کتاب پیروزی بر اورست

از متن کتاب استاد گیلانپور: موضوع اورست تنها بار بردن تا ارتفاع ۸۵۰۰ متر، نفس نفس زدن، از سرما منجمد شدن، جان دادن و بالاخره فقط صعود به قله آن نیست.
کتاب پیروزی بر اورست
ترجمه استاد بزرگ و اولین مربی کوهنوردی ایران
کاظم گیلان پور
تنسینگ وهیلاری اولین فاتحین قله اورست
ترجمه و تألیف استاد کاظم گیلان پور اولین مربی کوهنوردی ایران ، کوهنورد برجسته و پیشرو و اسکی باز و...
این کتاب تلاشهای بسیار ارزنده کوهنوردان در طول صد سال برای صعود قله اورست را بیانگر است و در آن زمانها ( ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال پیش ) با چه امکانات و کمبودها و مشکلات و با عزم و اراده پولادیش برای صعود بلندترین قله جهان تلاش و چه جان های گرانبهایی در این مسیر از دست دادند و بالاخره در سال ۱۹۵۳ موفق به صعود این قله شدند ( هیلاری و تنسینگ )
من سه بار این کتاب را خریداری و مطالعه کردم و از بس کتاب خوبی بود آن را بردند و برنگرداندند .
در این کتاب ما با تجربیات بسیاری گرانبهایی روبرو می شویم که تا نخوانی نمی دانی
من خواندن این کتاب را به هیمالیا نوردان جوان توصیه می کنم.
مقدمه کتاب پیروزی بر اورست.(کاظم گیلانپور)
سی و دو سال بود که بشر در پای اورست تلاش می کرد ، با روشهای گوناگون بر این قله یا قله سفید پوش حمله میبرد و پیروز نمیشد اما هیچگاه نیز از پای نمی نشست و حتی فکر انصراف از ادامه این تلاش را بسر راه نمیداد
بعید نیست هنگامی که کولاکهای نابودکننده اورست کوهنودران را حتی از انجام ضروری ترین احتیاجات اولیه یعنی نفس کشیدن باز می داشته موقتاً این فکر به سر آنها راه یافته باشد که دیگر به آن جهنم ( جهنم سفید ) باز نگردند ولی همینکه آسایش خود را بازیافته و اندکی می اندیشیدند تصمیم می گرفتند بهر قیمتی که باشد اراده ی خود را بر این بلندترین آسمان خراش روی زمین تحمیل نمایند.اما از این کار چه سودی حاصل است
مالوری که چندین بار به اورست حمله برد و سرانجام در ۱۹۲۴ نزدیک قله آن وضع اسرار امیزی جان داد این ( معنای بزرگ ) را فیلسوفانه در قالب جمله ای ( خیلی کوچک ) بیان داشت وقتی که از او پرسیدند ( اینهمه تلاش که در این راه می کنید برای چیست ؟ ) پاسخ داد دلیلش آن است که ( اورست آنجا هست ) یعنی اگر اورست نبود ما با آنجا نمی رفتیم یعنی چون اورست درروی کره ی ماست ما ساکنین کره ی زمین باید آنرا بشناسیم و نباید اجازه دهیم با این همه پیشرفتهایی که کرده ایم هنوز هم نقطه یا نکته مجهولی در روی کره زمین باقی باشد.
یعنی اینکه بشر با اینهمه اراده و ابتکار و عقل نباید مقهور (یک مشت سنگ و یخ) گردد. و بالاخره اینکه انسان باید نشان دهد که از این توده ی جاندار پوست و گوشت و استخوان چه معجزه هایی بوقوع می پیوندد و اراده بشر تا کجا می تواند پیش برود و از همه مهمتر آنکه اورست نقطه ای دور افتاده و دست نخورده و مرتفعترین نقاط روی زمین است باید دید ساختمان این کوه چگونه است؟ آیا گیاه در آن میروید؟ در ارتفاع زیاد آن آیا موجودی می تواند زندگی کند ؟ آیا انسان از لحاظ تنفس و فشار هوا در روی این کوهستان دچار مضیقه نخواهد شد؟ تا چه ارتفاعی می تواند بطور عادی زندگی کند؟ از آنجا بالاتر چگونه باید زیست نماید؟
بنابراین می بینیم که در پاسخ (پاسخ کوچک) مالوری معانی بزرگی نهفته است و از سال ۱۹۲۱ تا ۱۹۵۳ یعنی دورانی که بشر برای کشف و فتح اورست رنج می برد همه اش سعی داشته که باین پرسش ها پاسخ دهد زیرا تا موقعی که جواب یکایک آنها را نمی یافت نمی توانست سر تیز و برف یخ زده ی قله ی آن کوه را لگدمال خویش سازد.
اگر امروز به سازمان اولین هیئت که در ۱۹۲۱ به اورست رفت بنگریم خیلی ابتدایی و خنده آور بنظر می رسد. آنها تقریباً با لباس و وسائل عادی به کوه رفتند ولی به تدریج تجربیات پر ارزش هر هیئت در دسترس (جنرال سرجان هونت) با چه دستگاه منظمی عازم اورست شده و فاتح می شود و به یکی از آرزوهای دیرینه بشر جامه عمل می پوشاند.
کتاب ( پیروزی بر اورست) را زا آن رو ترجمه و تألیف نمودم که دیدم تا کنون در هیچ یک از حوادث دنیائی اراده بشر تا این حد تجلی نکرده و معجزه نشان نداده است. سرسختی شگفت آور و مداومی که در این راه نشان داده شده نمونه است، در این باره بشر آنقدر تلاش کرده و رنج برده که داستان کشف قطبهای شمال و جنوب را کاملاً تحت الشعاع قرار داده است زیرا این دو قطب در نخستین حمله ها در مقابل بشر سر تسلیم فرود آوردند در حالیکه در اورست ده هیئت انگلیسی و یک هیئت سوئیس و سه حادثه جوی عجیب (منفرداً) د رمدت سی و دو سال کوشش کردند و رنج بردند و چندین زخمی و کشته دادند تا به نتیجه رسیدند و از این رو مردم دنیا اتفاق عقیده دارند که د ربین همه ی حوادث جهان اورست (بزرگترین حادثه)بوده است
از این جهت به چاپ این کتاب پرداختم که آنرا برای افراد غیر کوهنورد یک داستان جالب حقیقی زنده و برای کوهنوردان یک درس مفید و بزرگ شناختم. انچه که در این کتاب کوهنوردان بخصوص باید خیلی به آن توجه نمایند طرز سازمان دادن کارها مربوط به یک مسافر دور و دراز و سخت ، چگونگی مقابله با حوادث طبیعی است صبر و اراده و پشتکار است که برای صعود به قله این کوه بکار رفته است. و بالاخره حس فداکاری و از خود گذشتگی واقعاً شگفت آوری است که یکایک افراد هیئت از خود نشان می دهند.
شوخی نیست که چهارصد نفر کار می کنند و تا ارتفاع ۸۵۰۰ متر تلاش می نمایند و عده ای از انها حتی جان خود را می دهند برای اینکهخ فقط (دونفر) به قله برسند، یعنی ۳۸۸ نفر زحمت می کشند ، همه گذشت می کنند ، شاید همه آنها هم برای تحصیل پیروزی نهایی شایستگی داشته باشند ولی از این افتخار هم می گذرند و کاملاً نفع خود را فدای نفع همه می کنند تا تنها دو نفر رفیقشان به هدف برسند و تا مشکلی حل شود.
اینجا هست که می بینیم موضوع اورست تنها بار بردن تا ارتفاع ۸۵۰۰ متر ، نفس نفس زدن ، از سرما منجمد شدن ، جان دادن و بالاخره فقط صعود به قله آن نیست بلکه از نظر معنوی نیز درس واقعاً بزرگی است و از این رو خواندن ان برای همه کس اگر چه از نظر کوهنوردی هم نفعی نداشته باشد سودمند است و من اطمینان دارم که خواننده هر نوع اخلاق و روحیه ای که داشته باشد ضمن خواندن این کتاب بارها دجچار تأثر و هیجانات شدید روحی خواهد شد و پس از اتمام آن چشمها را بر هم گذارده ابتدا تمام صحنه های صعود به اورست را همچون فیلم از برابر نظر خواهد گذرانید و آنگاه بر اراده و فداکاری همه افرادی که در این حادثه بزرگ شرکت داشته اند درود خواهد فرستاد و سرانجام پیش خود تصمیم خواهد گرفت که مانند آنها د رتمتم مراحل زندگی خویش از خود بردباری و شکیبایی نشان داده و در دنبال کردن مقصود آنقدر پا فشاری نماید تا شاهد پیروزی را در آغوش گیرد.
کاظم گیلان پور
تنسینگ (شرپا) و هیلاری اولین صعود کنندگان قله اورست
تنسینگ و هیلاری صعود قله اورست سال ۱۹۵۴

تنسینگ و هیلاری اولین فاتحان قله اورست

جندتن از اعضای هیئت اورست سال 1924 از جپ به راست.مورشید.مالوری.سامرویل ونورتن
با جه امکاناتی صعود میکردند.
ای کاش این کتاب نایاب را فدراسیون کوهنوردی ایران تجدید چاب می کرد.
ازآقای زارعی رئیس فدراسیون که خودش اورست را صعود کرده میتوان انتظار
داشت.
|
||
|
«جرج مالوري» قهرمان كوهنوردي بود كه در سال 1924 بهمراه کوهنوردجوان ایروین در تلاش براي رسيدن به قله اورست، در چند صد متري مانده به قله و يا حتي شايد در بازگشت از آن از پاي درآمد و جسدش تا سال 1999 يعني 75 سال بعد نامكشوف در آن سرماي هميشگي مانده بود. نقل است كه خبرنگار نيويورك تايمز از اين كوهنورد پرسيده بود كه از چه رو مي خواهد قله اورست را فتح كند و او جواب داده بود؛ چون كه آنجاست! . جمله مشهوری درباره مالوری وجود دارد.یک بار از او پرسیده بودند "چرا شما می خواهید اورست را فتح کنید؟" که او پاسخ داده بود "برای اینکه آنجا است"! این چهار کلمه مشهورترین کلمات بین کوهنوردان هستند. البته اخیرا درباره اینکه آیا این کلمات گفتهً خود مالوری بوده یا اینکه زادهً خیال پردازی یکی از روزنامه نگاران آن زمان بوده شک و شبهه بوجود آمده است. برادر مالوری نیز مانند خود او در حادثهً کوهنوردی در کوههای آلپ فرانسه در گذشت. |
مالوری چه سختی ها برای اولین صعود اورست کشید.
مالوری قهرمان بزرگی که اورست را صعود و هرگز برنگشت
ده سال ، بیست سال ،سی سال چهل سال نزدیک به پنجاه سال است که فعالیت کوهنوردی داشته برنامه های زیادی را اجرا نموده ازجمله صعود بسیاری از قلّه های کشور ، صعودهای منطقه ای ( صعود تمامی قلّه های یک خط الرأس ) سنگنوردی ، دیواره نوردی ، صعودهای زمستانی ، اجرای برنامه های نو و جدید و برای اولین بار بازدید از غارها برگزاری کلاسهای آموزش سنگنوردی و کوهنوردی ، برخورد با حوادث و اتفاقات در کوهستان ، مواجه با شرایط سخت زمستانی ، ریزش بهمن ها ، امداد و نجات و حمل مصدومان در شرایط بسیار سخت ، ارتباط بسیار خوب و صمیمانه با کوهنوردان وقت گروههای کوهنوردی و تشکیلات کوهنوردی ، حضور فعال در تشکیلات کوهنوردی دولتی و غیر دولتی در طول زمان و کسب تجربیات بسیار زیاد و دوستانی جاودانی وفراموش نشدنی.