حسن نجاریان وفریدون اسماعیل زاده. 
 
                                وبیان شیوائی که واقعیتی است
 
 

نیاز

هر وقت تنها بودم پیشش بودم

هر وقت احساس بی کسی می کردم/ خانه فریدون مامن امنی بود

 هر وقت هوس کَل کَل رو صخره ها سرت می زد فریدون پایه بود.

هر وقت حقی ضایع می شد نفر اول مدافعین بود

 هر وقت گلی می رویید فریدون دست به ماشه آماده ثبت صحنه بود

 هر کجا بحث علم می شد حتما فریدون یکی از سینه چاکان چپ بود که می تاخت

هر وقت میوه ی می خواستی نوبر کنی باید سری به کلبه ی عشقش می زدی

گر بدنبال نقطه ی گم شده ی بودی باید سراغ نقشه ی عریض و طویلش می گرفتی

 هر کجا برفی یخ می زد نیش تبرش آماده نواختن پیانوی عشق بود

وقتی بود سالن سنگ امجدیه بوی شور و عشق و رقابت سالم میداد

 هر نوا از هر رادیویی به گوش فریدون خو ش می آمد

 در هر کجای این سرزمین هر کجا کوه نورد با استعدادی پیدا می شد حتما فریدون با او هم کلام شده بود

 مهربانیش به گربه های پارک لاله، تا بچه های لر عشایر تا مادرشان حلیمه که عکسش را با تمام عشق ورنداز می کرد، رسیده بود...

کاش بازم همچو فریدون ها بیان باشن نیاز داریم ...

نیاز  

حسن نجاریان ابان ۹۴ 

 


 

منبع: اینجا (وبلاگ کوه) 

مطلبی بود همراه با احساس ومحبت که یک هیمالیا نورد کشورمان نوشته وانقدر به دلم نشست که  

علیرغم اینکه اقای علی بیات انرا در دیار الوند نقل کرده بود من هم انرا تکرار کردم. 

با تشکر از حسن نجاریان و....

برچسب‌ها: فریدون اسماعیل زاده
نوشته شده توسط علی بیات در ساعت 9:4 | لینک   | 
یکنظر