ده سال ، بیست سال ،سی سال چهل سال نزدیک به پنجاه سال است که فعالیت کوهنوردی داشته برنامه های زیادی را اجرا نموده ازجمله صعود بسیاری از قلّه های کشور ، صعودهای منطقه ای ( صعود تمامی قلّه های یک خط الرأس ) سنگنوردی ، دیواره نوردی ، صعودهای زمستانی ، اجرای برنامه های نو و جدید و برای اولین بار بازدید از غارها برگذاری کلاسهای آموزش سنگنوردی و کوهنوردی ، برخورد با حوادث و اتفاقات در کوهستان ، مواجه با شرایط سخت زمستانی ، ریزش بهمن ها ، امداد و نجات و حمل مصدومان در شرایط بسیار سخت ، ارتباط بسیار خوب و صمیمانه با کوهنوردان وقت گروههای کوهنوردی و تشکیلات کوهنوردی ، حضور فعال در تشکیلات کوهنوردی دولتی و غیر دولتی در طول زمان و کسب تجربیات بسیار زیاد و دوستانی جاودانی وفراموش نشدنی.

و اینکه کسب تجربه محدودیت ندارد و شاید با داشتن تجارب بسیار زیاد هنوز هم در بعضی از موارد اشتباهات و خطاهایی را داریم و بنظر میرسد در هر سنی باز باید تجربه کسب کنیم و از اشتباهات درس بگیریم .

بسیاری از تجربیات را در حین عمل کسب می کنیم ولیکن باید از تجربیات کوهنوردان قبل از خودمان استفاده کنیم از درسهای آنان ، تعریف آنان ، مطالعه کارها و فعالیتهای آنان و برنامه های موفق و ناموفق انها و با همه اینها می شود رشد بهتری داشته باشیم و در اجرای برنامه های سنگین موفقیت لازم را داشته باشیم .

موضوع به اینجا ختم نمی شود ما از بزرگان و قدیمی ها درسها گرفته ایم . در طول فعالیتهای کوهنوردی تجارب زیادی را کسب نموده ایم و حالا وظیفه ما چیست ؟

انتقال تجارب به کوهنوردان جوان و بعد از خودمان و ما اگر آموخته ها و تجارب خود را انتقال ندهیم خیلی ضعیف عمل کرده ایم و به وظیفه خود عمل ننموده ایم و با ارتباط صمیمانه و حتی پدرانه با جوانان این انتقال انجام یافته و جوانان هم ترغیب می شوند از این تجارب استفاده نمایند .

توجه نمانید ننسینگ و هیلاری در سال 1954 میلادی با کسب تجربه از کوهنوردانی که قبل از آنها برای صعود اورست تلاشهای زیادی نموده و موفق نشده و حتی جان خود را از دست دادند با امکانات و تجهیزات بسیار ساده و قدیمی و درچه شرایط سختی موفق به صعود قلّه اورست شدند و سالهای بعد کوهنوردان غیور دنیا با استفاده از تجارب ننسینگ و هیلاری و تکمیل آن تجارب صعودهای بی نظیری روی قلّه اورست و دیگر قلّه های هیمالیا نموده و خود را مدیون آنها می دانند .

و در پایان معتقدم که کوهنوردان بزرگ و نامی که بیشترین عشق را به صعود کوههای بزرگ داشته و از این صعودها لذت فراوان را برده و سربلند و افتخار جامعه شدند وظیفه دارند همانند هیلاری و خیلی از کوهنوردان دیگر وجودشان در خدمت به طبیعت و جامعه کوهنوردی باشد .

هیلاری اولین فاتح قلّه اورست که بزرگترین مدال کشورش را دریافت نموده و علیرغم امکانات رفاهی و مالی حدود چهل سال پس از صعود قلّه اورست وجودش را در خدمت به منطقه هیمالیا ، ( نپال ) قرار داد و با تهیه منابع مالی و اخذ کمک از خیر خواهان و بشر دوستان در طول این چهل سال به اموزش کوهنوردی و یخنوردی شریاها و راهنمایان اورست اقدام. جاده سازی ، پل سازی ، مدرسه سازی ، بیمارستان سازی ، و غیره . و افتخاری برای خود به وجود آورد که به نظر من ارزشی خیلی بیشتر از صعود اورست را داشت .

و ما هم اگر ادعایی داریم باید وجودمان را در راه خدمت به طبیعت ، جامعه کوهنوردی و غیره قرار داده و با ارتباط با نسل های بعدی کوهنوردی ، جوانان و ... ...

تجارب خود را در اختیار آنها قرار داده اگر چه ممکن است جوانان در بعضی از موارد تجارب بهتری از ما داشته باشند .

به امید ایجاد ارتباط نسل های قدیم و جدید کوهنوردی پیشکسوتان ، پیشگامان ، بزرگان کوه ، نسل های جوان ، قهرمانان و فعالان این رشته ورزشی و ایجاد یک فرهنگ کوهنوردی خوب و ترویج آنها .

و حاصل همه اینها عشق به طبیعت به کوه و پاکی و دوستانی است که در کوه پیدا کردم و با آنها زنده هستم ...

 

به گلشت جوانی ای رفیقان             یادمارا زنده دارید ای رفیقان

 

                                                                                     نعمت اخضری  

                                                                                       20/9/90