها بیشتر گندم به عمل می آید.نوع سنگها همه از سنگهای آهکی می باشد و دربعضی قسمتها سنگهای جوشی نیز مشاهده می شود .

یک نکته ی مهم دیگر وجود وسایل فنی (طناب ،میخ،کارابین و چکش)  ضروریست . دوربین چشمی و وسایل حمل آب به مقدار کافی و چادر لازمه انجام برنامه است.                                                       

                  مهر  1351       فریدون اسماعیل زاده نعمت اخضری

توضيح 1 - اطلاعاتي كه ما را تشويق به صعود قلل منطقه جوپار كرد گزارش مرحوم اجل بود كه در سالهاي خيلي گذشته با همه مشكلات و عدم امكانات جوپار را صعود كرده و شرح گزارش آن را در مجله شكار و طبيعت نوشته و افتخاري بود كه همراه با آقاي فريدون اسماعيل زاده پا را در جاي پاي محمود اجل گذاشته و يك صعود خوب در اين منطقه داشتيم كه شايد براي اولين بار بوده است .

توضیح 2 - گزارش فوق در پاییز 1351 تهیه و تنظیم و تکثیر گردیده و در سال 1389 مجدداً تجدید تایپ گردیده .

توضیح 3 - صعود خط الراس فوق برای اولین بار انجام شد و در سالهای بعد ( قبل از انقلاب ) آقایان فریدون اسماعیل زاده ، امین برق لشکری و اکبر مسلم خانی و ... موفق شدند در ایام عید صعودهای بسیار خوب و ارزنده ای در این منطقه داشته باشند و در یک هوای سرد و برف زمستان چندین قلّه جوبار را صعود نمودند و حتی دو شب مانی بدون پیش بینی قبلی روی خط الراس داشته اند که یادشان را گرامی میداریم .

 

 

       

   چگونه میتوانم فریدون اسماعیل زاده را فراموش بکنم ازبزرگی او.تجارب اوومرام کوهنوردی وعشق به کوه او بهره ها بردم .دوران رشد کوهنوردیم را با او طی کردم.در اجرای برنامه چقدر مواظب هم بودیم و.......

45 سال از این صعود تاریخی گذشته است

                                  یادش گرامی و روحش  شاد.

 

                                                   نعمت اخضری   .15شهریور1395

                                                                 گزارشات جوپار ادامه دارد

 

 اخبار هیمالیا


دکی2 امسال اجازه صعود نداد.
اصعود سرعتی اورست از جبهه شمالی دربدترین فصل           نقل ازآلپ سولدوز
 

کوه نوردان حاضر در بیس کمپ K2

K2 دوباره راه صعود رو به کوه نوردان حاضر در این قله بست و به نظر می رسه برای دومین سال متوالی شاهد هیچ صعودی به قله K2 نخواهیم بود. طبق گزارش سایت Pythom روز شنبه بهمن عظیمی کمپ سه K2 را درنوردید که تمامی چادرها رو تخریب کرد و تجهیزات و غذا و کپسول های اکسیژن را با خود برد. در این حادثه کلیه طناب های ثابت گذاری شده در زیر بهمن مدفون شدند. اما خبر خوش در این حادثه اینه که هیچ حادثه ای برای کوه نوردان اتفاق نیافتاده است. محمد علی از باربران ارتفاع می گوید که این حادثه می تونست ابعاد فاجعه باری داشته باشه اگر 12 نفری که او بالا بودند قبل از بهمن به کمپ دو برنگشته بودند. او می گوید سه سال پیش بود که کوه نورد باتجربه مارتی اشمیت و پسرش از نیوزلند درست در همین کمپ با بهمن مواجه شده و به پایین سقوط کردند که جسدشان هم هیچوقت پیدا نشد.

سه کوه نورد صعود کرده به نانگاپاربات

در همین حال چند صعود موفق در نانگاپاربات گزارش شده و تلاش نهایی برای صعود برودپیک نیز ادامه دارد. فرران لاتوره (Ferran Latorre)، هلیاس میلرو (Helias Millerioux) و بویان پترو (Boyan Petrov) دیروز از کمپ چهار در ارتفاع 7،200 متر در جبهه کینشوفر صعود خود را به سمت قله آغاز کردند و موفق شدند ساعت 3:30 دقیقه بعد از ظهر به قله برسند و با موفقیت ساعت 9 عصر به کمپ چهار بازگشتند. البته هنوز اطلاعات دقیق از جزئیات صعود این سه نفر ارسال نشده است. در صورت صحت این صعود این صعود سیزدهمین صعود بدون اکسیژن کوه نورد اسپانیایی یعنی فرران لاتوره می باشد.

در برودپیک نیز هوای بد و باد مانع پیشروی تیم ها شده و کوه نوردان رو از ارتفاع تقریبی 7،800 متری بازگردانده. این تیم که بعد از 11 ساعت 600 متر اوج گرفته بودند در نزدیکی کول (7،800 متری) با تغییر ناگهانی هوا روبرو شده و مجبور به بازگشت به کمپ سه شدند. با این حال اسکار کادیاک کوه نورد اسپانیایی به کمپ دو بازگشت و عصر همان روز به کمپ سه صعود کرد و در حال حاضر (در زمان پست اصلی) و با توجه به موقعیت جی پی اس او باید در ارتفاع 7،900 متری باشد.

در گاشربروم ها چند کوه نورد در حال تلاش در مسیر نرمال گاشربروم دو هستند و تیم چک نیز در حال آماده شدن برای تلاش مسیر جدید در گاشربروم یک هستند.

تیم اسپانیایی تیغه جنوبی گاشربروم دو صعود خود را نیمه تمام رها کردند ولی در مسیر نرمال چند کوه نورد ایرانی و آمریکایی در حال تلاش هستند که انتظار می رود امروز به قله برسند. (در خبرها هم آمده بود که آرمان حداد از گیلان امروز موفق به صعود گاشربروم یک شده است که این صعود رو به ایشون تبریک میگیم.)

کوه نوردان لهستانی در گاشربروم یک ناموفق بودند و پس از صعود به کمپ دو و یک روز گرفتار هوای بد شدن به کمپ اصلی بازگشته اند و انتظار می رود سفر بازگشت خودشون رو شروع کنند. اما دو کوه نورد اهل چک دوره همهوایی خود در مسیر نرمال گاشربروم یک را به پایان رسانده اند. آنها تا ارتفاع 7،500 متری پیش رفتند. کوه نوردان چک حالا به بیس کمپ بازگشته استراحت می کنند و منتظر پنجره هوایی برای شروع صعود آلپاین از مسیر جبهه جنوب غربی می شوند.

منبع خبر و تصویر: Pythom

 

برچسب‌ها: قره قروم پاکستان, K2, گاشربروم ها, برودپیک, نانگاپاربات
نوشته شده توسط آلتای  در ساعت 1:4 | لینک   | 
نظر شما
 

Kilian Jornet 

کیلیان ژورنت (Kilian Jornet) و ژوردی توساس (Jordi Tosas) هر دو از اسپانیا یک هفته دیگه راهی اورست می شوند تا یک رکورد صعود سرعتی را در این قله به نام خود به ثبت برسانند. این دو اسپانیایی قصد دارند از جبهه شمالی یعنی تبت اقدام به صعود کنند.

طبق گزارش سایت Pythom و سایت شخصی استفان نستلر یعنی Adventure Sports روز یکشنبه 7 آگوست کیلیان و همنورد هموطنش ژورنت قصد دارند اورست را از مسیر نه چندان پراستفاده تبت و نه به شیوه همیشگی بلکه سرعتی، بدون کپسول اکسیژن، بدون شرپا و سبک بار و جالب تر از همه در فصل بارش های موسمی شدید یعنی Monsoon صعود کنند. 

جالب اینجاست که کیلیان 28 ساله تا به حال به ارتفاع بالای هشت هزار متری صعود نکرده است. اما با نگاهی به کارنامه این کوه نورد، اسکای رانر (دونده کوهستان)، تریل رانر (دونده مسافت های طولانی در مناطق کوهستانی و کوهپایه) و اسکی باز کوهستان متوجه میشیم که رکوردهای زیادی در کارنامه کیلیان هست که به قسمتی از آن اشاره شده است:

 در پایان سال 2014 در عرض 8 ساعت و 45 دقیقه از ارتفاع 2،900 متری (در هورکونس (Horcones)) به ارتفاع 6،962 متری قله آکونکاگووا (Aconcagua) بلندترین قله در آمریکای جنوبی دوید و در عرض 4 ساعت فرود آمد که در کل رفت و برگشت به نقطه شروع 12 ساعت و 45 دقیقه طول کشید. 

در سال 2013 این کوه نورد یک متر و هفتاد و یک سانتی متری اسپانیایی در عرض 4 ساعت و 57 دقیقه مون بلان رو از شامونی صعود کرد و فرود آمد. کیلیان در یک صعود دیگر نیز در عرض 2 ساعت و 52 دقیقه از سمت ایتالیا به قله مترهورن صعود و فرود داشته است. 

وبلاخره او در تابستان 2014 در طول 11 ساعت و 48 دقیقه به قله 6،194 متری دنالی در آمریکای شمالی صعود و از آنجا با اسکی پایین آمده بود. دنالی یا همان مک کینلی مرتفع ترین قله آمریکای شمالی ست و  در آلاسکا قرار دارد.

 کیلیان در پروژه ای که به نام "قله های زندگی من" (Summits of my life) نام گذاری کرده قصد دارد این بار بلنترین قله ها رو صعود کنه. او می گوید: "اورست احتمالا یکی از سخت ترین صعودهایی خواهد بود که من تا به حال با آن مواجه شدم. این صعود یک تجربه آموزشی بزرگ خواهد بود تا بفهمم بدنم در ارتفاعات بالا چه واکنشی نشان می دهد و چطور شیوه آلپاین را در کوه ها عملی کنم. من چندین ماهه که برای این چالش آماده می شوم و خیلی مشتاقم تا آن رو شروع کنم." لازم به ذکره که کیلیان و تیمش جهت همهوایی چند روزی را فعلا در ارتفاع بالای 4،000 متری کوه های آلپ خواهند بود تا بعدا راهی آسیا شوند. کیلیان باور داره که چندین روز همهوایی در خود کوهی که قراره صعود کنه ممکنه باعث ضعیف شدنش بشه و با این روشی که هم اکنون داره با انرژی بیشتری راهی اورست خواهد شد و شانس بیشتری برای موفق شدن خواهد داشت.

Jordi Tosas

اما در نگاهی به کارنامه همنورد کیلیان یعنی ژوردی توساس (Jordi Tosas) چهل و هشت ساله می توان دید که او از کوه نوردان تاپ اسپانیا ست. ژوردی خودش رو یک صحرانشین یا چادرنشین کوه های این سیاره توصیف میکنه. او به فوت و فن تمام قله های هیمالیا و قره قروم آشناست. 

او در سال 2004 عضو تیم اسپانیا در صعود K2 بود و در این صعود آنها توانستند برای اولین بار مسیر Magic Line (مسیر جادوئی) که اولین بار در سال 1986 توسط یک تیم لهستانی صعود شده بود را تکرار کنند. این مسیر گفته میشه یکی از سخت ترین مسیرهای صعود در دومین قله مرتفع هشت هزار متری ست. بعدها توساس به تنهایی شروع به باز کردن مسیرهای نو در قلل هفت هزار متری پالونگ ری (Palung Ri 2006) و ژانو (Jannu 2007) کرد و متعاقبا مسیر نوی دیگری در جبهه شمالی قله هشت هزار متری چو آیو (Cho Oyu 2011) باز کرد که همگی هم سولو بودند.

ژوردی می گوید: "به لطف فصل بارش های شدید موسمی روزی که به قله اورست خواهیم رسید کسی به غیر از ما در قله نخواهد بود و طناب های ثابت گذاری شده هم زیر برف خواهند بود و بدین ترتیب اورست تنها یک شانس به تو خواهد داد."

این تیم دو نفر دیگر نیز در ترکیب خود خواهد داشت. فیلم بردار و راهنمای فرانسوی سباستیان مونت - روسه و ووین بروچه به این تیم اضافه خواهند شد. 

صعود این تیم از مرتفع ترین محل سکونت دائمی این قله یعنی صومعه رونگبوک (Rongbuk Monastery) در جبهه تبت خواهد بود. از این مکان تا بیس کمپ پیشرفته در پای گذرگاه شمالی اورست حدودا 30 کیلومتر راه است. با توجه به شرایط حاکم بر کوه آنها قصد دارند از مسیر نورتن یا گذرگاه شیبدار هورنبین (Norton or Hornbein Couloir) به قله 8،850 متری اورست صعود کنند. با اینکه می دانند ریسک تجهیزات و سوخت کم بالاست ولی هر دو قصد دارند تا آنجا که امکانش هست سبک تر حرکت کنند چون می تونند سریع تر باشند. کیلیان می گوید: "ما از این ریسک آگاه هستیم آن رو می پذیریم چونکه نهایتا این روشی ست که ما می خواهیم آن رو روی این قله به کار بگیریم و هر اتفاقی بیافته به نظر خیلی هیجان انگیز خواهد بود."

منبع تصویر و خبر: Adventure Sports

 

برچسب‌ها: اورست, ماجراجویی, رکوردها
نوشته شده توسط آلتای  در ساعت 1:30 | لینک   | 
نظر شما

کیومرث بابازاده


                             پیشکسوتان و بزرگان کوهنوردی ایران
                                           

                                           کیومرث بابازاده

                باتشکر از کاظم فریدیان هیمالیا نورد بزرگ ایران

من وظیفه خودم میدانم در وبلاگ درخصوص همه بزرگان کوه بنویسم واین را بخشی از تاریخ کوه میدانم .واقای بابازاده با بیش از 50 سال سابقه کوهنوردی همیشه در بطن کوهنوردی ودرکنار جوانان فنی کار کوه بوده وهست. وهمپای بسیاری از بزرگان کوه از جمله فریدون نجاح.فریدون اسماعیل زاده استادبزرگ ابراهیم بابائی و....

   کیومرث بابازاده
متولد ۱۳۲۳ د رشهر کرمانشاه
 آقای بابازاده از اعضای کوهنوردی ابرمرد و از موسسین و بنیانگذاران باشگاه کوهنوردی آرش و یکی از قدیمی ترین و پر سابقه ترین کوهنوردان فنی و پیشکسوت در کشور که هنوز هم در سن ۶۹ سالگی فعال کوه بوده و ارتباطات خود را با کوهنوردان جامعه کوهنوردی و جوانان حفظ و در پرورش بسایری از جوانان کوهنورد سهم بسزایی داشته است.
آقای بابازاده از یاران مرحوم فریدون نجاح ، آقای ابراهیم بابایی و
بوده و در بسیاری از برنامه های مهم کوهنوردی فنی حضور فعال داشته است از جمله اولین صعود کوهنوردان ایران به روی دیواره علم کوه از جمله مسیر هاریروست ، فرانسویها ، مسیر آرش و ... حضور در برنامه های مهم زمستانی و برنامه های برون مرزی بخشی از کارنامه درخشان آقای بابازاده بشرح زیر می باشد.
۱- صعود زمستانی قله پرو کرمانشاه در سال ۱۳۳۹
  صعود قله های البرز مرکزی
 عضویت در سازمان کوهنوردی ابرمرد د رسال ۱۳۴۴
 فعالیت در منطقه علم کوه در سالهای ۴۵ و ۴۶
 صعود زمستانی قله قلعه نو
 صعود دیواره بیستون و برج لودر
 صعود دیواره علم کوه در سالهای ۱۳۴۷ و ۱۳۴۸
 صعود دیوراه های تزرجان، لجور
 صعود دیوراه غربی علم کوه ، یخچال شمالی سبلان و
 عضو موسسین گروه کوهنوردی آرش در سال ۱۳۴۸ (عمده این فعالیتها قبل از سال ۱۳۵۰ بوده )
 شرکت در کلاس مربی گری ، حضور کنگره بین المللی فرانسه
  صعود قله مون بیران ، سوزنیهای شیطان و گراند شاارموز
  صعود قله تیریج میرنا ارتفاع ۷۵۵۰ متر در سال ۱۳۵۵
 مسئول فنی گروه کوهنوردی آرش و بازگشایی مسیر آرش در دیواره علم کوه در سال ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲
 عضو موسسین و رئیس هیئت مدیره انجمن کوهنوردان ایران تا سال ۱۳۸۵ و فعال د رکارهای اجتماعی کوهنوردی
 صعود زمستانی قله های زیادی در سطح کشور
 سرپرستی گروه اعزامی برای صعود قله برودپیک در سالهای ۱۳۸۸ و ۱۳۹۰ و هدایت اعزامی برودبیک در سال جاری
دلم نمی خواهد به او بگویم پیرمرد چون هنوز هم در بین محافل کوهنوردی و جوانان کوهنورد فعال و در صعود قله همراه با آنها می باشد.
ولی می توانم بگویم او یکی از قدیمی ترین پیشکسوتان کوهنوردی ، قدیمی ترین مربیان کوهنوردی و از بزرگان و اساتید کوهنوردی ایران می باشد که وجودش مایه افتخار جامعه کوهنوردی و دلگرمی کوهنوردان می باشد که باید از وجود ایشان و تجارب ارزنده و گرانبهای او استفاده لازم بعمل آید.
متأسفانه با توجه به حادثه اخیر در برودبیک و مفقود شدن سه تن ا زکوهنوردان جوان عده ای نمی دانم مغرضانه یا بی نظر انتقادات شدیدی به ایشان نموده که موجب کسلی و ناراحتی وی گردیده در حالی که او در غم از دست رفتن این جوانان که همانند فرزند او میباشند بسر می برد. شایسته نیست این اتقادات تند و گزنده به عمل آید . ما باید بزرگان کوه را محترم شمرده و تکریم نموده و از وجود آنها استفاده نماییم . و امیدوارم جوانان منتقد تجدید نموده و انتقادات را برای یک برنامه آسیب-- نگهدارند.
از دوستان قدمی و همنورد آقایان بابازاده می توان
فریدون نجاح ، ابراهیم بابایی ، ابراهیم نوتاش ، بیژن صادقی محرارفی ، فریدون اسناعیل زاده ، علی محمد پور ، محمد نوری ، عباس محمدی ، جلال رابوکی و ناصر خوش چین
که همگی از بزرگان و از اساتید و از فعالین کوه تاریخ کوهنوردی ایران به شمار می روندنام برد.
علاوه بر نامبردگان فوق می توان صدها کوهنورد دیگر را که از جوانان و قهرمانان در سطح کشور می باشد نام برد.   
@mountainnewspaper
🌐 از طرف کاظم فریدیان به کیومرث بابازاده 🌐
جمعه اول مرداد در رینه و خانه مصطفی لاریجانی مراسمی به راه بود. افتتاح یک سوئیت کوچک و زیبا در گوشه حیاط خانه به اسم "خانه هشت هزاری ها".  مصطفی تصمیم گرفته بود این سوئیت را  به کارش اختصاص دهد در ضمن با قاب کردن عکسهایی از ایرانیان صعود کرده به هشت هزارمتری ها یاد و نام آنها را زنده نگه دارد.. این کار مصطفی قابل تقدیر است.. هرچند من بهش پیشنهاد داده بودم به جای هشت هزاری ها، یادبودها و عکسهایی از کوهنوردان و صعودهای شاخصی که طی این پنجاه سال روی دماوند انجام شده رو قاب کنه. به زبان فارسی و انگلیسی از بیوگرافی افراد. هرچی باشه اینجا دماونده و خیلیها دوست دارند بدونند این کوه زیبا چه خاطره هایی داره و چه صعودها و حتی مرگهایی رو به چشم خودش دیده!
ولی مصطفی قبول نکرد. یک لیست بلند بالا از شماره تلفن این افراد تهیه کرده بود و تک تکشون زنگ زده بود که به آنجا بروند.  از جمله آقای بابازاده، فریدیان و نجاریان این دعوت را لبیک گفتند و همزمان با مراسم روز دماوند، این سوئیت افتتاح شد .      yon.ir/tia1 آنچه در زیر میخوانید یادداشتی است که کاظم فریدیان -اولین ایرانی صعود کننده به K2 - در حاشیه این مراسم نوشته است:
به باور من آقای کیومرث بابازاده سرآمد کوهنوردان ایران است حاضرم با هر کوهنورد ایرانی دیگری که کسی معرفی کند باذکر دلیل و مدرک و آمار و رکورد ایشان را مقایسه کنم.
از همان ساعت که زنده به بیس کمپK2 رسیدم، تصمیم گرفتم کلنگ این صعود را به ایشان تقدیم کنم طرح این شد که عکس روی قله را به نسبت یک به یک و کلنگ هفت گوهر و همان پرچمهای روی قله را روی شاسی نصب کرده و به استاد تقدیم کنم. متاسفانه این طرح تا روز گزارش برنامه آماده نشد با خودم قرار گذاشتم در حاشیه یک مراسم کوهنوردی یا گزارش مناسب که برازنده ایشان باشد این هدیه را تقدیم کنم اما طی این سالها هر مراسمی که برای اینکار در نظر گرفتم به دلیلی نشد و نشد که نشد!!! تا اینکه آقای مصطفی_لاریجانی خبر داد که اطاقی را در خانه اش به هشتاد_هیمالیانورد ایرانی که حداقل یک هشت هزاری صعود کرده اند اختصاص داده و در روز یکم مرداد ماه روز دماوند آنرا افتتاح خواهد کرد از مصطفای عزیز و دوست داشتنی خواستم فرصتی به این آرزوی دیرینه من اختصاص دهد تا در حضور هیمالیانوردان اینکار به انجام برسد اما دریغ از یک نفر از همالیانوردان که دعوت مصطفا را اجابت کرده باشد!!! حدود ساعت 3 عصر وقتی آقای بابا زاده تشریف آوردند به ایشان گفتم حدود هشت سال این هدیه معطل است اما مثل اینکه قسمت نیست در مراسم بزرگ و درخور نام شما خواسته من به سرانجام برسد اجازه دهید در همین محفل خودمانی و با دست خودم و با بیشترین احترام و تواضع کلنگ صعود به قلهK2 را تقدیم شما کنم. 
                                                                                                         کاظم فریدیان
"                                 نقل از .   کانال روزنامه کوهستان" 

 کاظم فریدیان هیمالیا نورد بزرگ ایران 

عکسی تاریخی از بنیانگذاران گروه ابرمرد وآرش

 

کلاردشت – گروه ابرمرد سال ۱۳۴۶ – علم چال

نفرات از سمت راست: بیژن صادقی، ابراهیم بابایی، فرزین ناژادکی، زنده یاد احمد فرزین نیا، خسرو شهبازی، زنده یاد فریدون نجاح، ابراهیم نوتاش، محمود فتوحی، کیومرث بابازاده، محمد ارضی، منوچهر افشار

این کوهنوردان برجسته موفق شدند اولین صعودهای مستقل ایرانیان روی مسیرهای هاریروست .فرانسوی ها ودیواره غربی علم کوه را قبل از انقلاب انجام دهند وشاهکار افریدند

 

              کیومرث بابازاده    همراه باهمشهریش    رضا شهلائی هیمالیانورد برجسته کرمانشاهی

 

 

 

           یخچال اسپیلت ودیواره غربی  ویخچال خرسان  وگرده الملنی های علم کوه

                                                                  نغمت اخضری شهریور95

در ارتباط با اطلاع رسانی به جوانان کوهنورد ومعرفی بزرگان .پیشکسوتان واساتید اثر گذار در کوهنوردی ایران وظیفه خود و وبلاگ تاریخ کوهنوردی همدان میدانم که به تدریج نسبت به معرفی وتقدیر از این بزرگواران که حقی بسزا به گردن جامعه کوهنوردی دارند در حد اطلاعات وسوابق خودم اقدام نمایم.واز هر گونه کمک ونظر واطلاعات دوستان کوهنورد استفاده خواهم نمود..لطفا برای رسیدن به این هدف اعلام نظر وکمک نمائید.