جستجو و نجات توماس لامل در برودپیک

توماس لامل در حال بررسی مسیر پرواز و امداد و نجات
توماس لامل (Thomas Laemmle)، راهنما، کوه نورد و فیزیولوژیست آلمانی در وب سایت خود شرحی از عملیات جستجو و نجات در برودپیک طی چند روزی که برای نجات سه کوه نورد گمشده ایرانی به انجام رسانده را درج کرده که در زیر بخش اصلی این گزارش را ملاحضه می کنید:
بعد از فرود از گاشربروم ۲ از کمپ سه این قله با اسکی راهی بیس کمپ شده و سپس آماده حرکت به سمت آسکوله شدم که باید ابتدا به کانکوردیا می رفتم. روز ۲۰ جولای (شنبه ۲۹ تیر) در مسیر حرکت خود به سمت کانکوردیا نیکنام کریم با من تماس گرفت و گفت که سه ایرانی در کمپ ۴ گیر افتاده اند و قادر به فرود نیستند.
من پیشنهاد کمک خود به شرط اعزام با هلی کوپتر تا ارتفاع بین ۶،۰۰۰ و ۶،۵۰۰ به همراه اکسیژن را ارائه کردم و همچنین پیشنهاد نجات اسلینگ را دادم که خود مایل به آن بودم. نیکنام با ارتش تماس گرفت و پیشنهاد من رو داد و عصر آن روز دوباره با من تماس گرفت و گفت که ارتش تنها با اعزام او تا هر ارتفاع ممکن موافقت کرده و پیشنهاد نجات اسلینگ را رد کرده است. ضمنا او گفت که تنها یک کوه نورد ایرانی زنده ست و او هم در حوالی کمپ چهار می باشد. من هم درخواست سه کپسول اکسیژن، دو ماسک و دو ریگلاتور کردم.
برنامه من این بود که تا آن نقطه صعود کنم و یک آمپول دگزامتازون به او تزریق کرده و بهش اکسیژن برسونم و سپس با او تا ارتفاع ۶،۵۰۰ متری پایین بیام تا هلی کوپتر بتونه ما رو از اونجا تخلیه کنه.

تجهیزاتی که لامل با خود برای امداد رسانی برداشته بود
روز ۲۱ جولای (یکشنبه ۳۰ تیر) گروه من که از گاشربروم ۲ فرود آمده بودند، به سمت کانکوردیا حرکت کرده و من هم در لباس پر خودم منتظر هلی کوپتر ماندم. آن روز ما سه پرواز انجام دادیم و تا ارتفاع ۸،۰۰۰ متری بالا رفتیم که حداکثر ارتفاع یک هلی کوپتر می تونست باشه، و از کل مسیر عکس گرفتم. حتی از مسیر قله فرعی که منطقی صخره ایست هم تصویر تهیه کردم اما هیچ چیزی ندیدیم، حتی یک علامت هم ندیدیم. در تمام طول مراحل پرواز کت پرم تنم بود و آماده فرود به نقطه مورد نظر بودم. روز بعد تصاویر را در اسکاردو مورد تحلیل قرار دادیم اما چیزی دستگیرمان نشد.
اواخر همان روز مختصات آخرین تماس تلفنی آنها رو بدست آوردیم و با گوگل ارث محل مورد نظر رو مشخص کردیم و دوباره عکس های من رو چک کردیم اما باز هم چیزی نیافتیم. به نظر می رسید کوه نوردان ایرانی از گرده اشتباهی و از قله سنگی پایین آمده بودند. آخرین تماس از حوالی ارتفاع ۷،۵۰۰ متری بوده که در سمت پاکستان قرار داره.. کوه نورد ایرانی که تماس می گرفت (آیدین بزرگی) در آخرین تماس خود گفته بود که از مسیر اصلی خارج شده و اطرافش سنگ و صخره ست اما می تونسته چادر کمپ سه رو ببینه.
روز ۲۲ جولای سفارت ایران درخواست تلاش دیگری با همراهی من داشت. نظر من بر تلاش دوباره مساعد نبود ولی این تلاش آخرین شانس برای یافتن زنده یا مرده کسی بود و از فردا نیز هوا رو به خرابی می رفت و تا ۲۶ جولای هوا مساعد نبود. در این پرواز من هیچ تجهیزاتی برای امداد رسانی با خودم نبردم چون با این هوا امکان امداد رسانی وجود نداشت.
در این عملیات ما سعی خواهیم کرد تا حداقل موقعیت اجساد این کوه نوردان را برای عملیات های احتمالی بعدی برای انتقال، شناسایی کنیم. با این حال باورم بر این بود که کسی زنده نمانده و با این پرواز و در آن شرایط هوایی هم من جان خودم رو به خطر می اندازم.
۲۳ جولای سعی کردیم صبح زود پرواز رو شروع کنیم چون هر چه زودتر حرکت کنیم هوا سردتره و همان اندازه هم هلی کوپتر هم بهتر میتونه اوج بگیره. به خاطر ابری بودن مسیر ما ساعت ۹ تونستیم به بیس کمپ برودپیک برسیم در این وضعیت باید منتظر می ماندیم تا دریچه هوایی باز بشه تا هلی کوپتر بتونه پرواز کنه و به نزدیکی های قله برسه.. هوای بد ادامه داشت و پرواز ما تنها تا ارتفاع ۷،۵۰۰ متری صورت گرفت و ابری بودن هوا مانع پرواز ما تا ارتفاع بالاتر بود و به همین خاطر ساعت دوازده پرواز به اتمام رسید و هلی کوپتر به اسکاردو بازگشت.

موقعیت تقریبی کوه نوردان گمشده کشورمان
تصویر سه کوه نورد ایرانی و مسیر مشخص شده قرمز و سبز به تصویر اصلی اضافه شده اند.
همان روز ساعت ۱۶ آخرین کنفرانس خبری رو در اسکاردو داشتیم و من هم نظر نهایی خودم را ارائه کردم و شدیدأ معتقد بودم که هیچ کس نمی تونه زنده مونده باشه و سه کوه نورد ایرانی به خاطر ماندن طولانی مدت در ارتفاع بالا بدون آب و غذا و از دست دادن آب بدنشان جان خود را از دست داده اند.
دومین چیزی که گفتم این بود که به خاطر قرار گرفتن اجساد جان باختگان در ارتفاع و موقعیت خاص و دور بودن از مسیر صعود امکان دسترسی و انتقال آنها با هلی کوپتر وجود ندارد. کوه نوردان ایرانی در ارتفاع حداقل ۷،۵۰۰ قرار دارند و هلی کوپتر تنها می تونه از ارتفاع ۵،۸۰۰ متری کسی رو به پایین انتقال بده در نتیجه در ارتفاع بالاتر عملیات باید توسط کوه نوردان انجام شود. قبلا در این ارتفاع عملیات نجات صورت گرفته اما در مسیر نرمال بوده اند. در حال حاضر تنها دو سرنخ از موقعیت این کوه نوردان داریم: ۱- از روی آخرین تماس تلفنی ۲- منطقه زرد نشان داده شده بر روی تصویر. هر دو موقعیت در ارتفاع بالای ۷،۵۰۰ متری قرار گرفته و ۵۰۰ متر از قله و مسیر نرمال فاصله دارند.
من به عنوان یک کوه نورد معتقدم این سه کوه نورد نمی خواهند جان کسی به خاطر انتقال آنها به خطر بیافتد. دو باربر پرچم ایران رو بر روی قله برودپیک پیدا کرده اند و به این ترتیب مسیر ایرانی ها تکمیل شده است. به نظر می رسه آنها موقع بازگشت گرده اشتباهی رو به سمت پایین فرود آمده اند و این تنها اشتباه آنها بوده است!
توماس لامل
منبع: http://4x8000.blogspot.com/2013/07/search-and-rescue-operation-sar-for.html
http://www.explorersweb.com/everest_k2/news.php?url=the-iranian-route-on-broad-peak-complete_137485806
عظیم قیچی ساز در وب سایت شخصی خود از تصمیمش درباره صعود به ششمین قله مرتفع جهان، چو آیو، در تبت خبر می دهد. این قله دوازدهمین قله ای خواهد بود که عظیم در مسیر تکمیل پروژه ۱۴ قله بالای هشت هزار متری خود بر روی آن تلاش خواهد کرد و در صورت موفقیت تنها دو قله دیگر یعنی شیشا پانگما و لوتسه را در پیش روی خود خواهد داشت.
چو آیو یا "خدای فیروزه" با ۸،۲۰۱ متر ارتفاع در مرز تبت و نپال واقع شده و این کوه نورد خوب و توانمند کشورمان باید برای صعود این قله ویزای تبت را تهیه کند. در طی سال های گذشته دولت چین سخت گیری های زیادی را در مرز تبت اعمال کرده و این مرز کوهستانی در کنترل نظامیان چینی ست که مانع از ورود و خروج مسافرین تبت می شود و همین موضوع باعث شده تهیه ویزا برای تبت با سختی های زیای همراه باشد که در نتیجه در طی سال های گذشته تلاش های بسیار معدودی بر روی این قله به ثبت رسیده است.
عظیم در وبسایت خود اعلام کرده به خاطر همین مشکلات برای تهیه ویزای خود از طریق چند شرکت نپالی اقدام کرده است و در صورت دریافت ویزای تبت در اواسط شهریور راهی این قله شده و تلاش یک ماهه خود را بر روی این قله آغاز خواهد کرد.
چو آیو برای اولین بار در سال ۱۹۵۴ توسط یک تیم اتریشی به نام های جوزف و هربرت (Herbert Tichy, Joseph Jöchler) و شرپایشان پاسانگ داوا لاما شرپا (Pasang Dawa Lama Sherpa) صعود شده است.
برای عظیم قیچی ساز عزیز آرزوی موفقیت و سلامتی داریم.
------------------------------------------------
پی نوشت: طبق اعلام سایت Dawn به نقل از کوه نوردان اسپانیایی که برای نجات همنوردان خود عازم ارتفاعات گاشربروم ۱ شده بودند، سه کوه نورد گمشده در گاشربروم یک جان باخته اند. این کوه نوردان در نزدیکی کمپ سه پناه گرفته بودند. همچنین موقعیت دقیق این کوه نوردان شناسایی نشد.

گاشربروم یک که به قله پنهان نیز معروف است، یازدهمین قله مرتفع جهان می باشد
طبق تماس خویشاوندان سه کوه نورد اسپانیایی که عازم قله گاشربروم یک به ارتفاع ۸،۰۶۸ متر شده بودند، این کوه نوردان از روز یکشنبه که به قله رسیده بودند مسیر خود را گم کرده و هنوز موفق به بازگشت به کمپ های پایین تر نشده اند. شرایط جوی تا دیروز برای از سرگیری جستجوها مساعد نبود اما از دیروز دریچه هوایی مساعدتری انتظار میره در منطقه حاکم باشه تا جستجوها دوباره از سر گرفته شوند.
در این حادثه چهار کوه نورد اسپانیایی بر اثر وقوع طوفان در مسیر بازگشت از قله مسیر خود را گم کرده اند که یکی از آنها به نام آلفردو گارسیا (در پست قبلی توضیح داده شده) قبل از صعود قله تصمیم به بازگشت گرفته و موفق شد با به دست آوردن مختصات کمپ سه به سلامت خود را به این کمپ برساند اما سه کوه نورد دیگر هنوز نتوانسته اند به کمپ سه برسند و از روز دوشنبه نتوانسته اند هیچ تماسی برقرار کنند که احتمالا به خاطر خالی شدن باطری هایشان بوده است. این تیم در آخرین تماس خود در روز دوشنبه گفته بودند که با هم هستند و در نزدیکی های کمپ پناه گرفته اند. آلفردو نیز در حال حاضر خود را به بیس کمپ رسانده است.
موقعیت فعلی این کوه نوردان بالای ارتفاع هفت هزار متری ست و هلی کوپتر های ارتش پاکستان تنها می توانند تا سقف ۶،۵۰۰ متری اوج بگیرند. این در حالی ست که معمولا فرود آمدن هلی کوپتر بر روی شیب های سخت کوهستان نیز تقریبا غیر ممکن است.
طبق گفته های کلنل منظور حسین، رهبر آلپاین کلاب پاکستان، در اکسپدیشن اسپانیایی ها تعداد ده کوه نورد شرکت داشتند که شش کوه نورد باقی ماانده در حال صعود برای امداد رسانی به تیم گمشده هستند. این مسئول پاکستانی در گفتگو با سایت Dawn گفته بود که بقا در این ارتفاع از نظر فیزیولوژی بدن انسان غیر ممکنه چون بادها به شدت طوفان هستند و دمای زیر صفر درجه به پیچیدگی مسئله کمک کرده و شخص آگاهی خود را از گذر زمان از دست می دهد. او خود نیز یک بار در سال ۱۹۷۶ در ارتفاع ۶،۶۱۰ متری پایو پیک در منطقه قره قروم گیر افتاده بود.
منبع: http://www.dawn.com/news/1031614/storm-delays-search-for-missing-spanish-climbers
برودپیک
" اسکات پاوری (Scott Powrie)، کوهنوردی آمریکایی است که از همان آغاز سفر کوهنوردان تیم ایران در اسلام آباد پاکستان با آنها آشنا شده بود. او در وبلاگ شخصی خود اقدام به انتشار آخرین عکسها و گزارشی خواندنی از همنوردی با تیم ایران در جریان صعود به قله برودپیک نموده است. شرح این گزارش را به نقل از وبلاگ ورجین و ترجمه عرفان فکری در زیر می خوانید:
" در شانزده جولای، سه نفر از کوهنوردان تیم ایران که ما با آنها صعود می کردیم، صعودی باورنکردنی و گشایش مسیری جدید بر روی قله برودپیک انجام دادند. این گشایش مسیر، هدفی بود که آنها از سال 2009 کار بر روی آن را شروع کرده بودند و موفقیتی بسیار بزرگ برای این کوهنوردان بسیار با استعداد بود. اما این جشن خیلی کوتاه بود و کوهنوردان نتوانستند بر طبق برنامه طراحی شده، فرود بیایند و مجبور به شب مانی های متعدد در ارتفاع 7800 متری شدند. از کمپ های پایین نفراتی برای کمک اعزام شدند اما تلاش هایی که برای نجات آنها انجام شد، موفقیت آمیز نبود.
وقتی من این اخبار را شنیدم در اسکاردو بودم. من این سه دوست خیلی خوب را با قلبی آکنده از غم، ترک می کنم. در ابتدای این سفر من به فکر این نبودم که دوست جدیدی پیدا کنم و فقط به دنبال کسی می گشتم که با او همطناب شوم. اما روابط دوستی در مکان های عجیب و غریب و در شرایط عجیب و غریب شکل می گیرد و رشد می کند. بهترین خصوصیاتی که می شود برای همراه بودن و گذراندن اوقات از یک تیم انتظار داشت، در افراد تیم ایران وجود داشت. من هفته هایم را در قره قروم در سایه ی دو چیز سپری کردم، کوههای بزرگ و این مردان بزرگ.


آیدین بزرگی مجتبی جراحی
من برای اولین بار تیم ایران را در 10 ژوئن در اسلام آباد دیدم. ما تصمیم داشتیم مجوز صعود و برقراری بیس کمپ را با هم به صورت مشترک دریافت کنیم. ما همگی در کنار هم نشستیم و درباره نحوه انتقال به اسکاردو صحبت کردیم. یکی از کوهنوردان ما باید ویزای خود را تمدید می کرد و یکی دیگر از اعضای تیم ما هنوز کیف وسایل خود را دریافت نکرده بود. من تصور می کردم که با این شرایط، تیم ایران به جای صبر کردن برای ما، فورا به کوهستان عزیمت خواهد کرد اما به سرعت دریافتم که این تیم از افرادی خوش قلب، بسیار مودب و نوعدوست، تشکیل شده است. من از آنها پرسیدم که آیا ممکن است چند روز برای حرکت به سمت کوهستان منتظر بمانند و آیدین بلافاصله گفت: " هیچ مشکلی نیست، ما میتوانیم منتظر بمانیم، به کارتان برسید و هر آنچه که لازم است انجام دهید".
در این سفر مشکلات و موانع زیادی وجود داشت که باید بر آنها چیره می شدیم. بعد از دریافت مجوز صعود، مجبور شدیم به جای پرواز به اسکاردو از راه زمینی به این شهر برویم، اگر میخواستیم به صورت انفرادی عمل کنیم، امکان نداشت که بتوانیم تمام مسائل را حل کنیم اما در قالب یک تیم، موفق شدیم. برای ما که چند هفته بیشتر از آشنایی مان نمی گذشت باعث شگفتی بود که حرکت تیمی خوبی انجام داده بودیم.
با حضور این افراد، اقامت و زندگی در بیس کمپ فوق العاده بود. یاد گرفتم که چطور به فارسی بگویم "سپاسگزارم" و من هم به آنها با لهجه کالیفرنیایی خودم، اصطلاحات عامیانه را یاد دادم. آنها خوراکی های زیادی از ایران آورده بودند مثل پنیر، گوشت، ترشیجات، میوه های خشک و تنقلات. این آذوقه آنها برای استفاده تا پایان برنامه شان بود و لزومی نداشت که آن را با دیگران تقسیم کنند. اما آنها خیلی سخاوتمند و دست و دل باز بودند و از ما خواستند که راحت باشیم و خوراکیهای محلی آنها را امتحان کنیم و تمام غذاهایی را که می خوردند به ما هم پیشنهاد می کردند که امتحان کنیم.
پویا کیوان (سمت راست) به همراه افشین سعدی
آنها این روحیه سخاوتمندی را در کوهستان هم به نمایش گذاشتند. برایان،یکی از همنوردان ما نزدیک کمپ یک دچار حادثه شد. او در مسیر از طنابهای ثابت سقوط کرده بود و پایش از شش قسمت شکسته بود. مجتبی که در حال فرود آمدن از کمپ سه بود و به شدت خسته شده بود، با تمام خستگی که داشت، به کمک برایان آمده و به او کمک کرد تا از طنابهای ثابت پایین بیاید. حتی مجتبی ابزار خود را در اختیار یکی از شرپاها قرار داد تا عملیات امداد برایان را به پایان برساند.
در این دنیا من بسیار خوش شانس بودم که در نقاط مختلفی از جهان زندگی کنم و افراد متفاوت زیادی را ببینم. بعضی از آنها خوب و بعضی بد بودند. اما در موارد کمیابی شما افرادی را ملاقات می کنید که به مانند نوری سفید از شادی و سعادت، موج مثبت خیلی قوی در شما ایجاد می کنند. این گونه افراد کمیاب هستند و همین اشخاص هستند که باعث می شوند، این دنیا جای بهتری برای زندگی برای همه ما باشد. تعداد بسیار کمی از همین افراد خاص هستند که اگر حتی یک نفر از آنها را از دست بدهیم، اثرات منفی عظیمی برای بقیه ما خواهد داشت. آیدین، پویا و مجتبی از همین افراد معدود کمیاب بودند. جهان این روح های جوان را از دست می دهد، من این روح های جوان را از دست می دهم. آنها دوستان من بودند و من از دیدن رفتن آنها ناراحتم. قلب من برای خانواده ها و دوستان این افراد از جا کنده می شود. تمامی افراد تیم ایران، جلوه ای عظیم از استعداد، خوش طبعی، شخصیت و بازتابی شگفت انگیز از کشوری بودند که از آن آمده بودند."
منبع: http://highaltitudescott.blogspot.com/2013/07/bittersweet-homecoming.html
----------------------------------------------------------
ده سال ، بیست سال ،سی سال چهل سال نزدیک به پنجاه سال است که فعالیت کوهنوردی داشته برنامه های زیادی را اجرا نموده ازجمله صعود بسیاری از قلّه های کشور ، صعودهای منطقه ای ( صعود تمامی قلّه های یک خط الرأس ) سنگنوردی ، دیواره نوردی ، صعودهای زمستانی ، اجرای برنامه های نو و جدید و برای اولین بار بازدید از غارها برگزاری کلاسهای آموزش سنگنوردی و کوهنوردی ، برخورد با حوادث و اتفاقات در کوهستان ، مواجه با شرایط سخت زمستانی ، ریزش بهمن ها ، امداد و نجات و حمل مصدومان در شرایط بسیار سخت ، ارتباط بسیار خوب و صمیمانه با کوهنوردان وقت گروههای کوهنوردی و تشکیلات کوهنوردی ، حضور فعال در تشکیلات کوهنوردی دولتی و غیر دولتی در طول زمان و کسب تجربیات بسیار زیاد و دوستانی جاودانی وفراموش نشدنی.